مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

هوش نوزاد

عواملی که بر هوش کودک تاثیر دارند

عواملی که بر هوش کودک تاثیر دارند

چه عواملی بر هوش تأثیر دارند؟   عوامل زیستی موثر بر هوش کودک پژوهش‌های مختلف، تأثیر عوامل زیستی گوناگون را بر هوش و توانایی‌های ذهنی افراد نشان داده است که به اختصار اشاره می‌کنیم: الف. هورمون‌ها: بعضی از هورمون‌ها در فعالیت‌های ذهنی نقش مهمی دارند. هورمون تیروکسین که از غده تیرویید ترشح می‌شود، درفعال کردن کارکردهای ذهنی نقش اساسی دارد. اختلال در ترشح هورمون‌های تعیین‌کننده جنس در دوره جنینی، علاوه بر این که نامشخص شدن جنس کودک را پس از تولد موجب می‌شود، ممکن است نقایص هوشی را نیز به وجود آورد. ب. تغذیه: بسیاری از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تغذیه ناقص چه در دوره جنینی و چه پس از آن در رشد هوش کودک تأثیر سوء بر جای می‌گذارد. ازجمله موادغذایی لازم در مورد کودکان، ماده پروتئینی است که کمبود آن بر رشد دستگاه عصبی و در نتیجه بر هوش تأثیر نامطلوب می‌گذارد. علاوه بر مواد پروتئینی، انواع ویتامین‌ها (E,D,C,A) و بعضی از موادمعدنی (کلسیم و منیزیم) در این مورد نقش موثری دارند. بر اساس برخی پژوهش‌ها، چنان چه کودکانی را که از تغذیه مطلوب برخوردار نبوده‌اند تحت رژیم غذایی مناسب قرار دهند، پس از مدتی هوش‌بهر آنان تا اندازه‌ای افزایش نشان می‌دهد.   تاثیر تفاوت‌های جنسی بر هوش کودک پژوهش‌هایی که برای مقایسه هوش دختران و پسران انجام گرفته اغلب به این نتیجه رسیده است که از نظر هوش کلی بین دو جنس تفاوتی وجود ندارد. اما از نظر برخی توانایی‌ها بین دو جنس تفاوت‌های دیده می‌شود. از نظر روانی کلامی، خواندن، فهمیدن، چالاکی انگشتان دست و مهارت‌های منشی‌گری دختران نسبت به پسران برتری دارند. از سوی دیگر از نظر استدلال ریاضی، توانایی دیداری ـ فضایی، استعداد فنی و سرعت هماهنگی حرکات عضلات بزرگ، پسران بر دختران برتری دارند. باید دانست این تفاوت‌ها بیشتر معلول روش تربیت دختران و پسران و عوامل فرهنگی است تا عوامل زیستی و وراثتی مربوط به دو جنس. با وجود این، برخی تحقیقات نشان داده است که از نظر بعضی کارکردهای مغزی بین دو جنس تفاوت‌هایی وجود دارد. وایتلسون، در یک پژوهش درباره دختران و پسران گروه‌های سنی ۶ تا ۱۳ سال به این نتیجه رسید که در پسران تا سن ۶ سالگی برای پردازش اطلاعات فضایی و غیرکلامی، نیمکره راست مغز بر نیمکره چپ برتری دارد. در حالی که در مورد دختران برتری نمیکره سمت راست مغز برای پردازش اطلاعات فضایی تا قبل از نوجوانی برقرار نمی‌شود.   پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی یکی دیگر از عوامل موثر بر هوش، پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی، سطح شغل، سطح تحصیلات و میزان درآمد پدر و مادر است. تفاوت بین متوسط هوش کودکان در رابطه با پایگاه خانواده‌ها ممکن است از یک سو نشانگر تأثیر عامل وراثت در هوش و از سوی دیگر نتیجه تأثیر شرایط مناسب خانوادگی و محیطی برای رشد و پرورش توانایی‌های ذهنی کودکان باشد. علاوه بر مسایل فوق، برخی عوامل دیگر مانند جمعیت خانواده و ترتیب تولد فرزندان، محل سکونت، شباهت و تفاوت فرهنگی پدر و مادر، انتظارهای والدین از کودکان، فقر، فشارهای اقتصادی، نگرش والدین نسبت به فرزندان، روش‌های تربیتی که از سوی والدین اعمال می‌شوند، داشتن فرصت‌های آموزشی و... بر رشد و چگونگی هوش تأثیرگذار هستند.   طبیعت و تربیت یکی از چالش‌هایی که همیشه در مورد هوش مطرح بوده این است که رشد هوش تحت تأثیر طبیعت است یا تربیت؟ طبیعت به میراث زیستی کودک و تربیت به تجربیات محیطی اعم از فرهنگ حاکم بر جامعه، روابط خانوادگی، رسانه‌ها و... اشاره دارد. برخی دانشمندان اعلام کرده‌اند که هوش، عموماً ارثی است و تجربیات محیطی، نقش کمی در گسترش آن ایفا می‌کنند؛ اما رشد واقعی هوش نیاز به چیزی بیش از وراثت دارد. اغلب متخصصان بر این نکته توافق دارند که محیط نیز نقش مهمی در رشد هوش دارد. این بدین معناست که غنی‌سازی محیط کودکان می‌تواند هوش آنها را افزایش دهد و موجب پیشرفت تحصیلی و افزایش احتمال دستیابی آنها به مهارت‌های مورد نیاز برای یک شغل و استخدام شود. یکی از مسایل مهم در ارتباط با اهمیت محیط در هوش، افزایش نمرات آزمون‌های هوشی، در سراسر دنیا است. نمره‌های افراد در آزمون‌های اخیر هوشی نشان می‌دهد که اکثر افراد، بهره هوشی متوسط دارند، در حالی که سابقاً وضع هوشی اکثریت، کمتر از متوسط بود. همچنین مطالعات مدرسه‌ای در تأثیر محیط بر هوش نیز اثراتی بر هوش نشان داده‌اند. در تحقیقی که رمفل، بر روی کودکان هندی ساکن جنوب آفریقا که به مدت ۴ سال از مدرسه رفتن محروم شدند در مقایسه با کودکان روستای همجوار که در محیط مدرسه مشغول به تحصیل بودند، انجام داد متوجه شد که به ازای هریک سال تأخیر از مدرسه ۵ نمره در هوش‌بهر کاهش داشتند. نمرات آزمون هوش، گرایش به افزایش در طول ماه‌های مدرسه و کاهش در ماه‌های تعطیل دارد. علاوه بر این کودکانی که روزهای تولدشان به گونه‌ای است که یک سال زودتر به مدرسه می‌روند، هوش بالاتری نسبت به کودکانی که یک سال دیرتر به مدرسه می‌روند، نشان می‌دهند. همچنین کسانی که به هر دلیلی به مدرسه نرفتند یا ترک تحصیل داشتند هوش پایین‌تری خواهند داشت. تعامل بین وراثت و مح۰یط آن قدر پیچیده و پویا است که یکی از روان‌شناسان به نام ویلیام گرینوخ، می‌گوید: پرسش از این که در هوش، طبیعت مهم‌تر است یا تربیت، مانند پرسش از این نکته است که برای ایجاد یک مستطیل، طول مهم‌تر است یا عرض؟ ما هنوز نمی‌دانیم کدام؟ و اصولاً این سؤال غلط است. رشد هوشی فرد، نتیجه متقابل وراثت و محیط است. در عوامل محیطی بر تحصیلات مدرسه‌ای تأکید شده در حالی که فرهنگ حاکم بر جامعه، روابط خانوادگی، رسانه‌ها و دیگر عوامل نیز موثر است.   رابطه هوش و عوامل دیگر   تاثیر وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی بر هوش کودک کودک تیزهوش در هر خانواده‌ای می‌تواند وجود داشته باشد اما مطالعات متعدد نشان می‌دهند که این گونه کودکان اکثراً به خانواده‌های سطوح اجتماعی بالا تعلق دارند. ترمن در مطالعات خود مشاهده کرد که نسبت استعدادهای ممتاز در جوامعی که از لحاظ اقتصادی برترند، بیش از جوامعی است که وضع اقتصادی پایینی دارند. می‌توان گفت فعالیت، امیال و وضع مالی خانواده ممکن است تجارب و اطلاعات زیادی برای کودک فراهم آورد. گروهی وجود هر گونه ارتباطی بین تیزهوشی وضع اقتصادی ـ اجتماعی و سواد والدین را رد می‌کنند. مثلاً مارلند می‌نویسد که این فرض که افراد تیزهوش و مستعد در محیط‌های حرفه‌ای به وجود می‌آیند، اشتباه است.   تاثیر فرهنگ بر هوش کودک ضریب هوشی نمی‌تواند معیار مطمئنی برای مقایسه هوش اشخاصی که در فرهنگ‌های مختلف بزرگ شده‌اند باشد. روشن است که تفاوت شیوه‌های زندگی، اندیشه و بیان در این زمینه نقش دارد و نمره ۲۰ در یک آزمون ۵۰ سؤالی معنای متفاوتی در دو محیط فرهنگی متفاوت خواهد داشت. هوش، مری وابسته به فرهنگ است و با یادگیری‌های کودک و ارزش‌های خانوادگی و اجتماعی او ارتباطی جدایی‌ناپذیر دارد. از این دیدگاه نمی‌توان تعاریفی که قبلاً از هوش به عمل می‌آمد را تمام و کمال پذیرفت.   تاثیر وضع جغرافیایی بر هوش کودک کودکانی که در مناطق دوردست زندگی می‌کنند ممکن است از دسترسی به منابع آموزشی زیاد که معمولاً در مناطق پر جمعیت‌تر فراهم است محروم باشن. مطالعات نشان می‌دهند از لحاظ هوش‌بهر تفاوت‌هایی بین کودکان نقاط گوناگون یک کشور وجود دارد. معمولاً کودکان شهری نسبت به همسالان روستایی خودهوش بیشتری نشان می‌دهند. گروهی ازروان‌شناسان معتقدند که پسران و دختران از لحاظ سطح هوش برابرند جز این که توزیع هوش میان پسران و مردان وسیع‌تر از توزیع آن میان دختران و زنان است یعنی تفاوت هوشی میان پسران بیش از دختران است. عده‌ای دیگر اعتقاد دارند که سطح هوش افراد با زمان طفولیت آنها نسبت مستقیم دارد. یعنی هر فرد که دیرتر بالغ شود معمولاً باهوش‌تر خواهد بود. در این صورت پسران که دیرتر از دختران به مرحله بلوغ می‌رسند از لحاظ هوش برتری نشان می‌دهند. کاربرد آزمون وکسلر در مورد