مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

هوش و خلاقیت 1-0 سالگی

مراحل رشد ذهنی نوزادان از تولد تا یک سالگی

مراحل رشد ذهنی نوزادان از تولد تا یک سالگی

رشد ذهنی نوزادان و کودکان نوزاد از بدو تولد شروع به فهمیدن می‌کند. نوزاد از روز اول تولد می‌شنود و از روز سوم صحبت‌ها را گوش می‌کند و به آنها واکنش نشان می‌دهد. از روز نهم تولد، نوزاد چشمانش را به طرف صدا حرکت می‌دهد. از روز چهاردهم، مادر خود را می‌شناسد؛ از روز هیجدهم، صدا درمی‌آورد و از روز بیست و چهارم با شنیدن صدای مادرش، دهان خود را تغییرشکل می‌دهد. برای پرورش ذهن نوزاد از هنگام تولد تا ۴ هفتگی، نکات زیر را در نظر داشته باشید: سعی کنید نوزاد تمام علایم و حرکات را ببیند. حواس نوزاد را تحریک کنید. با نوزاد صحبت کنید و برایش آواز بخوانید.   نوزاد در ۴ هفتگی حرکات صحبت کردن را می‌فهمد و دهانش را به تقلید از حرف زدن مادر باز و بسته می‌کند. عکس‌العمل نوزاد با توجه به آهنگ و صدای مادر متفاوت است. اگر با نوزاد آرامش صحبت کنید ساکت، و اگر با خشونت صحبت کنید مضطرب می‌شود. برای تقویت رشد ذهنی نوزاد در ۴ هفتگی، به نکات زیر توجه نمایید: برای نوزاد لالایی بخوانید. نوزاد را در آغوش بگیرید و به آرامی تکان دهید.   در ۶ هفتگی، هنگامی که با کودک صحبت می‌کنید لبخند می‌زند و صداهایی کوتاه از حلق خود ایجاد می‌کند و سرش را تکان می‌دهد. برای تقویت رشد ذهنی کودک در ۶ هفتگی به موارد زیر توجه کنید: برای جلب توجه کودک، اسباب‌بازی را به میدان دید او نزدیک و از این میدان دور کنید. هنگامی که کودک را در آغوش می‌گیرید، چهرهٔ شاداب و خندان خود را حفظ کنید. تماس چشمی خود با کودک را حفظ نمایید. از جهات مختلف با کودک صحبت کنید تا صداها را از جهت‌های متفاوت بشنود.   از ۸ تا ۱۲ هفتگی، کودک به اشیای مختلف خیره می‌شود و با نگاه کردن در جهت صداها و حرکات، به محیط اطراف خود توجه نشان می‌دهد. برای تقویت حافظه و رشد ذهنی کودک در ۸ تا ۱۲ هفتگی نکات زیر را در نظر داشته باشید:   بالشی را در پشت کودک قرار دهید تا به حالت نیمه نشسته قرار بگیرد و بتواند اطراف خود را بهتر ببیند. اسباب‌های کوچک و متنوع و با رنگ روشن را در اطراف کودک قرار دهید. برای کودک شعرهای کودکانه بخوانید. دست‌های کودک را به او نشان دهید. از ۱۲ تا ۱۶ هفتگی، کودک، اشیا و مکان‌های آشنا را می‌شناسد، کارهای همیشگی را درک می‌کند، با دیدن غذا، سینهٔ مادر و یا بطری شیر هیجان‌زده و به اسباب‌باری‌های جدید، افراد و حس‌های جدید علاقه‌مند می‌شود.   برای پرورش ذهن و تقویت حافظه کودک در ۱۲ تا ۱۶ هفتگی، به نکات زیر توجه کنید: ۱.برای تقویت حس کنجکاوی کودک و تقویت احساس دربارهٔ آنچه می‌بیند و حس می‌کند با او صحبت نمایید.               ۲.اسباب‌بازی‌های متنوع و با شکل‌ها و جنس‌های مختلف را در اختیار کودک قرار دهید. بهتر است اسباب‌بازی‌ها صدادار باشند.   در ۲۰ هفتگی، کودک، بازی کردن، ازجمله آب بازی در حمام را دوست دارد. هنگام نگاه کردن در آینه، لبخند می‌زند و سر را به طرف صدا می‌چرخاند و اشیا را نوازش می‌کند و دست و پاهایش را برای جلب توجه تکان می‌دهد. برای کمک به تقویت رشد ذهنی کودک در ۲۰ هفتگی به موارد زیر دقت کنید: افراد غریبه را به کودک معرفی کنید. همیشه کودک را به نام صدا کنید. با کودک بازی کنید. همراه با کودک بخندید. کودک از بازی‌هایی مانند دالی موشه لذت می‌برد. بنابراین از این بازی‌ها بیشتر استفاده کنید.   