مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

مادر و کودک

برای تربیت فرزندم چکار کنم؟

برای تربیت فرزندم چکار کنم؟

آن چه که ما والدین، بدان نیاز داریم
چه عواملی بر فرزندپروری موفق، کمک می‌کنند؟ والدین موفق و فرزندان آن‌ها در امر تعلیم و تربیت باهم شریک هستند. والدین موفق می‌دانند که تعلیم و تربیت یک فرایند آموزشی است نه صرفاً یک تنبیه. والدین موفق می‌دانند که رفتار و هیجانات آن‌ها بر رفتار و هیجانات کودکانشان تأثیر می‌گذارد. والدین موفق، الگوی مسئولیت‌پذیری بوده و تمرکز و انرژی خود را بر جوانب مثبت رفتار کودکان، متمرکز می‌کنند و نه بر کنترل، بلکه بر تعاون و همکاری بین دو طرف، تأکید می‌کنند. والدین موفق به فرزندان خود، طرز تفکر صحیح را یاد داده و خویشتن‌داری  را به آن‌ها می‌آموزند. والدین موفق، خود تکریمی را بر فرزندانشان آموزش داده و می‌دانند که خود تکریمی سالم، عنصر مهمّی برای توسعة اعتماد به نفس و انعطاف‌پذیری رفتار به شمار می‌آید.
والدین موفق از فرزندان خود، درس می‌گیرند و آن دسته از الگوهای رفتاری را توسعه می‌دهند که باعث کاهش سوء رفتار فرزندانشان می‌شود. والدین موفق، آدم‌هایی هستند ثابت‌قدم، محکم و استوار، روراست و صادق که کارها را با علاقه دنبال می‌کنند. والدین موفق موقع عصبانیّت، خود را کنترل کرده و آرام و ملایم، حرف می‌زنند. از تنبیه‌های آموزنده استفاده می‌کنند نه از تنبیه‌های مخرّب. والدین موفق، فعالیت‌های خاص را با رفتار خوب از فرزندان می‌خواهند.
والدین موفق، مسائل و مشکلات را از قبل، پیش‌بینی کرده و برای خود، برنامه‌ریزی دارند. برای پرداختن به دعواها، نافرمانی‌ها، جرّ و بحث کردن‌ها و مبارزه‌طلبی‌های کودکان خود، راهبردهای پیشگیرانه و مبتکرانه‌ای دارند. والدین موفق، برنامه‌هایی دارند که توسط آن‌ها به کودکان خود، ارزش انجام دادن کارهای معمول، به دست آوردن پول توجیبی و انجام تکالیف را یاد می‌دهند.
والدین موفق، اجازه نمی‌دهند تا سوء رفتار کودکانشان آن‌ها را از لذّت بردن از فرزندانشان، محروم سازد. والدین موفق، سخت‌گیر و جدّی اما مثبت می‌باشند. آن‌ها در مورد اهمیت رفتار درست، جدی بوده اما در مواقع لازم از حسّ شوخ‌طبعی کودکانه  برخوردارند. والدین موفق حتی موقع سوء رفتار کودکان خود، طرز تحسین صحیح از آنان را بلد هستند. و از همه مهمّ‌تر، والدین موفق، مستعد تغییرپذیری هستند.  

