مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

هوش هیجانی چیست و راه های افزایش هوش هیجانی کودکان کدام است؟

چکیده این مطلب : انتشار : 1396/01/23 0 نظر 198 بازدید

دربارهٔ هوش عاطفی (هوش احساسی یا هوش هیجانی) چه می‌دانید؟

 

هوش عاطفی (بهرهٔ عاطفی؛ emotional quotient) که به آن هوش احساسی یا هوش هیجانی هم گفته می‌شود، قسمت مهمی از هوش است که توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجانات و احساس‌ها و استفاده از آنها در زندگی را شامل می‌شود و به اعتقاد دانیل گلمن، هوش عاطفی بالا تبیین می‌کند که را افراد دارای ضریب هوشی (IQ) متوسط، موفق‌تر از افراد دارای امتیاز IQ بسیار بالاتری هستند.

ضریب هوشی (IQ) نمی‌تواند به خوبی در مورد سرنوشت متفاوت افرادی که فرصت‌ها، شرایط تحصیلی و چشم‌اندازهای مشابهی دارند توضیح دهد.

 

مطالعات به عمل آمده در دانشگاه هاروارد نشان داد که افراد دارای بالاترین نمرات تحصیلی، از نظر میزان حقوق دریافتی، بهره‌وری و موفقیت شغلی از هم‌دوره‌ای ضعیف‌تر خود موفق‌تر نبودند و حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی یا از روابط دوستانه، خانوادگی و عشقی نیز وضعیت بهتری نداشتند. با ظهور عصر اطلاعات و ارتقای ارزشمندی ارتباطات انسانی و نیز بروز موقعیت‌های استراتژیک سازمانی، نظریهٔ «هوش عاطفی» رشد قابل ملاحظه‌ای یافته و از مباحث پر طرفدار سازمانی شده است. هوش هیجانی، مجموعهٔ گسترده‌ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را دربرمی‌گیرد و فراتر از حوزهٔ مشخصی از دانش‌های پیشین مانند ضریب هوشی و مهارت‌های فنی یا حرفه‌ای است. هوش عاطفی از آخرین مباحث متخصصان در زمینهٔ درک تمایز میان منطق و هیجان است. اصطلاح هوش عاطفی نخستین بار به وسیله دو روان‌شناس به نام‌های پروفسور جان دی‌مایر و پیتر سالووی در دهه 1990 مطرح شد. آنان اظهار داشتند افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند، می‌توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کنند و میان پیامدهای مثبت و منفی عواطف اختلاف قایل شوند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرآیند تفکر و اقدامات شخصی استفاده نمایند.

 دانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری، نخستین فردی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان نمود. او، هوش هیجانی را استعداد، مهارت و یا قابلیتی دانست که عمیقاً تمام توانایی‌های فردی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