در ۲۴ هفتگی کودک با شنیدن صدای پا هیجان‌زده می‌شود، با تصویر خود در آینه صحبت می‌کند و با دهانش حباب تولید می‌کند، از دیدن غریبه‌ها خجالت می‌کشد و گاهی از خود ترس نشان می‌دهد و از مزهٔ بعضی غذاها بدش می‌آید.   برای رشد ذهن کودک در ۲۴ هفتگی به نکات زیر توجه کنید: اشیا و اسباب‌بازی‌های مختلف را به کودک بدهید و از او پس بگیرید تا دادن و گرفتن را یاد بگیرد. در کارهای مختلف، با هدف کمک به ارادهٔ ایجاد و تغییر اشیا، مانند هل دادن توپ (و آموزش این که توپ می‌غلتد) با کودک همکاری کنید. رفتارهایی را که کودک برای جلب توجه انجام می‌دهد با پاسخ دادن تقویت کنید.   در ۲۸ هفتگی، کودک قادر است مکالمه کند، نام خود را می‌داند و در مورد خوردن غذا استقلال نشان می‌دهد. کودک در این مرحله هر کاری را می‌بیند منتظر تکرارش می‌ماند و شروع به تقلید کارهای ساده می‌کند. برای رشد ذهن کودک در ۲۸ هفتگی موارد زیر را در نظر داشته باشید: آینه‌ای را در برابر صورت کودک نگاه دارید و اسم او را صدا بزنید تا تصوری از خود داشته باشد. حس خودآگاهی کودک را تقویت کنید. نام کودک را بلند صدا بزنید.   در ۳۲ هفتگی، کودک اراده و تصمیم خود را بروز می‌دهد. به طرف اشیایی که خارج از دسترس است می‌رود و شروع به درک کلمات می‌کند و مفهوم «نه» را درمی‌یابد. کودک در این سن به اسباب‌بازی‌هایش علاقهٔ زیادی دارد و بر اسباب‌بازی‌های خود تمرکز پیدا می‌کند. برای رشد ذهن کودک در ۳۲ هفتگی به نکات زیر توجه کنید: برای تقویت حس استقلال کودک، اجازه دهید خودش غذا بخورد. اسباب‌بازی‌های کودک را کمی دور از دسترسش قرار دهید و هرگاه آنها را خواست در اختیارش بگذارید.   در ۳۶ هفتگی، هنگامی که کودک را صدا می‌زنید، رویش را برمی‌گرداند و دست‌هایش را برای شستن دراز می‌کند؛ بازی‌ها و شعرهای آشنا را می‌شناسد؛ در موقعیت‌های مناسب می‌خندد و می‌تواند حرکات را پیش‌بینی کند. برای رشد ذهن کودک در ۳۶ هفتگی نکات زیر را در نظر داشته باشید: اجازه دهید کودک با اسباب‌بازی‌های صدادار و وسایل بی‌خطر منزل بازی کند. کارهای روزمره را به دقت برای کودک شرح دهید.   از ۴۰ هفتگی، کودک به تدریج با کارهای روزمره آشنا می‌شود؛ مثلاً پاهایش را برای پوشیدن جوراب جلو می‌آورد و بای بای می‌کند. اگر از کودک پرسیده شود پدر یا مادرش کجاست به دنبال آنها می‌گردد. کودک برخی از اشعار کودکانه را می‌شناسد و می‌داند عروسک چیست و آن را نوازش می‌کند. برای رشد ذهن کودک در ۴۰ هفتگی به موارد زیر توجه کنید: یک عروسک نرم در اختیار کودک بگذارید و نحوه پوشاندن و درآوردن لباس را به او نشان دهید. بازی‌های انداختن و برداشتن اشیا، قایم باشک و دالی موشه را انجام دهید. گذاشتن اشیا در داخل ظرف و خارج کردن آنها را به کودک نشان دهید.   از ۴۴ هفتگی، کودک شکل‌های کتاب را نشان می‌دهد ولی بر روی آنها چندان تمرکز نمی‌کند؛ اسباب‌بازی‌هایش را دایماً پرت می‌کند و به دنبال آنها می‌گردد و با این روش، مفهوم داخل و خارج و اینجا و آنجا را می‌فهمد.   در ۴۸ هفتگی، کودک علاقهٔ شدیدی به کتاب‌ها و شکل‌های موجود در آنها دارد و دوست دارد به شکل‌ها اشاره شود. کودک نام خود را تکرار می‌کند و به شدت به شوخی کردن علاقه دارد و حاضر است برای خنداندن شما، حقه‌هایی که شما را می‌خنداند را انجام دهد. کودک در این مرحله قادر است با تکان دادن سر، «نه» بگوید:   برای تقویت رشد ذهنی کودک در ۴۸ هفتگی موارد زیر را در نظر داشته باشید: نام اشیای مختلف و قسمت‌های بدن کودک را تکرار کنید. برای برقراری ارتباط کودک با دنیای اطرافش کارهای روزمره را تکرار نمایید. برای کودک داستان‌های مختلف تعریف کنید.