هزاران دختر و پسر نشان داده است که این دو گروه از نظر آزمون‌های کلامی تفاوت معنی‌داری ندارد. برعکس در مورد آزمون‌های غیرکلامی، تفاوت‌های چشمگیری نشان می‌دهند و این تفاوت همیشه به نفع پسران است. در بین ازمون‌های غیرکلامی، دخترها تنها در آزمون رمزنویسی بر پسرها برتری دارند. دختران در استعداد کلامی پیشرفته‌تر از پسران هستند و این امتیاز از حدود ۱۱ سالگی آشکار می‌شود. در مجموع، دختران از نظر دستور زبان، دیکته و واژگان بهتر از پسران هستند و در پاره‌ای از آزمایش‌های زمینه تجسم فضایی و ریاضیات دختران بیشتر است. برتری پسران در استعداد عددی از ۱۲ تا ۱۳ سالگی آشکار می‌شود. پسران اندکی پس از آن، یعنی در سن بلوغ از نظر تجسم فضایی نسبت به دختران پیشرفته‌ترند. شاید پسران در درک روابط فضایی موجب می‌شود که اکثر آنان در رشته‌هایی نظیر مهندسی، معماری، ریاضی و حتی نقاشی موفقیت بیشتری داشته باشند. عقب‌ماندگی چشمگیر زنان در زمینه‌های شغلی و تحصیلی احتمالاً ناشی از ارزش‌های حاکم بر جامعه است. گرچه وجود تفاوت‌های زیستی را نمی‌توان نادیده گرفت. به نظر آزوبل در دوره دبستان پسران در مهارت‌های مکانیکی و ورزشی، درک و فهم شفاهی یا کلامی، استدلال شفاهی، استدلال ریاضی، ادراک فضایی و توانایی جهت‌یابی و حل مسأله بر دختران برتری دارند. در واقع می‌توان گفت که تیزهوشی منحصر به پسران نیست بلکه هردو جنس پسر و دختر از این موهبت برخوردار هستند. متأسفانه دختران تیزهوش در معرض این خطر جدی قرار می‌گیرند که به آنان به صورت تبعیض‌آمیز رفتار می‌شود و در بسیاری از فرهنگ‌ها به ویژه در کشورهای در حال رشد و جهان سوم این تبعیض به صورت گسترده‌ای اعمال می‌شود. جنسن معتقد است که وراثت ۸۰ درصد از میزان هوش افراد را تعیین می‌کند و فقط ۲۰ درصد از آن به عوامل محیطی بستگی دارد. ضمناً وی ادعا می‌کند که سیاه‌پوستان آمریکا که به نظر او از ساخت ژنتیکی نازل‌تری برخوردارند از سفیدپوستان کم‌هوش‌ترند. کاهش بازدهی کودکان سیاه‌پوست ناشی از کم‌هوشی آنان ناشی نیست بلکه به تفاوت فرهنگ‌های خاص، روش‌های محلی و اعتقادات جامعه آنان مربوط می‌شود. عده‌ای معتقدند که سیاه‌پوستان آمریکا و آفریقا در مجموع، ضریب هوشی کمتری نسبت به سفیدپوستان ساکن همان مناطق نشان می‌دهند. یکی از دلایل تفاوت مذکور این است که سیاه‌پوستان نمی‌توانند در دوران کودکی از محیطی غنی و مناسب برای رشد ذهنی لازم، بهره‌مند شوند. هوش B ضعیف الزاماً نشانه هوش A ضعیف نخواهد بود. تقریباً تمام محققان اعتقاد دارند که عوامل محیطی و اجتماعی سبب کاهش هوش‌بهر سیاه‌پوستان نسبت به سفیدپوستان می‌شود زیرا تفاوتی در هوش‌بهر کودکان بسیار خردسال سیاه‌پوست و سفیدپوست وجود ندارد. در یک مطالعه ثابت شد که محیط سر کودک با هوش‌بهر بالا در سن یک سالگی بزرگ‌تر از محیط سر کودکان با هوش‌بهر متوسط بوده است. دلیل معتبری برای تناسب هوش و ظرفیت جمجمه وجود ندارد. اندازه جمجمه، در وهله نخست با اندازه جثه تناسب دارد. نژادهای مختلف از نظر میانگین ظرفیت جمجمه متفاوتند ولی در هر نژادی افراد دارای جمجمه بزرگ‌تر و افراد دارای جمجمه کوچک‌تر از میانگین جمجمه دیگر نژادها وجود دارند. به طور کلی می‌توان گفت همبستگی اندازه سر با هوش عمومی بسیار ناچیز است و از حدود ۱۰/۰- تا ۱۰/۰+ بیشتر تجاوز نمی‌کند. مهم‌ترین قسمت از ساختمان بدنی موجودات زنده که در هوش آنها دخالت دارد، مغز نامیده می‌شود. مغز افراد آدمی با یکدیگر تفاوت‌هایی دارد. یکی ازجنبه‌های تفاوت مغز آدمیان، اختلاف اندازه آن است ولی اندازه مغز به تنهایی در ایجاد تفاوت بین افراد، اهمیت زیادی ندارد. وزن متوسط مغز انسان در حدود ۱۴۰۰ گرم است. افرادی که وزن مغزشان از ۷۰۰ گرم کمتر است به طور کلی کم‌هوش هستند. تفاوت‌های موجود در ساختمان‌های شیمیایی مغز، ارثی و میزان فعالیت کولین استراز در تعیین میزان بهره هوشی موثر است. افزایش میزان هوش از لحظه تولد تا موقعی که فرد بالغ می‌شود با میزان رشد مغز ارتباط دارد.   