برای درک تسلط مقتدرانهٔ هیجان‌ها بر ذهن خِردورز، و این که چرا احساسات و منطق تا این حد باهم درمی‌افتند به نحوهٔ تکامل مغز اشاره می‌کنیم. مغز انسان از حدود 1350 گرم سلول عصبی و مایع سلولی تشکیل می‌شود و وزن آن، تقریباً سه برابر مغز موجودات نزدیک انسان در زنجیره تکامل، یعنی نخستی‌های غیرانسان است. در طول میلیون‌ها سال تکامل، مغفز از پایین به سمت بالا تکامل یافته و مراکز بالاتر آن از بسط و تفصیل قسمت‌های پایین‌تر و کهن‌تر به وجود آمده‌اند. (رشد مغز در جنین انسان تقریباً همین مسیر تکاملی را طی می‌کند). ابتدایی‌ترین بخش مغز در تمام گونه‌ها سیستمی حداقلی نیست. ساقه مغز قسمت فوقانی نخاع شوکی را احاطه کرده است. این ریشه مغز، اعمال حیاتی ابتدایی مانند تنفس و سوخت و ساز اندام‌های دیگر بدن را تنظیم می‌کند و کنترل واکنش‌ها و حرکات قالبی را برعهده دارد. نمی‌توان گفت که این مغز ابتدایی، فکر می‌کند یا قدرت یادگیری دارد، بلکه بیشتر مجموعه‌ای از تنظیم‌کننده‌های از قبل برنامه‌ریزی شده است که بدن را آن گونه که باید به حرکت وامی‌دارد و به گونه‌ای واکنش نشان می‌دهد که ادامه حیات را ممکن سازد. در عصر خزندگان این مغز حاکمیت داشت. ماری را مجسم کنید که به نشانه تهدید به حمله فش فش می‌کند. از ابتدایی‌ترین ساختارهای مغز، یعنی ساقه مغز، مراکز هیجانی سر برآوردند. میلیون‌ها سال بعد در طول دوران تکامل، از این قسمت‌های هیجانی، مغز متفکر یا قشر تازه مخ پدید آمد، یعنی پوسته بزرگی که متشکل از بافت‌هایی درهم پیچیده که لایه‌های فوقانی مغز را تشکیل می‌دهند. این واقعیت که مغز متفکر از مغز هیجانی به وجود آمده است، رابطه میان فکر و احساسات را آشکارتر می‌سازد، به این صورت که خیلی پیش از آنکه مغز منطقی پدید آید، مغز هیجانی وجود داشته است. تکامل مراکز قدیمی هیجانی از قطعه بویایی شروع شد و این مراکز در نهایت به قدری بزرگ شدند که قسمت فوقانی ساقه مغز را احاطه کردند. در مراحل اولیه، مرکز بویایی از لایه‌های عصبی باریکی تشکیل می‌شد که برای تجزیه و تحلیل بو به کار برده می‌شدند. یک لایه از این یاخته‌ها، آنچه را که فرد بوییده بود می‌گرفت و به دسته‌های مختلف، مانند خوردنی یا سمّی، جفت جنسی، دشمن یا طعمه طبقه‌بندی می‌کرد. لایه دوم یاخته‌ها از طریق سیستم عصبی، پیام‌های بازتابی را ارسال می‌کرد تا به بدن دستور لازم را بدهد: گاز گرفتن، از دهان بیرون ریختن، نزدیک شدن، گریختن، تعقیب کردن و شکار. با پدید آمدن اوین پستانداران، لایه‌های جدید و اصلیم غز هیجانی به وجود آمدند. این لایه‌ها که ساقه مغز را دربرگرفته‌اند به نانی حلقوی شباهت دارند که ته آن را گاز زده باشند، یعنی جایی که ساقه مغز میان آن قرار گرفته است. از آنجا که این قسمت مغز به دور ساقه مغز حلقه زده و آن را در میان گرفته است، به آن دستگاه لیمبیک (دستگاه کناری) می‌گویند که ریشه لغوی آن “limbus” به معنای حلقه است. این محدوده عصبی جدید، هیجان‌های مناسب را به مجموعه مغز اضافه کرد. در مواقعی که دچار اشتیاق یا غضب، یا سراپا غرق عشق یا ترس و وحشت می‌شویم، در واقع دستگاه لیمبیک است که ما را در چنگال خود دارد.

هوش هیجانی به دلیل کاربردهایی که دارد، جایگاهی بسیار مهم پیدا کرده و به ویژه در کودکان کمک‌های بسیاری می‌کند. هوش هیجانی به کودکان کمک می‌کند تا در موقعیت‌های تهدیدکننده و خطرناک، عکس‌العمل مناسب‌تری برای نجات خود انجام دهند. همچنین با کمک هوش هیجانی می‌توانند به ریشه‌های غم و شادی در خود پی ببرند و آن را مدیریت کنند. حساسیت و هوش هیجانی بالاتر به کودکان کمک می‌کند تا نیازهای دیگران را درک کنند و حداقل با همدلی به آنها کمک کنند و با کنترل بر احساسات خود، حس مسئولیت‌پذیری در خود را تقویت نمایند. در مجموع، هوش هیجانی به خصوص به کودکان کمک می‌کند تا یادگیری بهتری داشته باشند و خوشحال‌تر و سالم‌تر و موفق‌تر از دیگران باشند.

علم مدیریت بر این باور است که رهبران و مدیران با هوش‌های هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترلشان دارند. یافته‌های جدید نشان می‌دهد عملکرد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس وظیفه‌شناسی بالا ولی فاقد هوش هیجانی و اجتماعی هستند در مقایسه با کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، ضعیف‌تر است.