تاثیر رشد جنین و نوزاد بر روی هوش

تاثیر رشد جنین و نوزاد بر روی هوش

رشد چه تأثیری بر هوش دارد؟ تحقیقات اخیر نشان داده است که یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر هوش، رشد جنین ر رحم مادر و نیز رشد نوزاد در یک سال اول زندگی است. شواهد حکایت از آن دارد که جنین و نوزاد دارای رشد بهتر و به ویژه نوزادانی که سر بزرگ‌تری دارد از هوش بیشتری برخوردار خواهند بود. مطالعات قدیمی‌تر نشان داده‌اند که نوزادان دارای وزن کم هنگام تولد (زیر ۵/۲ کیلوگرم) در خطر تکامل ناکافی هوش قرار دارند. مطالعات اخیر به این نتیجه رسیده است که در نوزادان با وزن طبیعی نیز چنین ارتباطی یافت می‌شود. پژوهشگران، بیش از ۵۰۰۰ نوزاد متولد شده در طول یک هفته در ماه مارس سال ۱۹۴۶ را در طول مدت عمرشان از نظر مسایلی مانند سلامتی جسمی و روانی مورد پیگیری قرار دادند و همچنین آزمون‌های هوشیاری اختصاصی را در سنین مشخص از آنها به عمل آوردند. به عنوان مثال آنها را در سن ۸ سال از نظر درک مطالبی که می‌خواندند، تلفظ لغات، معنی کردن لغات و استدلال کلامی؛ و در سن ۱۵ سالگی از نظر هوش کلامی و غیرکلامی، درک مطالبی که می‌خواندند، و ریاضیات؛ و در سن ۴۳ سالگی از نظر حافظهٔ کلامی و جستجوی کلمهٔ به موقع مورد آزمون قرار دادند. نتایج این آزمون با در نظر گرفتن سایر عوامل موثر بر هوش، مانند تفاوت جنسیت، سن و میزان آموزش مادر و گروه اجتماعی پدر مورد اصلاح قرار گرفت. نتایج حکایت از آن داشت که نوزادان با وزن بیشتر هنگام تولد به طور مشخص از امتیاز بالاتری برخوردار بودند. به عنوان مثال نوزادان سنگین وزن‌تر در سن ۸ سالگی امتیاز بیشتری در آزمون‌های اولیه کسب نمودند. ولی با افزایش سن، این مزایا کاهش یافته بود به نحوی که در ۴۳ سالگی امتیازهای آزمون از برتری‌های خاصی برخوردار نبودند. علت این مسأله احتمالاً آن است که فواید اولیه وزن بالاتر هنگام تولد به تدریج در اثر تأثیرات محیطی، یعنی سایر موضوعاتی که بر عملکرد شناختی اثر می‌گذارند، مانند آموزش، شغل و بهداشت از بین می‌رود. در یک مطالعه مشخص شد که امتیاز کودکانی که سر بزرگ‌تری داشتند در آزمون‌های ضریب هوشی (IQ) بالاتر بوده است و در نتیجه، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که میزان حجم مغز کودک در یک سالگی به تعیین سطح هوش او در سنین بالاتر کمک می‌کند. در واقع، رشد مغز پس از دوران شیرخوارگی، تأثیر ناچیزی بر جبران رشد ضعیف آن در یک سال اول زندگی دارد. به طور طبیعی چندین عامل دیگر نیز در تکامل هوش نقش مهمی ایفا می‌کنند. به عنوان مثال، اگر کودکان بیش از ۳ ماه شیرمادر بخورند، چنان چه والدین کودکان، بهتر آموزش دیده باشند و در صورتی که مادران کودکان در پاسخ به پرسش‌نامهٔ مخصوص والدین نمرهٔ بیشتری کسب کنند معمولاً کودکان امتیاز بالاتری در آزمون‌های ضریب هوشی (IQ) به دست می‌آورند. با این حال، حتی با در نظر گرفتن این عوامل، میزان رشد سر کودکان در نخستین سال زندگی همچنین از ارتباط قابل ملاحظه‌ای با مقدار ضریب هوشی سنین بالاتر آنها برخوردار است.   رشد داخل رحمی نیز نقش مهمی در رشد هوش دارد. به عنوان مثال، یکی از پیامدهای تماس جنین با الکل که موجب محدود شدن رشد جنین و تخریب دستگاه عصبی مرکزی می‌شود، اختلال عملکرد است که بر هوش، یادگیری و حافظه، فعالیت و توجه، توانایی‌های حرکتی و گویشی و رفتار کودک تأثیر می‌گذارد. در مطالعه‌ای که بر روی دوقلوها به عمل آمد مشخص شد که تأخیر در رشد داخل رحمی می‌تواند تأثیرات درازمدتی بر رشد و تکامل کودک و به ویژه بر قد، اندازهٔ محیط سر و میزان ضریب هوشی (IQ) کودکان اعمال نماید. به طور خلاصه، مادران برای آن که به بهبود هوش فرزند خود کمک کنند باید در دوران بارداری خوب و صحیح غذا بخورند و از هر نوع فعالیت‌هایی که موجب اختلال رشد جنین شود اجتناب کنند تا نوزادن آنها در هنگام تولد از وزن خوبی برخوردار باشد و پس از آن و به ویژه تا یک سالگی نیز به خوبی رشد نماید.   