تاثیر قشر مخ بر هوش کودک حجم مخ در افراد می‌کند به طوری که گاهی در یک فرد دو برابر فرد دیگر است. در تعیین میزان هوش حجم و وزن مخ کافی نیست بلکه نوع ترکیب و عمق پیچیدگی‌های مخ اهمیت دارد. برخی بررسی‌ها نشان داده است که بین ضخامت قشر مخ و هوش همبستگی وجود دارد. شرمن به این نتیجه رسیده است که میان خصوصیات چهره و نمرات تحصیلی همبستگی چشمگیری وجود ندارد.   تاثیر قد بر هوش کودک فیش وآل به این یافته رسیده‌اند که کودکان باهوش‌تر، از ۴ سالگی به بعد قد بلندتر از کودکان با هوش‌بهر متوسط بوده‌اند. انگیزه‌های پیشرفت در دختران و پسران نیز متفاوت است. دختران، به علت موانع متعددی که در مسیر ترقی و آرمان‌های آنان قرار دارد به تدریج انگیزه‌های پیشرفت خود را از دست می‌دهند، در صورتی که پسران، به دلیل ضرورت پیشرفت در جامعه و امکانات گسترده‌تر، از این نظر تقویت می‌شوند. انگیزه ازجمله عواملی است که در افزایش یا کاهش بهره هوشی تأثیر مستقیم دارد.   تجربه قبلی و هوش کودک هرچه کودک در گذشته اطلاعات و مهارت‌های بیشتری اندوخته باشد به همان نسبت توانایی بیشتری خواهد داشت که آنها را به موقعیت‌های جدید انتقال دهد و یادگیری جدید را برای خود آسان‌تر کند. یادگیری قبلی، یادگیری بعدی را آسان‌تر می‌کند، البته به شرطی که میان آن دو ارتباط وجود داشته باشد. هرچه یادگیری قبلی کودک بیشتر باشد راه او برای یادگیری بعدی هموارتر است.   تنوع محرک‌های هوش کودک اصولاً بیشتر عوامل محیطی، حداکثر اثر خود را در نخستین سال‌های زندگی بر جای می‌گذارند. اساس شخصیت و ساختمان روانی انسان در چند سال اول زندگی شکل می‌گیرد. برخی روان‌شناسان تنوع محرکات را مهم‌ترین عامل محیطی در رشد هوش می‌دانند و معتقدند که هرچه کودک بیشتر ببیند، بشنود، لمس کند و از حواس خود استفاده کند، در سال‌های بعد زندگی به دیدن، شنیدن، لمس کردن و استفاده از سایر حواس خود علاقه بیشتری نشان خواهد داد. کمبود محرک‌های لازم برای رشد منجر به رشد ناکافی سلسله اعصاب مرکزی و به ویژه مغز می‌شود و در نتیجه شخص از نظر هوش که عملکرد مغز و به ویژه قشر مخ است رشد کافی نمی‌کند. در بزرگسالی محرومیت از محرک‌های محیطی نمی‌تواند بهره هوشی را چندان کاهش دهد زیرا در این دوره مغز به حداکثر رشد خود رسیده است و با همان تجربه‌هایی که قبلاً آموخته است می‌تواند به عملکرد خود ادامه دهد.   تاثیرترتیب تولد  بر هوش کودک برخی مطالعات نشان داده است که معمولاً در یک خانواده، فرند اول باهوش‌تر از بچه‌های بعدی است و موفقیت اجتماعی و شغلی به دست می‌آورد. بر اساس پژوهش‌های دیگر هرچه فرزندان یک خانواده با فاصله کمتری متولد شوند وزن کمتری خواهند داشت و از نظر مهارت‌های بدنی، رشد  عصبی و بهره هوشی ضعیف‌تر خواهند بود. به نوشته گالاگر این اعتقاد وجود دارد که کودکان اول خانواده از خواهران و برادران بعدی با استعدادترند. تغذیه مادر درماه‌های بارداری، حرکات وی و حالات روانی او در سرنوشت کودکی که به زودی متولد خواهد شد اثری شگرف دارد. پس در اولین وهله باید توجه به تغذیه مادر باردار و اعمال و رفتار او معطوف شود تا کودکی سالم از نظر جسمی و روانی به دنیا آورد. هرچه کودک از هوش‌بهر بیشتری برخوردار باشد و قدرت تفکر بیشتری داشته باشد زودرنج‌تر خواهد بود و رفتار نامناسب اطرافیان اثرات سوء بیشتر در او خواهد گذاشت. اگر محیط خانواده آرام، گرم و با ثبات باشد و اختلاف مهمی میان زن و شوهر موجود نباشد و برای اداره خانه و تربیت فرزندان تفاهم وجود داشته باشد، رشد هوش و سایر مهارت‌های فکری آسان‌تر و سریع‌تر در کودکان انجام می‌گیرد زیرا کودک وقت و انرژی خود را صرف کشف محیط خود و یادگیری می‌کند.   تاثیر جدایی کودک از والدین بر هوش کودک جدا شدن کودک از پدر و مادر به ویژه به مدت طولانی و قبل از ۳ سالگی، اثر سویی در رشد عاطفی و فکری کودک دارد. کودکانی که در خردسالی به پرورشگاه‌ها فرستاده می‌شوند از نظر عاطفی و ذهنی رشد کافی پیدا نمی‌کنند و هوش‌بهر آنان اغلب کمتر است. نبود یا کمبود حضور پدر در خانه سبب می‌شود که کودک و به ویژه پسر، نتواند با پدر خود همانندسازی کند و در نتیجه دچار تعارض و اضطراب درونی می‌شود.

