مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

برای برقراری یک رابطه زناشویی موفق باید همواره رابطه صمیمی، برقرار باشد

برای برقراری یک رابطه زناشویی موفق باید همواره رابطه صمیمی، برقرار باشد
چکیده این مطلب : انتشار : 1395/09/16 0 نظر 261 بازدید

برای برقراری یک رابطه زناشویی موفق باید همواره رابطه صمیمی، برقرار باشد

 

برای برقراری یک رابطه زناشویی موفق باید به چهار نکته توجه داشته باشیم.

1.    ارتباط هدفمند: ارتباط و مکالمه باید طوری صورت گیرد که هم بفهمیم و هم فهمیده شویم.

2.    درک درست: تفاوت‌های موجود را بشناسیم، قبول کرده و محترم شماریم.

3.    خودداری از داوری: از داوری‌های منفی نسبت به خود و دیگران بپرهیزیم.

4.    احساس مسئولیت: هر یک از زوجین باید حس روشنی نسبت به مسائل زناشویی داشته باشند و در مسائل گذشت داشته باشند.

این عوامل رموزی هستند که ما را در برقراری ارتباطی سالم کمک می‌کنند. می‌توانید بفهمید که چرا در روابط خود دچار مشکل بوده اید و این عوامل این امکان را فراهم می‌سازند که در پی احیا و تثبیت آن برآیید.

ارتباط هدفمند: «گفت‌و‌گو»

به هنگام شناخت و احترام به تفاوت‌های یکدیگر، گفت‌و‌گو نقش مهمی دارد.

اهداف یک گفت‌و‌گو چیست و چگونه بر یک ارتباط تاثیر می‌گذارد؟


بیشتر کشمکش‌هایی که در روابط عاطفی زناشویی بروز می‌کند گاه در اثر یک سوء تفاهم بسیار پیش پا افتاده است و این در حالی است که با برقراری گفت‌و‌گویی سالم محیط لازم جهت رشد سوءتفاهم از بین می‌رود و ضامن بهبودی روابط می‌گردد. یادگیری و به کار بستن مهارت‌های مکالمه می‌تواند از بروز مشکلات جلوگیری نماید، اما برای درک بیشتر توصیه‌هایی وجود دارد که باید در مکالمات رعایت شوند. از جمله:

•    شناخت هر چه بیشتر خود و دیگران

•    دانستن این‌که زنان و مردان هر کدام رفتار متفاوتی در مقابل رویدادها دارند.

•    درک عمیق احساسات واقعی خود در برابر مسائل مختلف.

•    دانستن اینکه کنایات و علائم ظاهری همیشه یک معنا ندارند.

•    علم به اینکه آنچه پرسیدنش برای ما راحت است، شاید برای دیگران راحت نباشد.

•    علم به اینکه آنچه شنیدنش برای ما سهل است، شاید برای دیگری دردناک باشد.

•    درک این مسئله که شاید چیزی که ما می‌اندیشیم برای دیگران مفید است، چنین نباشد.

دانستن این مطلب که اشخاص اگر چه با زبان مشترکی صحبت می‌کنند، اما معنای واژه‌ها مشترک نیست.

درک صحیح هنگامی رخ می‌دهد که دریابیم هر یک از ما افرادی خاص هستیم و می‌توانیم به سادگی باعث سوء تعبیر در دیگری شویم. احترام و درک متقابل و شناخت تفاوت‌ها می‌تواند ما را به رابطه‌ای محکم و درست رهنمون شود.

بیم داشتن از تفاوت‌ها

شاید ریشه ترس از متفاوت بودن به دوران طفولیت ما باز گردد، چرا که در آن زمان همیشه مقایسه بین قوی و ضعیف صورت می‌گرفت و در چنین وضعی تفاوت‌ها بروز می‌کرد و ما همیشه سعی داشتیم که مانع تجلی این تفاوت‌ها شویم و خود مانند شخصی که برتر و موفق تر بوده است، ظاهر شویم.