توجه! بسیاری از والدینی که در مورد «کوچک» بودن نوزاد خود نگران هستند باید به خاطر داشته باشند که «هوش»، پدیده‌ای بسیار پیچیده و چندوجهی است و وزن هنگام تولد، اندازهٔ سر و میزان رشد نوزادن فقط بعضی از عوامل مؤثر بر تکامل شناختی نوزاد را تشکیل می‌دهند.   تأثیر وزن هنگام تولد بر هوش، به سادگی از طریق آموزش دیدن کودک به وسیله والدین خود قابل جبران است. به یاد داشته باشیم که همواره تعداد بسیاری از افراد دارای جثهٔ کوچک، در طول زندگی خود از هوش زیاد و موفقیت‌های متعدد برخوردار بوده و هستند.   نکته بعضی از مطالعات، ارتباط میان هوش و سرعت متابولیسم گلوکز در مغز در طول حل مشکل را نشان داده‌اند. تحقیقات به عمل آمده در جانوران، موضوع اساس ژنتیکی را در مورد هوش، بیشتر از انسان به اثبات رسانده‌اند.   همان گونه که ذکر شد، هوش، پدیده‌ای پیچیده و چند بعدی و بیشتر، حاصل نحوهٔ تعامل ژن‌ها و محیط است و نه الزاماً خود ژن‌ها. بنابراین، عوامل اجتماعی، مانند زمینهٔ آموزشی و عوامل محیطی فیزیکی، مانند زمینهٔ آموزشی و عوامل محیطی فیزیکی، مانند رژیم غذایی می‌توانند بر هوش فرد، به ویژه در دوران حیاتی کودکی و نوجوانی تأثیر بگذارند.   نکته در یک مطالعه نشان داده شد که ضریب هوشی در طول دوران تعطیلات مدرسه به طور موقت کاهش پیدا می‌کند و تأخیر در زمان شروع رفتن به مدرسه موجب کاهش ضریب هوشیاری در حد میانگین ۵ نمره به ازای هر سال می‌انجامد.   در سنین پایین‌تر، انتخاب اسباب‌بازی‌هایی (مانند لگو؛ Lego) که قدرت تخیل را تحریک می‌کنند و موجب رشد توجه و تمرکز می‌شوند ایده‌آل است ولی اختصاص دادن زمانی برای حضور در کنار کودک به وسیله والدین و تعامل آنها با کودک از طریق اسباب‌بازی‌ها و راهنمایی چگونگی استفاده از آنها نیز اهمیت زیادی دارد.   توجه! اسباب‌بازی‌هایی برای کودکان مناسب‌اند که حس‌های مختلف کودک مانند حس لامسه، شنوایی و بینایی را تحریک می‌کنند و موجب فراگیری بیشتر کودک می‌شوند.   اسیدهای چرب ضروری که تا ۶۰ درصد از مغز را تشکیل می‌دهند برای برقراری عملکرد بهینهٔ مغز نقش حیاتی دارند و در برقراری ارتباط، میان نورون‌های مغز از نقش کلیدی برخوردارند. مطالعات نشان داده است که رژیم‌های غذایی فاقد این اسیدها منجر به اختلالات جدی در زمینه مهارت‌های یادگیری می‌شوند و حتی در برخی موارد با بروز اختلالات ذهنی همراه هستند. در مقابل، رژیم‌های غذایی حاوی مقادیر صحیح اسیدهای چرب، مانند آلفالینولئیک اسید (ALA) و دوکوزاهگزائنوییک اسید (DHA) موجب بهتر شدن عملکرد ذهنی و ضریب هوشی می‌شوند و نیز خُلق و توانایی مقابله با استرس را بهبود می‌بخشند.   توجه! فراموش نکنید که تعریف «هوش» و اعتبار مقیاس ضریب هوشی (IQ) برای تعیین میزان هوش با یکدیگر تناقض دارند. تلاش برای افزایش دادن امتیاز آزمون IQ الزاماً به معنی افزایش پیدا کردن میزان هوش نیست. ممکن است به سادگی بتوان میزان توانایی‌های ذهنی لازم برای پاسخ دادن به آزمون‌های مرسوم IQ را بالا برد. به همین ترتیب کسب امتیاز پایین در آزمون‌های IQ الزاماً به معنی عدم تکامل هوش نیست زیرا ممکن است سایر جنبه‌هایی که در این آزمون‌ها ارزیابی نمی‌شوند (ازجمله هوش زبان شناختی و منطقی) در افراد به خوبی تکامل یافته باشد.