پرورش ذهن کودکان یک تا دوسالگی

پرورش ذهن کودکان یک تا دوسالگی

تقویت رشد ذهنی کودک در یک سالگی   در یک سالگی، کودک قادر است احساسات خود را به نمایش بگذارد و بوسیدن را به خوبی درک می‌کند کودک می‌تواند اسباب‌بازی خود را بلند کند و به مادر بدهد. کودک در این سن می‌تواند دو یا سه کلمهٔ بامعنی به زبان بیاورد و ممکن است شکلی را در کتاب بشناسد و به آن اشاره کند. کودک شروع به فهم پرسش‌های ساده می‌کند.  برای تقویت رشد ذهنی کودک در یک سالگی به نکات زیر توجه کنید: - ابراز محبت کودک را با نوازش کردن عروسک‌هایش یا در آغوش گرفتن و بوسیدن کودک تقویت کنید. داستان‌هایی دربارهٔ حیوانات و بچه‌های آنها برای کودک خود تعریف کنید. کمک کنید تا کودک با صدای جانوران آشنا شود.   در ۱۵ ماهگی، کودک قادر به شناسایی اجرای بدن خود است و می‌تواند صدای حیوانات را دربیاورد. همچنین در این سن، کودک می‌تواند اشیای ساده را حمل کند و لباس‌هایش را درآورد.   در ۱۸ ماهگی، اگر نام اشیا را بگویید کودک به آنها اشاره می‌کند و تلاش می‌کند کارهای ساده روزمره را انجام دهد و از کارهای افراد بزرگ‌تر تقلید کند.   برای تقویت رشد ذهنی کودک در ۱۸ ماهگی به نکات زیر دقت کنید: با کودک خود زیاد صحبت کنید. ضمایر ملکی را به کودک بیاموزید (مثلاً بگویید: دستمو بگیر، دستتو بده...).   در ۲۱ ماهگی، کودک می‌تواند غذا، نوشیدنی، اسباب‌بازی و رفتن به توالت را درخواست کند و کارهای ساده را انجام دهد. به تدریج کودک خواهد توانست درخواست‌های پیچیده را درک کند.   برای تقویت رشد ذهنی کودک در ۲۱ ماهگی به نکات زیر دقت نمایید:   کودک را با رنگ اشیای مختلف آشنا کنید. اعداد را با انگشتان خود به کودک نشان دهید و سپس از انگشتان کودک برای این کار استفاده کنید. کلمات متضاد، مثل زبر و نرم، گرم و سرد را به کودک بیاموزید. خواص اشیا را به کودک توضیح دهید. مثلاً به کودک بگویید این اسباب‌بازی سفت است.   در ۲ سالگی، کودک بسیاری از نام‌ها و اشیا را در ذهن خود جای داده و در حال سرعت بخشیدن به اطلاعات خود است. کودک می‌تواند خصوصیات اشیای آشنا را شرح دهد، فرمان‌های پیچیده را اجرا و اشیایی را که قبلاً با آنها بازی می‌کرده پیدا کند. در این سن، کودک هم صحبت می‌کند و هم پرسش می‌کند.   برای تقویت رشد ذهنی کودک در ۲ سالگی به موارد زیر توجه نمایید: با قرار دادن مداد، دفتر و لوازم نقاشی به کودک، او را برای نقاشی کردن تشویق کنید. برای کودک داستان‌های طولانی‌تر و قصه‌های خیالی تعریف کنید. علاقهٔ کودک به شنیدن موسیقی و نوارهای قصه کودکانه و نوارهای قصه و موسیقی تقویت کنید. هوش سه بعدی کودک را با تهیه اسباب‌بازی یا جعبه‌هایی که شکل‌های مختلف در شکاف‌های مخصوص آن‌ها قرار می‌گیرد تقویت کنید.   نکته وزن مغز کودک در طول سال اول زندگی دو برابر می‌شود. این افزایش تا حدودی ناشی از افزایش تعداد سلول‌های مغزی و تا حدودی به دلیل رشد اتصالات میان سلول‌ها و قسمت‌های مختلف مغز است. این اتصالات در نوزاد، هنگامی که به چیزی علاقه‌مند می‌شود و تلاش ذهنی می‌کند و نیز هنگام تحریک هریک از حواس، شروع به تشکیل شبکه‌هایی می‌کنند. در نتیجه، از بدو تولد، هر صدا، تصویر، تماس، احساس، بو و مزه موجب ایجاد اتصالات بیشتر می‌شود. برای پیشرفت ذهنی کودک لازم است حواس بینایی، شنوایی، حافظه و مهارت‌های حرکتی باهم پیش بروند. کودک، بدون هماهنگی مغز و عضلات، نمی‌تواند دستش را به سوی اشیای مختلف دراز کند و بدون هماهنگی دست و چشم قادر نخواهد بود اشیا را بگیرد و در نتیجه، نخواهد توانست تصوری از آنها داشته باشد. همگام با افزایش درک عمومی، بسیاری از مهارت‌های مغزی و بدنی به سرعت رشد می‌کند و عواملی مانند شخصیت، اجتماعی بودن و محیطی که برای کودک فراهم می‌شود می‌تواند کمک موثری برای رشد و تکامل مغز کودک باشد. این کمک‌ها به ویژه در سال‌های اول و سوم زندگی که مغز، جهش‌های رشدی عمده‌ای پیدا می‌کند حایز اهمیت است. رشد کودک در سال‌های اولیه زندگی نقش بسیار مهمی در جریان زندگی او دارد به همین دلیل می‌توان سال‌های اول زندگی را به شش جنبهٔ عمده تقسیم کرد: رشد ذهنی، رشد حرکتی، رشد مهارت‌های دستی، رشد اجتماعی، رشد شخصیتی، رشد گفتاری که در مجموع رشد کودک تعامل این ۶ جنبهٔ عمده است که در هر جنبه کودک عقب بیفتد مطمئناً بر روی جنبهٔ دیگر تأثیر می‌گذارد و به نوعی در مراحل رشد دچار اختلال می‌شود و اگر بخواهیم فرندانی سالم (به تمام معنا) داشته باشیم باید به این ۶ جنبه توجهی خاص داشته باشیم. البته در این راستا برای هر کدام از این جنبه‌ها دنیایی اطلاعات و روش پرورشی وجود دارد که باید با توجه به تفاوت‌های فردی، هوش، استعداد و توانایی‌های جسمانی کودک برنامه‌هایی اجرا کنیم که فرزندمان دچار اختلال و مشکل نشود