 

توجه!

والدین باید بیشتر از هر چیز به فکر داشتن اطلاعات درباره احساسات و هیجانات باشند. باید محیطی را ایجاد کرد که همه به بیان احساسات خود بپردازند. باید از کودک خواسته شود احساسات خود را نقاشی کند و یا به زبان بیاورد. احساس امنیت و فضای حمایتی نیز به این روند کمک خواهد کرد.

هنگامی که به کودک خود کمک می‌کنید تا احساسات تند خود، مانند عصبانیت، ناامیدی یا آشفتگی ذهنی را درک و آنها را مدیریت کند، در واقع به او کمک می‌کنید تا بهرهٔ هوش هیجانی در او افزایش یابد. کودکی که بهرهٔ هوش هیجانی بالاتری دارد قادر است ارتباط بهتری با احساسات خود برقرار نماید؛ در هنگام اوج هیجان‌های عاطفی، خود را آرام‌تر کند؛ دیگران را بهتر درک کند و با آنها بهتر ارتباط برقرار نماید و ساده‌تر موفق به ایجاد روابط دوستانهٔ محکم شود.

 

متخصصان بر اهمیت بهرهٔ هوش هیجانی و نقش آن در کمک به کودکان، برای افزایش سطح اعتماد به نفس و مسئولیت‌پذیری، و در نهایت، تبدیل شدن به بزرگسالانی که بتوانند با مهارت با سایر افراد جامعه ارتباط برقرار نمایند تأکید می‌کنند.

 

برای کمک به کودک به منظور افزایش بهرهٔ هوش، هیجانی می‌توان از روش‌های موسوم به «هدایت هیجانی» استفاده کرد. این روش‌ها، نوعی دستورالعمل گام به گام هستند که می‌توان به وسیله آنها به کودک آموزش داد تا احساساتش را تجزیه و تحلیل و در هنگام برخورد با مشکلات روحی و عاطفی، آنها را مدیریت کند. در اینجا به چند مورد از روش‌های مزبور اشاره می‌شود:

  • هنگامی که کودک از احساسات خودش برای شما می‌گوید با دقت به حرف‌های او گوش بدهید سپس همه آنچه را با شما در میان گذاشته است برایش بازگو کنید. مثلاً اگر فکر می‌کنید که به دلیل آن که زمان زیادی را به مراقبت از نوزاد جدید خود اختصاص می‌دهید کودک شما احساس می‌کند ترک و رها شدهاست همین مطالب را با او در میان بگذارید و بپرسید که آیا واقعاً چنین احساسی دارد؟ در صورتی که پاسخ او مثبت بود می‌توانید بگویید: «درسته، مامان باید وقت زیادی برای کوچولو می‌گذاشت».

 

سپس مثال‌هایی از زندگی خودتان را برای او بگویید تا به او نشان دهید که حرف‌های او را می‌فهمید. به او بگویید که زمانی که برادر یا خواهرتان با پدرتان به شهر بازی می‌رفتند و شما نمی‌توانستید بروید چه احساسی داشتید؛ بگویید که مادر یا پدرتان چگونه به شما کمک می‌کردند تا احساس بهتری پیدا کنید. این کار موجب می‌شود کودک شما بفهمد که همه افراد این گونه احساسات را تجربه و در نهایت از این مرحله عبور می‌کنند.

  • دامنه لغات کودک شما ضعیف و درک او از علت و معلول‌ها بسیار ابتدایی و اولیه است؛ در نتیجه برای تشریح احساسات خودش با مشکل مواجه می‌شود. شما می‌توانید به او کمک کنید تا تام‌هایی را برای احساسات مختلف خودش انتخاب کند و در نتیجه یک لغت‌نامه برای بیان احساساتش درست کند. اگر او به خاطر این که نمی‌تواند به پارک برود احساس ناامیدی یا ناکامی می‌کند شما می‌توانید بگویید: «احساس می‌کنی ناراحت هستی؟»

همچنین می‌توانید به او کمک کنید تا بفهمد که داشتن احساسات متضاد یا متعارض پیرامون یک چیز طبیعی است. مثلاً او می‌تواند در هفته اولی که به مهدکودک می‌رود هم هیجان‌زده باشد و هم کمی بترسد.