4 ابزار تقویت هوش کودک

4 ابزار تقویت هوش کودک

ناحیه مخصوصی از مغز به پردازش گویش (زبان) و موسیقی اختصاص دارد. هرچه این ناحیه تحریکات بیشتری دریافت کند تکامل آن بیشتر خواهد شد. در این مورد هیچ نوع موسیقی خاصی بر موسیقی دیگر ارجحیت ندارد. هرچند اخیراً موسیقی کلاسیک را مفیدتر دانسته‌اند. فقط کافی است موسیقی‌ای را انتخاب کنید که خودتان دوست دارید و کودکتان به آن واکنش نشان می‌دهد.   حرف زدن با کودک یا آواز خواندن و تعامل با وی همواره بهتر از موسیقی یا صحبت‌هایی است که از طریق رادیو یا تلویزیون پخش می‌شود. پیام‌های رادیویی یا تلویزیونی معمولاً موجب تحریک بیش از حد مغز می‌شوند.   از فعالیت‌های روزمره برای بهبود هماهنگی میان دست و چشم کودک خود استفاده کنید. برای این کار می‌توانید حتی از بازی‌های ساده که با اسباب‌بازی انجام می‌شود استفاده نمایید. چنان چه با کودک خود به خرید می‌ریود ازر او برای برداشتن وسایل مورد نیاز کمک بخواهید و نام کالاهای قرار داده شده در طبقات مختلف فروشگاه را به او یاد دهید. این کارعلاوه بر کمک به بهبود هماهنگی کودک، موجب می‌شود کودک بتواند به مقایسه اندازه، شکل و وزن اجسام مختلف با یکدیگرذ بپردازد.   به طور منظم کودک خود را برای ورزش یا حتی همکاری با شما در زمینه فعالیت‌های ساده مثل تمیز کردن باغچه از داخل خانه به بیرون بیاورید. به کودک اجازه دهید از طبیعت لذت ببرد، به وسیله آن تحریک شود و به طور کامل محیط اطراف خود را تجسس کند (به عنوان مثال آب بازی کند، گل‌ها را لمس نماید، بدون کفش بر روی چمن‌ها یا سنگ‌ریزه‌ها راه برود و یا گِل‌بازی کند.    تقویت هوش کودک​   تا حد ممکن هنگامی که در کنار کودک خود به سر می‌برید زمان بازگشت به کار را به تأثیر بیندازید. به ویژه نخستین سال زندگی کودک از نظر رشد و تکامل ذهنی و نیز برای فرآیند تحکیم علایق اهمیت بسیار دارد.   سعی کنید تا حد امکان کودک را همراه با خود به جاهای مختلف ببرید. با این کار، کودک با عوامل محرک مختلف محیط آشنایی پیدا می‌کند. علاوه بر این، عملکرد فیزیکی حرکت به نقاط مختلف، موجب تحریک بخشی از مغز کودک که به تعیین موقعیت بدن و تعادل وی اختصاص دارد می‌شود.   نکته یکی از موضوعات جالب توجه آن است که کودکانی که همراه با والدین خود به جاهای مختلف برده می‌شوند سریع‌تر از سایر کودکان راه می‌روند!   معمولاً کودکانی که شیر مادر می‌خورند از هوش بیشتری برخوردار هستند. لمس فیزیکی نیز به دلیل آن که موجب تحریک مغز کودک می‌شود اهمیت زیادنی دارد. بنابراین تا حد ممکن بدن کودک خود را لمس کنید. فراگیری نحوهٔ ماساژ کودک از طریق کتاب‌ها یا نوارهای مخصوص یا مشاوره با متخصص ماساژ نیز مفید است.   کودکان اغلب در هنگام گرسنگی یا نیاز به تعویض پوشک یا موارد مشابه شروع به گریه می‌کنند. در تمام این موارد می‌توانید زمان بیشتری را به بازی کردن و تعامل با کودک اختصاص دهید.