ویژگی های کودکان باهوش

ویژگی های کودکان باهوش

کودکان باهوش چه ویژگی‌هایی دارند؟   کودکان باهوش در برخورد با موقعیت‌ها و اطلاعات مبهم و غیرمعمول و ظاهراً نامتناسب با یکدیگر احساس ناراحتی نمنی‌کنند و به آسانی با این موارد سازگاری می‌یابند. این کودکان از هر نوع تمرین مغزی و حل چیستان لذت می‌برند. کودکان باهوش به سرعت مطالب را یاد می‌گیرند و می‌توانند آنچه را یاد گرفته‌اند به طور وسیع به کار برند. این کودکان اطلاعات را با کارآیی، سرعت و انعطاف‌پذیری بسیار زیاد پردازش می‌کنند. اگرچه استعداد زیاد به خودی خود مشکلی برای کودکان باهوش به شمار نمی‌آید ولی ممکن است واکنش سایرین تولید مزاحمت کند. بعضی از والدین کودک باهوش خود را درک نمی‌کنند و برخی از کودکان باهوش نیز والدین خود را درک نمی‌نمایند و در نتیجه، ممکن است کودک باهوش، درونگرا شود که اگرچه این موضوع الزاماً نگران‌کننده نیست ولی چنان چه کودک باهوش، تنهایی را ترجیح دهد و بر نیروی تخیل خود متکی شود ممکن است منزوی شود.   شوق کودکان باهوش برای کسب اطلاعات و یادگیری خیلی زیاد است ولی حتی در این صورت هم لازم است والدین آنها درباره نوع آموزش اختصاصی‌تر یا جهشی که مورد نیاز آنهاست و اطمینان از حصول آن با معلم کودک گفتگو کنند. شاید لازم باشد مصرانه از طرف کودک خود در این امر مداخله کنید زیرا با وجود آنچه معلمان ممکن است بگویند، بدون شک شما شخصیت کودک خود را بهتر از کسی که فقط روزی چند ساعت و آن هم فقط در محیط مدرسه او را می‌بیند، می‌شناسید. استعداد سرشار شامل قریحه‌های ویژه استثنایی مانند توانایی‌های هنری یا موسیقی، توانایی‌های ویژه ریاضی یا زبان یا توانایی تجسم فضایی است که به کودک شما امکان می‌دهد که برای مثال در سطح بسیار بالا شطرنج‌بازی کند.   بدون شک برنامه‌های آموزشی جهشی مفید هستند. کودک باهوش در برخورد با تکالیف درسی که برایش بسیار راحت هستند کسل و سرخورده می‌شود. در این صورت ممکن است لازم شود کودک باهوش یک یا چند کلاس را به شکل جهشی طی کند. در مطالعه‌ای که در ۱۵۰۰ کودک دارای بهره هوشی بالا از مدارس کالیفرنیا در سال‌های دهه ۱۹۲۰ تا آخر عمر یعنی سنین ۶۰، ۷۰ و ۸۰ سالگی به عمل آمد مشخص شد که کودکان باهوش، غیر از وضعیت درسی، از بسیاری جهات دیگر نیز برتر از همسالان کم استعدادتر خود هستند. آنها سالم‌تر بودند، به سرگرمی‌ها و بازی‌ها علاقه داشتند و در زندگی آینده هم موفق بودند. تحقیقات نشان داده است که کودکانی که هر شب رأس ساعت معینی می‌خوابند در تحصیلات خود موفق‌ترند. کودکانی که خواب منظمی دارند در یادگیری زبان موفق‌تر از سایر کودکان هستند.   روش‌هایی دیگر برای داشتن کودک باهوش از کوتاه‌ترین لحظات باز بودن چشم‌های نوزاد خود استفاده کنید. به طور مستقیم به چشمان نوزاد نگاه کنید. نوزاد، چهره‌ها را خیلی زود تشخیص می‌دهد. هرگاه نوزاد به شما خیره شود، در واقع در حال ساختن حافظهٔ خود است. تا حد ممکن باید نوزاد، شیر مادر بخورد. تا جایی که می‌توانید زمان شیردهی را طولانی کنید. زمان پرستاری از نوزاد، بهترین هنگام برای برقراری ارتباط با او است.   در این زمان با نوزاد حرف بزنید، برایش آواز بخوانید، همراه با فرزند خود بخوابید، و به آرامی موهایش را نوازش و دستش را لمس کنید.   تحقیقات نشان داده است که نوزادان دو سه روزه قادر به تقلید حرکات صورت هستند. هنگامی که نوزاد به شما نگاه می‌کنند حالات مختلفی به چهرهٔ خود بدهید. به کودک اجازه دهید تصویر خود را در آینه ببیند. شست پای کودک را قلقلک دهید و یا پایش را به آرامی لمس کنید. دو عکس شبیه به هم ولی با یک تفاوت اندک را در فاصله ۲۰ تا ۳۰ سانتی‌متری صورت کودک نگه دارید. کودک متوجه تفاوت آنها می‌شود و با این کار برای مرحله شناسایی حروف و سپس، خواندن کتاب آماده خواهد شد.   با کودک خود با کلمات و لهجهٔ کودکانه صحبت کنید. در زمان‌های مختلف، مثلاً در هنگام تعویض کهنه یا پوشک و یا در زمان شیر دادن به کودک برایش ترانه‌های آهنگین بخوانید. مثلاً به طور آهنگین بگویید: «کهنهٔ کودک عزیزم رو عوض کنم»...   در زمان تعویض لباس‌های کودک، ترتیب لباس پوشیدن را برایش تعریف کنید تا دفعهٔ بعد از شما پیش دستی کند (مثلاً بپرسد: حالا نوبت پوشیدن کدام لباسه؟).   روی کف اتاق دراز بکشید و اجازه دهید کودک از روی بدن شما بالا برود یا چهار دست و پا راه برود. این کار به پیشرفت هماهنگی اعضای بدن کودک و حل ماهرانهٔ مسایل کمک می‌کند.   عملکرد وسایل مختلف (مانند چراغ، یخچال، رادیو، تلویزیون و...) را قبل از استفاده از هریک به کودک توضیح دهید. گاهی با بوسیدن یا فوت کردن آرام بر روی صورت، دست‌ها و شکم کودک او را خوشحال و شگفت‌زده کنید. اسباب‌بازی‌های کوچک را در زیر پتو یا پارچه‌ای مخفی کنید تا کودک با پیدا کردن آنها، خوشحال و هیجان‌زده شود. برای کودک کتاب بخوانید. پژوهشگران دریافته‌اند که کودکان هشت ماهه و بالاتر می‌توانند ترتیب لغات را در داستان تشخیص دهند و آنها را یاد بگیرند، به خصوص اگر داستان دو یا سه بار خوانده شود. با کودک، «دالی موشه» بازی کنید، با این کار کودک درمی‌یابد که بعضی افراد، اشیا و موضوعات ناپدید و دوباره ظاهر می‌شوند. پارچه‌هایی با بافت‌های مختلف، مانند ابریشم، پشم و نایلون را به آرامی بر روی گونه‌ها، پاها و شکم کودک حرکت دهید و حس حاصل از هریک را برایش بیان کنید. هر روز چند دقیقه را با کودک خود بر روی زمین بنشینید و در آرامش نفس