  • اگر به نظر می‌رسد که کودک شما بدون دلیل مشخصی ناراحت یا آشفته است سعی کنید به اتفاقات اخیر فکر کنید و علت احتمالی مشکل او را پیدا کنید. آیا اخیراً خانه خود را عوض کرده‌اید؟ آیا شما و همسرتان در حضور کودک دعوا کرده‌اید؟ اگر مطمئن نیستید که عامل ناراحتی او چیست هنگام بازی کردن حرکات او را نگاه کنید و به حرف‌هایی که می‌زند گوش دهید. اگر او در هنگام بازی با عروسک‌هایش عروسک مادر را مرتب در حال داد و بیداد کردن بازی می‌دهد مطمئناً می‌توانید بفهمید که علت ناراحتی او چیست!
  • هنگامی که کودک شما نمی‌تواند پازل را کامل کنید و در نتیجه عصبانی می‌شود و کج‌خلقی می‌کند به جای این که به او بگویید: «دلیلی وجود ندارد که این قدر ناراحت باشی» بهتر است تصدیق کنید که واکنش او کاملاً طبیعی است. بگویید: «وقتی آدم نمی‌تونه پازل را کامل کنه واقعاً حوصله‌اش سر می‌ره. مگه نه؟» اگر به او بگویید که واکنش‌هایش بی‌مورد یا بیش از حد هستند او احساس می‌کند که گویی اید جلوی بروز احساسات خودش را بگیرد.
  • اگر کودک شما پس از این که می‌فهمد باید به وسیله دندانپزشک معاینه شود، ناراحت و آشفته می‌شود با آماده شدن برای ویزیت دکتر به او کمک کنید تا کنترل خودش را به دست بیاورد. درباره این که چرا از معاینه دندانپزشک می‌ترسد، این که انتظار دارد یا پیش‌بینی می‌کند که در زمان معاینه چه اتفاقاتی بیفتد و این که چرا او باید به وسیله دندانپزشک معاینه شود با او صحبت کنید. درباره زمانی که می‌خواسته‌اید با گروه سرود روی صحنه بروید و سرود بخوانید و ترسیده بودید یا زمانی که می‌خواستید یک کار جدید را شروع کنید و از آن می‌ترسیدید و یکی از دوستانتان به شما کمک کرد تا احساس بهتری پیدا کنید و ترس خود را کنار بگذارید با او صحبت نمایید. صحبت‌های عاطفی و صحبت پیرامون احساسات برای کودکان (همانند بزرگسالان) بسیار مفید است.
  • هنگامی که کودک با شما یا کودک دیگر مشکل پیدا می‌کند محدودیت‌های او را به وضوح برایش توضیح دهید و سپس او را به سمت پیدا کردن راه حل مناسب راهنمایی کنید. مثلاً می‌توانید بگویید: «می‌دانم از این‌که خواهرت ساختمانی را که با آجرهای اسباب‌بازی ساخته بود خراب کرد عصبانی هستی. اما نباید او را بزنی. پس وقتی عصبانی می‌شوی چه کار دیگری می‌توانی بکنی؟»
  • اگر کودک شما ایده‌ای در مورد راه حل مناسب ندارد چند گزینه در اختیار او قرار دهید. متخصصان در زمینه مدیریت عصبانیت، توصیه می‌کنند که در چنین شرایطی به کودک خود بگویید اول شکم، آرواره و مچ دست‌هایش را چک کند و ببیند که آیا آنها سالم هستند، سپس یک نفس عمیق بکشد تا عصبانیت را از بدن خود بیرون کند و همچنین احساس بهتری از به دست آوردن دوباره کنترل خودش پیدا کند. آنگاه به کودک خود کمک کنید تا با صدای بلند و محکم درباره عصبانیتش حرف بزند؛ او می‌تواند با یک جمله شبیه به این حرفش را آغاز کند: «وقتی داد می‌زنی من عصبانی می‌شوم». کودکان باید بدانند که عصبانی شدن طبیعی است اما فقط تا جایی که به دیگران به این خاطر آزار و آسیب نرسانند.
  • همچنین اگر می‌خوانید بدانید که در برابر ابراز احساسات کودک خودتان چگونه واکنش نشان دهید، بسیار مهم است که در زمان عصبانیت جملات و حرف‌های نامناسب، تند و زننده به کار نبرید. بهتر است به جای گفتن این که «تو من رو دیوونه می‌کنی» بگویید: «وقتی این کار را می‌کنی من عصبانی می‌شوم»؛ در این صورت کودک شما می‌فهمد که مشکل به رفتار او برمی‌گردد نه به خود او. از انتقاد بیش از حد خودداری کنید زیرا موجب می‌شود که کودک اعتماد به نفس خود را از دست بدهد.
  • بیشتر و بیشتر از هر چیز دیگر سعی کنید احساسات خود را نیز در نظر بگیرید. برخی از والدین احساسات منفی خودشان را در نظر نمی‌گیرند تا شاید بتوانند ناراحتی یا مشکلات کودکشان را کاهش دهند. اما پنهان کردن احساسات واقعی خودتان تنها موجب گیج شدن کودک می‌شود. مثلاً در صورتی که به کودک بگویید که ناراحت هستید اما رفتار نامناسبی از خودتان بروز ندهید به کودک نشان داده‌اید که می‌توان شدیدترین احساسات را نیز به خوبی سرکوب کرد.

دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند، از محصولات زیر نیز استقبال کرده اند

 تقویت هوش اقتصادی کودکان از 3 تا 7 سالگی

تقویت هوش اقتصادی کودکان از 3 تا 7 سالگی

شما والدین گرامی می توانید تنها با چندین ساعت آموزش در خصوص پرورش نبوغ مالی و اقتصادی نه تنها آینده فرزنداتان را بلکه نسلهای پس از آن را نیز دچار تغییر کنید. پرورش هوش اقتصادی و نبوغ مالی کودکان

بسته آموزشی تقویت هوش جنین

بسته آموزشی تقویت هوش جنین

مجموعه آموزشی تقویت هوش جنین ، مطابق با آخرین یافته‌های دانشمندان بزرگ دنیا و برای اولین بار در ایران ارائه شده است. این مجموعه براساس متد پروفسور مکوتو شیچیدا از ژاپن، روی هوش‌های چندگانه جنین ازجمله : هوش عاطفی، هوش شنیداری، هوش کلامی، هوش فضایی، هوش کوانتومی، هوش خوددرمانگر و همچنین حواس دهگانه جنین تمرکز دارد. مجموعه آموزشی تقویت هوش جنین شامل 2 جلد کتاب و 4 عنوان دی‌وی‌دی آموزشی به همراه فلش کارت های ای . اس. پی ، برچسب های تصویری و کتاب‌های صوتی، ارائه گردیده است.

تقویت هوش های چندگانه کودکان

تقویت هوش های چندگانه کودکان

در جهان امروز تحقیقات گسترده‌ای در زمینه‌ی هوش و استعداد کودکان صورت گرفته و می‌ گیرد.

دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند، از مطالب زیر نیز استقبال کرده اند

بازی هایی برای تقویت هوش طبیعت گرا  در کودکان پیش دبستانی

بازی هایی برای تقویت هوش طبیعت گرا در کودکان پیش دبستانی

بازی هایی برای تقویت هوش طبیعت گرا
 در کودکان پیش دبستانی

هوش های چندگانه در کلاس های پیش دبستان

هوش های چندگانه در کلاس های پیش دبستان

انجمن ملی آموزش کودکان پیش دبستانی برای به کارگیریروش های متناسب با رشد ( کاپل وبرد کمپ ، 2009) مربیان را تشویق می نماید تا با ایجاد طرحها و انطباق با سبک ها و توانایی های یادگیری هر کودک  به نیازهای آنها پاسخ دهند . پاسخ دهی به هر کودک به صورت انفرادی ، پایه و مبنایی برای روش های آموزشی متناسب با سطح رشد هر کودک است .

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 0

به چه موضوعی علاقه مندید؟

محصولات پیشنهادی مرتبط

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع کاربر ما بپیوندید