جذبه تفاوت‌های زن و مرد

تفاوت‌های موجود بین زن و مرد همانند آهن ربایی آن دو را به سوی یکدیگر جذب می‌کند و هنگامی که درک درست و مناسبی از این تفاوت‌ها حاصل شود می‌توان از آن استفاده بهینه به عمل آورد.
این تفاوت‌ها در حکم مکمل‌هایی هستند که برای دیگری امکان رسیدن به تعادل را به وجود می‌آورند. اگر من انسانی پر انرژی باشم احتمال بالایی دارد که به سوی انسانی آرام و خونسرد جذب شوم. در پرتو این رابطه من نیز در اعماق خود به دنبال آرامش رفته و در نتیجه آن انرژی را در راه مثبت تکامل می‌یابد و من ملایم‌تر و متعادل‌تر خواهم شد.

وجود این تفاوت‌های مکمل، باعث جذبه و میلی می‌گردد که گامی به سوی دیگری برداری. همان اکسیری که عشق نامندش.

معجزه تفاوت، نمایاندن تصویری است که همانا مشاهده شباهت‌هاست. وقتی قبول کردیم زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارند. رفته رفته شباهت‌هایی برای ما به عرصه ظهور می رسند.


اجتناب از داوری

پرهیز از هر گونه قضاوت منفی سومین عامل ایجاد یک رابطه درست است که در پس درکی عمیق به وجود می‌آید. آن‌گاه که بتوانیم تفاوت‌های خود را بازشناسیم و صمیمانه احساسات و افکار خود را به گفت‌و‌گو بگذاریم، می‌توانیم از قضاوت‌های منفی دوری گزینیم.

برداشت و شناخت نادرست از اعمال و رفتار خود، اجازه پرورش استعداد را از ما سلب می‌کند و باعث می‌شود از آنچه که در زندگی داریم احساس لذت نکنیم. قضاوت نادرست نشانگر فقدان اعتماد به نفس است.

زمانی که احساس کمبود می‌کنیم این حس در ما رخنه می‌کند که آنچه داریم کفایت زندگی ما را نمی‌کند. این حس در تمام جوانب زندگی مانند: فرصت، پول، عشق و...، اثر می‌گذارد و احساس تنهایی به انسان دست می‌دهد. این‌که دوستان زیاد و خانواده گرمی ندارم. این تفاوت‌های غلط باعث برهم زدن آرامش می‌شود. زمانی که تفاوت‌های بین افراد را بشناسیم و به آن‌ها احترام بگذاریم دیگر این برداشت‌های نادرست نیز از زندگی رخت بر می‌بندند.

زمانی که بتوانیم دیگری را دوست بداریم، می‌توانیم خود را نیز بشناسیم و بستاییم. این امر در پرتو رهایی از قضاوت‌های نادرست صورت می‌گیرد. با دوست داشتن دیگران این قدرت در ما رشد می‌یابد و می‌توانیم خود را نیز دوست بداریم. با ورود عشق و محبت در روابط، اعتماد به نفس نیز بالا می‌رود. هنگامی که قضاوت نادرستی در مورد د‌یگران داریم با نوعی مبارزه با نفس درگیر هستیم. چه بسا این تصویری از عقاید پنهان ذهنی خود ما باشد.


یکی شدن و یگانگی
یک رابطه خوب زناشویی مرهون شناخت و احترام گذاشتن به تفاوت‌هاست. یکی از مزایای شناخت تفاوت‌ها، پی بردن به وجوه اشتراک است. با شناخت تشابهات صفاتی مانند: همدلی، مهربانی، پذیرش، گذشت و یگانگی رشد می‌یابد. تایید و تصدیق تفاوت‌ها نیز باعث بروز جذابیت، قدردانی، مهر و علاقه، احترام، هدفمندی و هیجان می‌گردد.
هرچه بیشتر در شناخت یکدیگر موفق شویم می‌توانیم با صحبت‌های صادقانه و شنیدن‌های صمیمانه، از قضاوت‌های نادرست بگذریم و از جدایی دوری کنیم. چرا که این تفاوت‌ها نیستند که عامل جدایی می‌شوند، بلکه برداشت‌های غلطی که در سایه درک ناثواب صورت می‌گیرد، جدایی را به بار می‌آورد.


پذیرش مسئولیت 
عامل چهارم که در ایجاد یک رابطه و دوام آن تاثیر دارد پذیرش مسئولیت (مسئولیت پذیری) است. هر دو نفر باید به اندازه مساوی قبول مسئولیت نمایند، اما حس عفو و گذشت را نیز باید تمرین نمایند. مسئولیت‌پذیری درست نقطه مقابل حس قربانی شدن است. وقتی نتوانید قبول کنید که در موضوعی هر دو مسئول هستید، شاید نتوانید گذشت را تجربه کنید.


چگونه ناخواسته باعث رنجش دیگری می‌شویم.

اگر ما شناخت کافی از تفاوت‌های یکدیگر نداشته باشیم، نمی‌توانیم بفهمیم که چرا گاهی در بعضی روابط مشکلاتی به وجود می‌آید. هنگامی که قبول کردیم ما (زنان و مردان) با یکدیگر متفاوت هستیم درک خواهیم کرد که چگونه گاهی ناخواسته باعث آزار دیگری می‌شویم.

اگر ما در مورد تفاوت‌های خود به مطالعه بپردازیم، خواهیم دید که رفتار ما بر دیگران تاثیر گذاشته و باعث بروز عکس العمل‌هایی از جانب آن‌ها می‌شود. تنها این رفتار بارز ما نیست که باید بر آن نظارت داشته باشیم، چرا که احساسات و افکار ما نیز گاهی باعث ناراحتی دیگران می‌شود. البته در کنترل درآوردن تفکرات و احساسات کار دشواری است. ولی باید قبول داشت که آن‌ها نیز تاثیر گذار هستند.

هنگامی که در مورد کسی قضاوت می‌کنیم- آشکار یا پنهان- این گفته ما در او اثر گذاشته و همان رفتار را بروز می‌دهد. اگر فکر کنیم که کسی ما را دوست ندارد، او همان رفتار را با ما خواهد داشت. اگر قضاوت کنیم که دیگری نسبت به ما بی‌توجه شده است، او در رفتار خود بی‌توجهی به ما نخواهد داشت.

درک این مطلب که چطور تفکرات انسان می‌توانند سرچشمه واکنش‌های او باشند دلیل نمی‌شود که از واکنش دست بشوییم.

بلکه با نگاهی به آن‌ها می‌توانیم رفتار همسر خود را بیشتر درک کنیم و خود را با خواسته‌های او نزدیک نماییم.

عوامی که باعث بد خلقی می‌شوند بسیار متعدد هستند. مانند قضاوت ما که باعث به هم ریختن موقت اعصاب طرف مقابل می‌شود. رنجش‌ها،  موجبات اختلال دائمی فرد را به وجود می‌آورند. مردی که همیشه باعث رنجش همسر خود می‌گردد، او را بیش از حد حساس می‌سازد و آن هنگام که از بی‌اعتنایی شوهرش می‌رنجد از و دلجویی نمی‌کند. این امر باعث می‌شود او نیز چنین رفتاری از خود بروز دهد و شوهر برای همیشه نسبت به او بی توجه گردد. 

مردها اغلب این حس را تجربه کرده‌اند: هنگامی که در راه بازگشت به خانه هستند به همسر خود ابراز علاقه و مهر می‌نمایند. اما به محض ورود به منزل دیگر هیچ توجه و احساسی نسبت به او ندارند. گرچه همسر آنان رفتاری گرم و صمیمی داشته است ولی این احساس در اثر کدورت‌های پنهان و مسائل حل نشده ذهن صورت گرفته است و منجر به بی‌توجهی نسبت به همسر می‌شود.
همچنین ممکن است این وضع در شرایطی مشابه برای یک زن به وجود آید. او نسبت به همسر خود علاقه و احساس دارد ولی به محض ورود به خانه با دیدن شوهر احساسات منفی در او بروز می‌کند. در صورتی که شاید شوهر رفتار مناسبی هم داشته باشد ولی احساسات ناآگاهانه زن نسبت به شوهر چنین صحنه‌ای را خلق می‌کند.

وقتی از کسی می‌رنجیم در واقع قضاوت‌های منفی وجودی ما به عرصه ظهور رسیده‌اند و در باطن ما جا خشک کرده‌اند و تا آن زمان که قدرت گذشت و عفو نداشته باشیم همچنان باقی می‌مانند.
ما هر قدر سعی کنیم این رنجش‌ها را پنهان نمائیم باز هم از رفتار، با واکنش‌ها با لحن صحبت و کلمات، موج نگاه و تن صدا این رنجش آشکارا به چشم می‌خورد. این کدورت‌ها به هر حال بیرون ریخته می‌شوند و اعلام وجود می‌کنند.

اگر شخصی بی هیچ آزردگی به کسی قضاوتی منفی داشته باشد بعد از چند لحظه، این حرف خود را باکلامی مثبت عوض خواهد کرد. اما اگر شخص آزرده باشد باز هم روی همان قضاوت منفی پافشاری می‌کند. یک قضاوت منفی، چه آگاهانه و چه نا آگاهانه،   نه تنها موجب بروز واکنش منفی می‌گردد، بلکه گفت‌و‌گوهای مثبت را نیز خنثی می‌کند. زمانی که شما احساسات خود را مبنی بر همان رنجش خود بیان می‌دارید دیگر نباید انتظار داشته باشید که یک رابطه صادقانه به وجود بیاید. علت این‌که در ابتدا تمام مکالمات راحت و بی دغدغه عنوان می‌شوند این است که هنوز هیچ رنجشی به وجود نیامده است. 

وجود رنجش، در یک رابطه از رشد عشق جلوگیری می‌کند. بهترین کار برای کنار گذاشتن رنجیدگی‌ها، قبول مسئولیت است و درک این مسئله که این کار تا چه حد می‌تواند به روی پاسخ‌ها و دریافت‌های ما موثر باشد در چنین وضعیتی دیگر وقت فراموشی رنجش‌ها و چشم پوشی فرا می‌رسد.

رنجش های سرکوب شده

وقتی بپذیریم که با قضاوت‌های نادرستی که در مورد دیگران داشته‌ایم نا آگاهانه باعث بدرفتاری آن‌ها شده‌ایم خیلی راحت می‌توانیم قبول مسئولیت نماییم. در این رهگذار هنوز یک مانع جدی به نام سرکوبی پابرجاست

زنان و مردان خیلی راحت رنجش‌های خود را سرکوب می‌کنند و آن‌ها را نادیده می‌گیرند و این امر باعث می‌شود که مسئولیت اختلاف و بدرفتاری همسر خود را قبول نکنیم. این سرکوبی باعث به هم خوردن روابط زناشویی می‌شود.

کسی که سعی دارد مورد محبت دیگران قرار گیرد و به او احترام گذاشته شود، ولی رفتار ماهرانه‌ای در گفت‌وگو ندارد می‌تواند رنجش‌های خود را سرکوب نماید. هر چه فرد سعی در این داشته باشد که بیشتر مورد مهر و علاقه دیگری قرار بگیرد بیشتر می‌تواند آزردگی‌هایش را نادیده انگارد. اگر همسر چنین فردی زیاد تحت تاثیر رنجش‌ها و داوری‌ها قرار گرفته باشد آن‌وقت پذیرش مسئولیت بسیار سخت می‌شود و تلاش بیشتر فقط باعث وخامت بیشتر رابطه می‌گردد.

 

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

به چه موضوعی علاقه مندید؟

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع کاربر ما بپیوندید