بکشید یا در بازی به او حقّه بزنید و اجازه دهید حقهٔ شما را کشف کند و توجه داشته باشید که در چه هنگام متوجه این حقه می‌شود. آلبومی شامل عکس‌هایی از خویشان نزدیک و دور را به کودک نشان دهید. به این ترتیب حافظه کودک تقویت می‌شود. به عنوان مثال، هنگامی که مادربزرگ کودک تلفن می‌زند، همان طور که کودک صدای مادربزرگ را می‌شنود، عکس مادربزرگ را به او نشان دهید. اجازه دهید کودک در هنگام غذا خوردن، غذایش را لمس کند. به خصوص در مواردی که غذا، شامل نخودفرنگی پخته، غلات، پاستا، یا تکه‌های بزرگ طالبی و مانند این‌ها است، اجازه دهید کودک به آنها دست بزند و احساس حاصل از لمس آنها را کشف کند. حتی اگر کودک بارها و بارها اسباب‌بازی‌هایش را به زمین می‌اندازد و از این کار لذت می‌برد، اسباب‌بازی‌ها را برایش جمع کنید و دوباره به دستش بدهید. کودک با این بازی، قانون جاذبه را یاد می‌گیرد. چند ظرف خالی پلاستیکی انتخاب کنید و یکی از اسباب‌بازی‌های کوچک فرزندتان را در زیر یکی از ظرف‌ها مخفی کنید. سپس طرف‌ها را حرکت دهید و بعد، اجازه دهید کودک، ظرفی را که اسباب‌بازی در زیر آن مخفی شده پیدا کند. برای تمرین مهارت‌های حرکتی کودک کوسن‌های مبل، بالش‌ها، جعبه‌ها و اسباب‌بازی‌های کودک را روی زمین بچینید و به کودک نشان دهید که چگونه بر رو یا زیر آنها بخزد یا در اطراف آنها بچرخد. سراسر خانه را چهار دست و پا و با سرعت‌های متفاوت بروید و در مکانی جالب برای بازی بایستید. برای کودک داستان‌های طولانی تعریف کنید. یکی از داستان‌های دلخواه کودک را انتخاب کنید و به جای اسم شخصیت اصلی داستان، نام کودک را قرار دهید تا برایش جالب‌تر شود. تصاویری از حیوانات مورد علاقهٔ کودک را تهیه و آنها را در کتابش پیدا کنید و برای هریک، اسمی بگذارید و آن کتاب را برایش بخوانید و برای کودک داستانی تعریف کنید و صدای حیوانات مختلف را تقلید نمایید. در صورت امکان، به او حق انتخاب میان دو موضوع مختلف را بدهید. مثلاً اجازه دهید یکی از دو رنگ نوشیدنی مختلف را در هنگام خوردن غذا انتخاب کند. با این کار علاوه بر این که کودک درمی‌یابد به تصمیمش اهمیت داده شده است دربارهٔ رنگ‌ها نیز تمرین می‌کند. فیلم‌های قدیمی خانوادگی را در کنار کودک تماشا کنید و داستان مربوط به هر فیلم را برای او تعریف نمایید تا به تکامل زبان و حافظهٔ کودک کمک شود. تعداد چیزهای مختلف، مانند پله‌های خانه، انگشت‌های دست و پای کودک، بلوک‌های اسباب‌بازیی را که بر روی هم می‌چیند با صدای بلند بشمارید. به این ترتیب، کودک خیلی زود خودش شروع به شمردن خواهد کرد. جزئیات ریز تصاویر را برای کودک تعریف و در مورد آنها از وی سؤال نمایید. از تماشای مداوم و طولانی تلویزیون به وسیله کودک جلوگیری کنید. چشم‌انداز کودک را تغییر دهید. صندلی کودک را از یک طرف میز به طرف دیگر آن انتقال دهید. با این کار، حافظهٔ کودک نسبت به نحوهٔ چیدن غذاها بر روی میز و اشیای دور میز تغییر می‌کند. به کودک خود یاد دهید مثل یک مرغ بچرخد و قدقد کند یا مانند رقاصهٔ باله برقصد. تصاویری از افراد مهمن در زندگی کودک تهیه کنید و از هرکدام، دو عدد را به پشت روی زمین بچینید و اجازه دهید کودک دو به دو، عکس‌های مشابه را پیدا کند. هرچه کودک بزرگ‌تر می‌شود، در بازی حافظه تغییراتی ایجاد کنید. همراه با کودک خود به چاله‌های پر شده از آب باران بپرید و بر روی علف‌های خیس بنشینید. به این ترتیب، اگرچه ممکن است لباس‌هایتان کثیف شود ولی کودک تفاوت میان خشکی و رطوبت را درمی‌یابد. تصویر حشرات بی‌خطر، مثل کفشدوزک، جیرجیرک یا پروانه‌ها را در کتاب‌ها و مجلات به کودک نشان دهید و سپس با او به پارک بروید و نظایر آنها را پیدا کنید. چند ظرف و فنجان پلاستیکی با اندازه‌های مختلف تهیه کنید و اجازه دهید کودک با یکی در داخل دیگری آب بریزد. بهتر است این کار را در زمان استحمام کودک انجام دهید. وقتی میزان آبی که می‌ریزد نسبت به ظرفش کم و زیاد می‌شود، با کودک دربارهٔ حجم و اندازه ظرف‌هایی که در دست دارد و بزرگ‌تر یا کوچک‌تر بودن آنها صحبت کنید. هنگام خوابیدن، همراه با کودک در رختخوابش دراز بکشید و دربارهٔ مسایلی که در طول روز موجب خوشحالی، عصبانیت، ناراحتی یا غرور او شده سؤال نمایید. با این کار، کودک زمان گذشته افعال را یاد می‌گیرد. ضمناً بیان احساسات کودک مانع از ایجاد افسردگی وی می‌شود. تعدادی اشیای دارای شباهت‌های اساسی را انتخاب کنید و شیئی را در میان آنها قرار دهید که دارای ویژگی مشترک با بقیه نیست و از کودک بخواهید آن شیء متفاوت را در بین سایر اشیا انتخاب کند. به عنوان مثال، چند شیء دایره‌ای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک شیء مکعب قرار دهید. می‌توانید برای این بازی از تصاویر یا نام بردن اسامی آنها هم استفاده کنید. البته توجه داشته باشید که چون حافظهٔ بچه‌های کوچک‌تر به اندازهٔ بچه‌های بزرگ‌تر رشد نکرده است نمی‌توانند در روش نام بردن وسایل به خوبی عمل کنند. پازل ساده‌ای تهیه کنید و اجزایی از آن را حذف نمایید و از کودک خود بخواهید اشکال موجود در تصویر پازل را بیان کند. کودکان به موازات رشد شناختی خود به تدریج قادر می‌شوند اجزای حذف شده تصاویر پیچیده را تشخیص دهند. بچه‌های کوچک‌تر (۵ تا ۶ ساله) معمولاً نقص موجود در تصاویر مربوط به اشیای آشنا و عینی را راحت‌تر تشخیص می‌دهند. با بالا رفتن سن کودک می‌توان از تصاویر پیچیده‌تر مانند منظره‌ها استفاده کرد.