تقویت هوش کودکان زیر دو سال

تقویت هوش کودکان زیر دو سال

چگونه فرزند باهوش داشته باشیم؟   آنچه که امروزه بسیاری از والدین به آن می‌اندیشند و همواره به عنوان یک سؤال مهم مطرح می‌کنند آن است که چگونه می‌توانند کودک باهوشی داشته باشند. باید دانست که عوامل بسیاری در تولد یک کودک باهوش دخالت دارند که ازجمله آنها می‌توان وراثت، شرایط محیطی مادر در دوران بارداری و تغذیه را نام برد. پس از تولد، گفت و گوی والدین با نوزاد و ماساژ بدن نوزاد به وسیله مادر برای تحریک کردن سیناپس‌های عصبی نوزاد و افزایش هوش وی تأثیر دارد. در طول دوران بارداری و پس از آن، هوش کودک تحت تأثیر عوامل محیطی واقع می‌شود و ممکن است افزایش یابد.   نکته بیشتر والدین تصور می‌کنند ضریب هوشی قابل افزایش نیست، در حالی که اگر آزمون هوش در سنین پایین انجام شود می‌توان با برنامه‌ریزی،  را افزایش داد. این کار با آموزش مداوم، همکاری خانواده و تحت نظر روان‌شناس امکان‌پذیر است.   امروزه پزوهشگران معتقدند سطح هوش برحسب محیط تغییر می‌کند و چنان چه بتوان حواس کودک را تحریک کرد سطح هوش و استعداد او افزایش می‌یابد. در این زمینه، ارتباط میان وراثت و محیط بسیار پیچیده است و محیط مناسب می‌تواند موجب رشد و باروری هوش شود و استعدادهای ژنتیکی را به فعلیّت برساند. در سنین اولیه، محیط اثرات سریع‌تر و بیشتری بر مغز کودک دارد و اثر آموزش در سنین مزبور با سنین بالاتر تفاوت دارد.   نکته تا سن ۴ سالگی، نیمی از ظرافت فکری کودک و تا ۸ سالگی حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد آن رشد می‌کند. میزان هوش هر فرد در نهایت تا ۱۸ سالگی رشد می‌کند. میزان رشد هوش کودک در ۴ سال اول عمر، به اندازه ۱۳ سال بعد از آن است.   بهترین سن آموزش خواندن و نوشتن، بین ۴ تا ۵ سالگی است و آموزش مزبور باید بر اساس شوق و علاقه و به شکل غیرمستقیم صورت گیرد. این عقیده که کودک نباید پیش از ۶ سالگی آموزش ببیند بسیار غلط است زیرا بهترین دوران آموزش کودک، همین زمان محسوب می‌شود.   توجه! تا سن ۶ سالگی حداقل روزی ۲ ساعت کلاس آموزش غیرمستقیم، همراه با شادی برای فرزند خود برگزار کنید و طی این ساعات با کودک بگویید، بخندید. توپ بازی و آب بازی کنید. آنچه مهم است، افزایش شوق یادگیری در کودک است که با ایجاد احساس لذت و شادی امکان‌پذیر می‌شود.   با این که هوش، پدیده‌ای ژنتیکی و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی به تدریج شکل می‌گیرد. با استفاده از روش‌ها و برنامه‌های خاص در طول زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودک، می‌توان نیروی تفکر و هوش او را پرورش داد. پیشنهادات و روش‌های مختلفی را برای افزایش هوش کودکان ذکر کرده‌اند که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می‌شود و در جای جای این کتاب دربارهٔ موارد دیگری هم توضیح داده شده است: بازی‌های فکری، جدول، شطرنج، پازل و بسیاری از بازی‌های دیگر موجب رشد و تکامل مغز کودک می‌شوند. جدول اعداد، موجب تقویت تفکر استراتژیک و کمک به حل مشکلات و تصمیم‌گیری در وضعیت‌های دشوار و پیچیده می‌شود. می‌توان مسایلی را به طور خیالی برای کودک طرح نمود و برای حل آنها از کودک کمک خواست تا از این طریق با وضعیت‌های سخت و موقعیت‌های پیچیده رو به رو شود و برای حل آنها راه‌های پیشنهادی خود را بیان کند.   هرچه تعامل شما با کودک و میزان بازی کردن با وی افزایش پیدا کند، سیناپس‌های عصبی موجود در مغز کودک را قوی‌تر می‌کند و در نتیجه، مغز به تکامل ایده‌آل خواهد رسید. نوزادن ۶ هفته‌ای خود را کاملاً در برابر خود بگیرید و به چشمانش خیره شوید. در این وضعیت، مسیر نگاه شما موجب تقویت اتصال‌های سلول‌های مغزی نوزاد می‌شود و به او کمک می‌کند تا دنیا را به شناخته‌ها و ناشناخته‌ها، شباهت‌ها و تفاوت‌ها طبقه‌بندی کند و در نتیجه، در زمینه فراگیری به مهارت‌های با اهمیتی دست یابد.   پژوهشگران دریافته‌اند که صحبت والدین با فرزند خود از بدو تولد و طی دو سال اول زندگی، تأثیر چشمگیری بر تعداد کلماتی که کودک می‌آموزد دارد.   لالایی خواندن، حتی اگر با صدای خوش نباشد به رشد فکری کودک کمک می‌کند. موسیقی، درک فضایی کودک را افزایش می‌دهد و این ادراک در فراگیری علوم و ریاضیات عامل مهمی به شمار می‌آید زیرا درک ریاضیات و موسیقی، ریشه عصبی مشترکی دارد.   برای تحریک کنجکاوی کودک، همراه با او به جستجو بپردازید. اسباب‌بازیی را بردارید و به آن نگاه کنید و سپس آن را به دست کودک بدهید تا امتحانش کند. از این که همراه با کودک، سینه‌خیز بر روی کف اتاق راه بروید خودداری نکنید.   برای تقویت درک و فهم فرزند خود، اشیایی با رنگ، اندازه و شکل متفاوت نام‌گذاری کنید. پیشرفت‌های کودک خود را تحسین کنید. با این کار علاوه بر آن که کودک خوشحال می‌شود، ارتباط میان قشر جلویی مغز و مخچه میانی او نیز که محل درک احساسات است تقویت خواهد شد. در ۱۰ تا ۱۸ ماهگی، مغز این ارتباط‌ها را برقرار می‌کند.   از کودک خود دربارهٔ سرگرمی‌ها و مسایل مورد علاقه‌اش سؤال کنید و کنجکاوی او را مورد حمایت قرار دهید. نکات و موارد جدید را در ارتباط با سرگرمی‌های کودک به او یاد دهید. به منظور تشویق کنجکاوی کودک او را به گردش‌های آموزشی (مثلاً به موزه‌ها، رصدخانه و پارک حیوانات) ببرید.   مطالعات محققان آمریکایی، وجود ارتباط مستقیم میان فعالیت‌های ورزشی کودکان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها را ثابت کرده است. بر اساس این مطالعات، شرکت کودکان در فعالیت‌های ورزشی، افزایش اعتماد به نفس، مهارت در کارهای گروهی و توانایی‌های مدیریتی و رهبری را به دنبال خواهد داشت.     نکته مطالعات نشان داده است بیشتر خانم‌هایی که در موقعیت کاری، در سمت‌های مدیریت و ریاست موفق بوده‌اند در دوران کودکی و نوجوانی در فعالیت‌های گروهی و تیمی ورزشی شرکت داشته‌اند. بنابراین، بهتر است با کودک خود بازی کنید یا با او به پیاده‌روی بروید و او را به شرکت در تیم‌های ورزشی مدرسه‌اش تشویق نمایید.   تمرین آواز و نوازندگی به وسیله کودک هرچند ممکن است موجب ناراحتی والدین شود، نیمکرهٔ مغز کودک را پرورش می‌دهد. بر اساس بررسی‌های دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش موسیقی برای کودکان، ضریب هوشی و توانایی‌های علمی آینده آنها را افزایش می‌دهد. هرچه سال‌های آموزش موسیقی کودک بیشتر باشد، میزان این تأثیر و افزایش هوش آنها بیشتر خواهد بود. آموختن موسیقی در دوران کودکی باعث کسب نمرات بهتر در دوران دبیرستان و افزایش ضریب هوشی در دوران بزرگسالی خواهد شد. قافیه و ریتم می‌تواند به فراگیری زبان کمک کند. بهترین زمان خواندن برای کودک، پیش از خواب است.   شیر مادر، موجب سالم‌تر و باهوش‌تر شدن نوزاد می‌شود. مطالعات دانشمندان دانمارکی نشان داده است که کودکانی که در دوران نوزادی و شیرخوارگی به مدت ۹ ماه، شیر مادر خورده‌اند نسبت به کودکانی که یک ماه یا کمتر با شیر مادر تغذیه شده‌اند باهوش‌ترند.   آن گروه از بازی‌های کامپیوتری که مهارت‌های فکری و استراتژیک و قدرت تصمیم‌گیری و خلاقیت کودک را پرورش و کار گروهی را به او آموزش می‌دهند، موجب تقویت حافظه و توانایی ذهنی کودکان خردسال و حتی کودکان نوپا می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهند که کودکانی که به انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی می‌پردازند در مقایسه با کودکانی که از این نوع بازی‌ها استفاده نکرده‌اند قدرت درک و تجسم تصویری بیشتری برخودارند.   مطالعات متعدد نشان داده است که خوردن صبحانه موجب تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می‌شود. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند اغلب زودتر خسته می‌شوند، کم طاقت و زودرنج هستند و سرعت عمل کمتری دارند.   توجه! چنان چه فرصت دادن صبحانه کامل به کودک خود را ندارید حتی با دادن یک لیوان شیر در زمان صبحانه، او را روانهٔ مهدکودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد.   قند، چربی‌های اشباع شده و غذاهای بی‌فایده دیگر را از برنامه غذایی کودک حذف کنید و در عوض، مواد مغذّی و مفیدی که به رشد ذهنی کودک کمک می‌کنند را جایگزین نمایید.   نکته سال‌های اولیه دوران کودکی، به ویژه ۲ سال اول از نظر غذایی اهمیت بسیار دارد و لازم است تمام مواد لازم، طی این مدت در رژیم غذایی کودک گنجانده شوند.   تغذیهٔ ناصحیح موجب می‌شود کودک، از مدرسه و همسالان خود عقب بماند و دچار افت تحصیلی شود. مطالعهٔ کتاب کم هزینه‌ترین، قابل دسترس‌ترین و موفق‌ترین روش آموزش و رشد ذهنی کودکان در تمام سنین است.   توجه! از سنین خیلی پایین برای کودک خود کتاب بخوانید. کودک را در کتابخانه عضو کنید و کتاب‌های مناسب را برای او تهیه نمایید.     یکی از روش‌های افزایش بخشیدن به تکامل کودک، صحبت کردن با او است. نوزادان، گویش (زبان) و اطلاعات را با سرعتی که دیگر در تمام طول عمرشان تکرار نخواهد شد جذب می‌کنند و از این‌رو باید از این دوران طلایی برای صحبت کردن با آنها استفاده نمود. به عنوان مثال هنگامی که نوزاد را در داخل اتومبیل قرار می‌دهید و کمربند ایمنی صندلی را می‌بندید در مورد هریک از مراحل این کار به او توضیح دهید. دربارهٔ چگونگی هوا، مسافرتی که قصد دارید همراه با کودک خود بروید و یا در زمینه کاری که می‌خواهید انجام دهید یا چیزهایی که در نظر دارید خریداری کنید با کودک حرف بزنید.  

12 اتفاق مهم که طی 12 ماه رخ می دهد

12 اتفاق مهم که طی 12 ماه رخ می دهد

در تمام آموزش هایم به اهمیت ۱۰۰۰ روز نخست زندگی انسان اشاره کرده‌ام  هنوز وقتی از والدین حاضر در سمینارها و کارگاه ها در خصوص  ۱۰۰۰ روز نخست زندگی، می پرسم همگی به روزهای پس از تولد اشاره می کنند. در صورتی که اگر مطابق باورهایم به شما نگویم که زندگی انسان از سال ها قبل از تولدش شروع شده است، اما قاطعانه خواهم گفت که منظور از هزار روز اول زندگی ،حدود  ۲۷۰ روز دوران جنینی و ۷۳۰ روز شامل دو سال نخست پس از تولد است که پرونده‌ی بیش از ۹۰ درصد از اتفاقات زندگی افراد در تمام طول سال های زندگی اش بسته می شود.