آن چه که ما والدین در تربیت فرزندمان با آن مواجه هستیم

آن چه که ما والدین در تربیت فرزندمان با آن مواجه هستیم

آن چه که ما والدین با آن مواجه هستیم اغلب والدین با مسائل و مشکلات رفتاری مشابه‌ای مواجه هستند. آن‌ها از این که مجبورند هر چیزی را سه بار به فرزندانشان گوشزد بکنند، آزرده هستند. ما والدین، وقت زیادی را صرف جرّ و بحث با فرزندان خود می‌کنیم. از نق زدن‌ها، گریه کردن‌ها، دعوا و کتک‌کاری‌ها، از فریادزدن‌ها و تهدید کردن فرزندانمان، خسته و درمانده می‌شویم. گاهی این طور به نظر می‌رسد که حداکثر کاری که می‌توانیم بکنیم این است که آن‌ها را تنبیه بکنیم. به خاطر خشمگین شدن، احساس گناه می‌کنیم اما به نظر می‌رسد که خشمگین شدن، تنها راه رسیدن به نتیجة مطلوبمان باشد! خودمان را سرزش کرده و از این که نمی‌دانیم چه کاری باید بکنیم، احساس ناکارآمدی می‌کنیم. بعضی وقت‌ها از فرزندانمان متنفر می‌شویم چرا که رفتار نادرست آن‌ها باعث می‌شود که احساس بی‌کفایتی و بدبختی بکنیم. فرزندپروری مطلوب، کار آسانی نیست. بسیاری از والدین در امر فرزندپروری، موفق نمی‌شوند نه به خاطر این که والدینی بی‌کفایت و بی‌لیاقت هستند و یا فاقد عشق و محبت نسبت به فرزندان خود و یا این که صلاح کودکان خود را نمی‌دانند بلکه به این خاطر که آن‌ها از لحاظ شخصیتی، والدینی بی‌ثبات بوده و سهل‌انگار هستند. این گونه والدین به فرزندان خود نسبت به عواقب رفتار بدشان، هشدارهایی را می‌دهند اما خودشان، آن‌ها را پیگیری نمی‌کنند. با صداقت با فرزندانشان رفتار نکرده و حوصله حرف زدن با بچه‌هایشان را ندارند. والدینی که نمی‌دانند چه طور فرزندان خود را تربیت بکنند. برنامه‌ای هم برای این کار ندارند. آن‌ها نمی‌دانند که خودشان نیز، بخشی از مشکل هستند. والدین به خاطر الگوهای رفتاری و واکنشی خود، خودشان نیز بخشی از مشکل به حساب می‌آیند. والدین معمولاً نسبت به رفتارهای کودکان خود به یکی از این دو روش، واکنش نشان می‌دهند. بعضی وقت‌ها، به صورت منفعلانه، رفتار کرده و چون نمی‌خواهند با مشکل فرزند یا فرزندان خود مواجه شوند، سوء رفتارهای کودک را نادیده می‌گیرند. بعدها، خواهید فهمید که چرا نادیده گرفتن سوء رفتار کودک، وضع را بدتر می‌کند. بعضی وقت‌ها هم، والدین در برابر سوء رفتار کودک خود، با خشم و عصبانیت برخورد می‌کنند. باز هم بعداً خواهید فهمید که چرا این رفتار، وضع را بدتر می‌کند. شیوة برخورد شما با سوء رفتارهای فرزند خود، سوء رفتارهای آن‌ها را در آینده تحت تأثیر خواهد گذاشت. تا یک حدی، سوء رفتار طبیعی است. به نظر من، سوء رفتار کودکان کم سن و سال تا حدود ۵% نسبت به سن‌شان، طبیعی است. (فکر می‌کنم بعضی وقت‌ها هم ۵۰% طبیعی باشد!). دانستن این که چه طور با این ۵% سوء رفتار باید مقابله کرد، امر بسیار ضروریست. برخورد صحیح با این مشکل می‌تواند سوء رفتار کودک را از ۵% به کمتر از ۲% تقلیل داده و برخورد نادرست با آن، می‌تواند سوء رفتار او را به ۱۰% و یا بیشتر، افزایش بدهد. دانستن این که چه طور می‌توان به سوء رفتار کودک پرداخت، ضروریست اما ضروری‌تر از آن، دانستن نحوة پیشگیری است. می‌توانید با بنا نهادن خط‌مشی‌هایی، پیشاپیش از مخمصه‌های زیادی نجات یابید. والدین موفق به پیشگیری و برنامه‌ریزی اعتقاد داشته و بیشتر، فعالانه و پیشگیرانه عمل می‌کنند تا منفعلانه. در صفحات بعدی، راهبردهایی را برای در پیش گرفتن رفتار فعالانه و پیشگیرانه، خواهید آموخت.

از فرزندم چه انتظاراتی داشته باشم؟

از فرزندم چه انتظاراتی داشته باشم؟

آن چه که ما والدین از کودک‌مان، می‌خواهیم بسیاری از کودکان من، موفقیت‌های چالش‌برانگیز زیادی را به وجود می‌آورند. بعضی وقت‌ها از این کار بچه‌ها، خوشحال و اغلب اوقات، دلسرد و خسته و بعضی وقت‌ها هم، خجلت‌زده و شرمسار می‌شوم. کودکان ما برای ما معیار موفقیّت و ارزشمندی به حساب می‌آیند. ما در مورد خودمان بر اساس میزان موفقیّت و پیروزی کودکانمان، قضاوت می‌کنیم. ما، خودمان را با والدین دیگر و بچه‌های آن‌ها را با بچه‌های خودمان مقایسه می‌کنیم. آیا تا به حال، مردم را در حال خرید سیب مشاهده کرده‌اید؟ آن‌ها تک تک سیب‌ها را در دست‌های خود می‌چرخانند تامبادا لکّه‌ای در آن، مشاهده کنند. جلوی نور، می‌برند تا انعکاس آن را بررسی کنند. آن‌ها را می‌فشارند تا میزان سفتی‌شان را بدانند. هرکدام از آن‌ها را تک تک بررسی می‌کنند تا سیب‌های سالم را پیدا کنند. والدین نیز به دنبال فرزندان کامل و بی‌عیب نقص هستند. ما والدین به دنبال فرزندان موفق، شاد و سازگار هستیم. ما والدین از فرزندان خود، انتظار داریم تا در مورد خود، احساس خوبی داشته باشند. ما، بچه‌هایی را دوست داریم که دوست‌داشتنی بوده و نسبت به دیگران احترام می‌گذارند و خوش‌رفتار و خودانگیخته هستند. از آن‌ها می‌خواهیم که مستقل باشند و تا سن سی سالگی هنوز با والدین زندگی نکنند. تقریباً تمامی والدین، اهداف و خواسته‌های یکسانی دارند.

هفته پنجاه و یکم نوزادی

هفته پنجاه و یکم نوزادی

هفته پنجاه و یکم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته چهل و یکم نوزادی

هفته چهل و یکم نوزادی

هفته چهل و یکم نوزادی