4 ابزار تقویت هوش کودک

4 ابزار تقویت هوش کودک

ناحیه مخصوصی از مغز به پردازش گویش (زبان) و موسیقی اختصاص دارد. هرچه این ناحیه تحریکات بیشتری دریافت کند تکامل آن بیشتر خواهد شد. در این مورد هیچ نوع موسیقی خاصی بر موسیقی دیگر ارجحیت ندارد. هرچند اخیراً موسیقی کلاسیک را مفیدتر دانسته‌اند. فقط کافی است موسیقی‌ای را انتخاب کنید که خودتان دوست دارید و کودکتان به آن واکنش نشان می‌دهد.   حرف زدن با کودک یا آواز خواندن و تعامل با وی همواره بهتر از موسیقی یا صحبت‌هایی است که از طریق رادیو یا تلویزیون پخش می‌شود. پیام‌های رادیویی یا تلویزیونی معمولاً موجب تحریک بیش از حد مغز می‌شوند.   از فعالیت‌های روزمره برای بهبود هماهنگی میان دست و چشم کودک خود استفاده کنید. برای این کار می‌توانید حتی از بازی‌های ساده که با اسباب‌بازی انجام می‌شود استفاده نمایید. چنان چه با کودک خود به خرید می‌ریود ازر او برای برداشتن وسایل مورد نیاز کمک بخواهید و نام کالاهای قرار داده شده در طبقات مختلف فروشگاه را به او یاد دهید. این کارعلاوه بر کمک به بهبود هماهنگی کودک، موجب می‌شود کودک بتواند به مقایسه اندازه، شکل و وزن اجسام مختلف با یکدیگرذ بپردازد.   به طور منظم کودک خود را برای ورزش یا حتی همکاری با شما در زمینه فعالیت‌های ساده مثل تمیز کردن باغچه از داخل خانه به بیرون بیاورید. به کودک اجازه دهید از طبیعت لذت ببرد، به وسیله آن تحریک شود و به طور کامل محیط اطراف خود را تجسس کند (به عنوان مثال آب بازی کند، گل‌ها را لمس نماید، بدون کفش بر روی چمن‌ها یا سنگ‌ریزه‌ها راه برود و یا گِل‌بازی کند.    تقویت هوش کودک​   تا حد ممکن هنگامی که در کنار کودک خود به سر می‌برید زمان بازگشت به کار را به تأثیر بیندازید. به ویژه نخستین سال زندگی کودک از نظر رشد و تکامل ذهنی و نیز برای فرآیند تحکیم علایق اهمیت بسیار دارد.   سعی کنید تا حد امکان کودک را همراه با خود به جاهای مختلف ببرید. با این کار، کودک با عوامل محرک مختلف محیط آشنایی پیدا می‌کند. علاوه بر این، عملکرد فیزیکی حرکت به نقاط مختلف، موجب تحریک بخشی از مغز کودک که به تعیین موقعیت بدن و تعادل وی اختصاص دارد می‌شود.   نکته یکی از موضوعات جالب توجه آن است که کودکانی که همراه با والدین خود به جاهای مختلف برده می‌شوند سریع‌تر از سایر کودکان راه می‌روند!   معمولاً کودکانی که شیر مادر می‌خورند از هوش بیشتری برخوردار هستند. لمس فیزیکی نیز به دلیل آن که موجب تحریک مغز کودک می‌شود اهمیت زیادنی دارد. بنابراین تا حد ممکن بدن کودک خود را لمس کنید. فراگیری نحوهٔ ماساژ کودک از طریق کتاب‌ها یا نوارهای مخصوص یا مشاوره با متخصص ماساژ نیز مفید است.   کودکان اغلب در هنگام گرسنگی یا نیاز به تعویض پوشک یا موارد مشابه شروع به گریه می‌کنند. در تمام این موارد می‌توانید زمان بیشتری را به بازی کردن و تعامل با کودک اختصاص دهید.

هفته پنجاهم نوزادی

هفته پنجاهم نوزادی

هفته پنجاهم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی