قصد بارداری
دوره اول بارداری
دوره دوم بارداری
دوره سوم بارداری
نوزادی
کودکی

چند روش برای اینکه فرزندتان بتواند ابراز وجود کند

چند روش برای اینکه فرزندتان بتواند ابراز وجود کند
چکیده این مطلب : انتشار : 1393/05/18 4 نظر 2,705 بازدید

یکی از مهم‌ترین مسائل تربیتی این است که والدین فرزندان خود را طوری تربیت کنند که بتوانند به راحتی احساسات و عواطف خود را بروز دهند. در اینجا برای شما نکات مهمی را ذکر می‌کنیم که با توجه و عمل به آن‌ها می‌توانید فرزندانتان را تشویق کنید تا در عین حال که کاملاً مؤدب هستند، ابراز وجود نیز بکنند.

یکی از مهم‌ترین مسائل تربیتی این است که والدین فرزندان خود را طوری تربیت کنند که بتوانند به راحتی احساسات و عواطف خود را بروز دهند. در اینجا برای شما نکات مهمی را ذکر می‌کنیم که با توجه و عمل به آن‌ها می‌توانید فرزندانتان را تشویق کنید تا در عین حال که کاملاً مؤدب هستند، ابراز وجود نیز بکنند.


1- با علاقه و محبت به نیازهای کودکتان پاسخ دهید.
کودکی که بتواند نیازهای خود را از همان ابتدا ابراز کند، در آینده به راحتی قادر است احساسات درونی خود را نشان دهد. به همین دلیل است که به اهمیت پاسخگویی به نیازهای کودک بسیار تاکید شده است. نوزاد یک ماهه برای غذا و در آغوش مادر رفتن گریه می‌کند و والدین به محض دیدن این علائم، دلسوزانه به او پاسخ می‌دهند. نوزاد متوجه می‌شود با گریه کردن می‌تواند نیازهای خود را برآورده کند و آرام شود. داشتن توانایی ابراز نیازهای خود، در آینده نیز برای کودک بسیار مفید است. هنگامی که والدین به نیازهای نوزاد پاسخ می‌دهند، با این عمل به او یاد می‌دهند که به راحتی ابراز وجود کند. اگر والدین به نیازهای کودک پیش از آنکه گریه کند پاسخ دهند، کودک راه‌های دیگری را برای بیان نیازهای خود به کار می‌برد و متوجه می‌شود لازم نیست برای هر کاری گریه کند. او از اینکه می‌بیند والدین تمام نیازهای او را برآورده می‌کنند، بسیار خوشحال و راضی به نظر می‌آید. این نوزاد در آینده کودکی می‌شود که به راحتی قادر است احساسات درونی خود را نمایان کند. این موارد برای کودک آشفته صدق نمی‌کند. والدینی که از ترس لوس شدن کودکشان به او توجه کافی نمی‌کنند و می‌گذارند که نوزاد گریه کند، به او این طور نشان می‌دهند که در این دنیا کسی پاسخگوی نیازهای او نیست. او یاد می‌گیرد که از دیگران چیزی نخواهد. از همان ابتدای کودکی احساسات خود را نادیده می‌گیرد. نه می‌داند که چه می‌خواهد و نه می‌تواند آن را ابراز کند. در ظاهر، این کودک بسیار خوب است، کسی را اذیت نمی‌کند و خود را با دیگران تطبیق می‌دهد، شب‌ها می‌خوابد و مشکل‌ساز نیست. این کودک به ظاهر آرام، به نظر می‌رسد که بسیار خوب تربیت شده است ولی در حقیقت در معرض گوشه‌گیری، خشم درونی و در نهایت در بزرگ‌سالی در معرض افسردگی قرار دارد. هنگامی که به نیازهای کودک آشفته پاسخ داده نمی‌شود، سخت‌تر گریه می‌کند و به شدت خشمگین می‌شود. این کودکان، نوجوانانی می‌شوند که به سختی می‌توان آن‌ها را مهار و کنترل کرد و حتی این احساسات را با خود به بزرگسالی نیز می‌برند.
2- به احساسات کودکتان توجه کنید.
برای داشتن کودک نوپایی که بتواند به راحتی احساسات خود را بیان کند، لازم است در سال اول زندگی به تمام نیازهای او پاسخ داده شود. اکنون کودک نوپای شما فردی بزرگ‌تر با نیازهای بیشتری شده است. نوزادی که به نیازهایش پاسخ داده شده باشد، در دوران نوپایی نیز راحت‌تر ابراز وجود می‌کند. مادری می‌گفت: کودک من لغات زیادی نمی‌داند، سخت می‌توانم با او ارتباط برقرار کنم. ولی او به زودی یاد گرفت از طریق چشم‌های او احساساتش را درک کند. هنگامی که متوجه نمی‌شوید کودکتان چه می‌خواهد بگوید، به چشمان او نگاه کنید تا منظور او را درک کنید. با این عمل، شما به او کمک می‌کنید تا او بتواند احساسات خود را بروز دهد. کودک نوپای شما دقیقاً می‌داند چه می‌خواهد بگوید. در این حالت چشم‌هایش بهتر از زبانش با شما ارتباط برقرار می‌کنند. هنگامی که با دقت به چشمان او نگاه می‌کنید، ناگهان لغات نامفهوم او معنی‌دار می‌شوند.
3- با او خوش رفتار باشید.
کودکان نوپا انسان‌های کوچک با نیازهای بزرگ هستند که حتی این توانایی را ندارند تا نیازهایشان را به طور کامل ابراز کنند. هنگامی که کودکتان با شما صحبت می‌کند به چشم‌هایش نگاه کنید. حتی اگر متوجه حرف‌های او نمی‌شوید با تکان دادن سر، دست، شانه و ارتباط چشمی به او توجه نشان دهید. اگر مشغول انجام کاری هستید و نمی‌توانید کارتان را متوقف کنید، حداقل با او ارتباط کلامی برقرار کنید. بهتر است بدانید که او متوجه نمی‌شود که کار شما از کار او مهم‌تر است، ولی وقتی می‌بیند که شما با او صحبت می‌کنید و می‌گویید: "به مامان بگو که چه می‌خواهی" قطعاً علاقه و توجه شما را نسبت به خود احساس می‌کند. انگشت "مبین" فرزند دو ساله‌ام آسیب دیده بود. آن را به من نشان داد و گفت: "بابا، انگشتم را بوس کن. "البته من متوجه شدم که آسیب او جدی نیست، زیرا اگر خیلی درد می‌کرد، بیشتر گریه و زاری می‌کرد. به این موضوع اهمیت ندادم و از دید کودکم به این قضیه نگاه کردم. مبین یاد گرفته بود که احساسات خود را بروز دهد و مسائل خود را به راحتی بیان کند. با این عمل می‌خواست توجه مرا به خود جلب نماید. من هم به اندازه او به انگشتش اهمیت دادم و علاقه خود را به او نشان دادم تا او یاد بگیرد نیازهای خود را به راحتی مطرح کند. با دلسوزی و حساسیت خاصی در حالی که به چشمانش نگاه می‌کردم، به او گفتم: "کجای انگشتت درد می‌کند؟ ناراحت نباش، من خوبش می‌کنم." سپس باندی دور انگشتش بستم و او را چند دقیقه‌ای بغل کردم تا حواسش به چیز دیگری پرت شود. برخی والدین ممکن است چنین کاری را بی‌فایده بدانند، در صورتی که والدین با تجربه می‌دانند که بچه‌ها چقدر در مورد کوچک‌ترین درد و ناراحتی بدن خود حساسیت نشان می‌دهند. از دید یک بچه، کوچک‌ترین خراش مانند یک سوراخ است و برای خوب شدن نیاز به باندپیچی دارد.
4- احساسات او را سرکوب نکنید.
خصوصیات رفتاری بچه‌ها به گونه‌ای است که هنگامی که با مانع و شکستی در زندگی مواجه می‌شوند، بسیار بداخلاق، عصبی و خشمگین می‌شوند و مانند این است که نمایش غم‌انگیزی را برای تماشاچیان اجرا می‌کنند، مسائل و مشکلات بسیار کم اهمیت در نظر آنان بسیار مهم و بزرگ جلوه می‌کند. هرگز کودک خود را مجبور نکنید تا احساساتش را سرکوب کند. هر وقت کودکتان ناراحت و آزرده است بنشینید و به چشمانش نگاه کنید و به او فرصت دهید تا مسائل خود را مطرح کند. در اینجا نیازی نیست که شما عکس‌العمل از خود نشان دهید. مثلاً عصبانی شوید، قضاوت کنید و یا بگویید چه کاری درست و چه کاری نادرست است. کودک شما آمادگی پذیرش هیچ‌یک از نظریات شما را ندارد. هر گونه پیشنهادی از جانب شما، این طور به کودک نشان می‌دهد که باید احساسات خود را سرکوب کند. در این حالت تصور می‌کند که شما احساسات درونی او را قبول ندارید و برای آن هیچ‌گونه ارزشی قائل نیستید، بنابراین آرام می‌شود و در خود فرو می‌رود. با این عمل، شما به او این طور نشان دادید که توانایی ابراز احساسات خود را ندارد و شما هم در نظر او پدر و مادری هستید که او را قبول ندارید. بنابراین یاد می‌گیرد هرگز با شما راحت و دوست نباشد. در این مرحله فاصله? بین شما و کودکتان افزایش می‌یابد. اگر شما کودک بالای شش سال دارید، مسوولیت‌تان برای ایجاد آرامش در خانه بسیار زیاد است. در صورتی که کودک هفت ساله شما با نفرت و عصبانیت به شما نگاه کند و حاضر به گفت‌وگو با شما نباشد، به آرامی از او بخواهید به اتاقش برود تا رفتار تند او آرامش شما را بر هم نزند.
5- از لحاظ فکری با او یکی شوید.
عکس‌العمل همسرم، در مقابل سر و صدای زیاد فرزندم باعث شد که به احساسات و عواطف کودکم بیشتر نزدیک شوم. به عنوان مثال، هروقت فرزندم با صدای بلند هوهو می‌کشید و به طرف ما می‌دوید و تقریباً داشت ما را کلافه می‌کرد، فوراً رل پدری جدی به خود می‌گرفتم و از دید یک آدم مستبد، به قضیه نگاه می‌کردم و می‌خواستم بدون در نظر گرفتن احساسات کودکم درباره? آن قضاوت کنم. غافل از اینکه او با این عمل داشت احساسات خود را ابراز می‌کرد، ولی من این قضیه را از دید عقل و منطق بررسی می‌کردم و معتقد بودم واقعاً این بچه سروصدای وحشتناکی راه انداخته است! بر عکس، همسرم توانست از لحاظ فکری با او یکی شود و از دید او به موضوع نگاه کند. بنابراین، اول از نظر احساسی مانند او شد و بعد از ترفند بزرگ‌سالان استفاده کرد. و با او شروع به صحبت کرد. در زندگی سعی کنید همیشه افراد را همان جایی که هستند، بپذیرید و بعد آن‌ها را به جایی که می‌خواهید ببرید. همسرم عصبانیت و نگرانی خود را کم کرد و بعد کودک متوجه شد که اتفاق وحشتناکی نیفتاده است و آزار و اذیت او از نظر مامان خیلی هم مهم نیست پس دیگر ارزش ندارد برای آن بازی انرژی صرف کند، در نتیجه با شادی کامل به سراغ بازی دیگری رفت.
6- وقتی به او کمک کنید که او خود از شما درخواست کند.
برای دلسوزی و کمک به کودکتان صبر کنید تا خود او نیاز و مشکلش را با شما مطرح کند، نه اینکه همه چیز فقط به او دیکته شود. در این صورت نمی‌تواند احساساتش را بازگو کند و در کارهای حساس قدرت ابتکار عمل خود را از دست می‌دهد. مثلاً وقتی کودکی درون آب بازی می‌کند اگر مرتب به او بگویید این کار را بکن و آن کار را نکن، در او ترس ایجاد می‌شود و فقط می‌خواهد کاری را که شما از او می‌خواهید انجام دهد. بنابراین حتی از بازی خود نیز لذت نمی‌برد. در صورتی که اگر شما آرام باشید و نگرانی خود را به او منتقل نکنید او با شادی بیشتری بازی می‌کند و یاد می‌گیرد اگر مشکلی داشته باشد اول خودش فکر کند و در صورت نیاز آن را با شما مطرح کند. بنابراین شما تنها در صورتی می‌توانید به او کمک کنید که او خود از شما درخواست کند.

7- بدون هیچ گونه اظهار نظری، کاملاً به او گوش دهید.
تصمیم گرفتیم خانوادگی با هواپیما، به شهر دیگری سفر کنیم. من و همسرم سعی کردیم بهترین جای ممکن را در هواپیما برای فرزندمان رزرو کنیم، تا او به راحتی بتواند در هواپیما فیلم سینمایی تماشا کند. ولی وقتی سوار هواپیما شدیم، او از این که پیش ما ننشسته بود، بسیار ناراحت شد، به جای اینکه به خاطر قدرناشناسی او را ملامت کنیم، به دلایلی که او ناراحت شده بود، گوش دادیم. به ما گفت چرا دوست دارد پیش ما بنشیند. با مهربانی به صحبت‌هایش گوش دادیم و گفتیم اگر صندلی او پیش ما بود دیگر نمی‌توانست فیلم نگاه کند. بعد بحث را با آرامی تمام کردیم و به او گفتیم: هرجا دوست داری، می‌توانی بنشینی. "با این عمل به او فرصت تصمیم‌گیری و انتخاب دادیم، بنابراین او خود صندلی اولی را انتخاب کرد." اغلب بچه‌ها نیز مانند بزرگسالان پیش از آنکه بتوانند مشکلات خود را حل کنند باید احساسات منفی‌شان را بروز دهند. به طرز صحبت کردن افراد با تجربه توجه کنید. اول سعی می‌کنند نقطه نظرات طرف مقابلشان را بدون ابراز هیچ‌گونه قضاوتی گوش دهند. بعد، پیش از آنکه پیشنهادی را ارائه دهند، به طرف مقابل خود این اجازه را می‌دهند که تمامی گله و شکایت خود را مطرح کند. شما نیز همین روش را برای کودکتان به کار گیرید. به فرزندتان این فرصت را بدهید تا تمام داستان را برای شما تعریف کند. با دقت به او گوش کنید و از نظر احساسی با او یکی شوید. سریعاً اقدام به دادن پیشنهاد یا راه‌حل به او نکنید. اگر هنگامی که فرزندتان مشغول صحبت است، شما هم صحبت‌های خود را ادامه دهید، او کاملاً متوجه می‌شود که شما به صحبت‌ها و نقطه نظرات او توجهی نمی‌کنید. بنابراین مطمئن باشید که با این رفتار هرگز نمی‌توانید به او به طور مؤثر کمک کنید. شنونده خوب کسی است که بداند چه موقع حرف بزند و چه وقت گوش کند.
8- پیش از هرگونه اظهار نظری، او را درک کنید.
یکی از نکات مهم و اساسی تربیتی این است که بتوانید فرزندتان را به خوبی درک کنید. بدین صورت که از دریچه دید بچه‌ها به دنیا نگاه کنید و مانند آن‌ها فکر کنید. این احساس با حس همدردی تفاوت دارد. هنگامی که از نظر احساسی با فرزندتان یکی می‌شوید، و از دید او به مسائل نگاه می‌کنید دیگر نمی‌توانید به سؤالات او پاسخ‌های منطقی دهید. بچه‌ها منطقی نیستند. شما می‌توانید به او بگویید که هیچ هیولایی در کمد تو نیست، ولی تا وقتی که ترس او از بین نرفته باشد، دلایل منطقی شما کارساز نیست. اول، احساسات او را در نظر بگیرید و از دید او به قضایا نگاه کنید. با این عمل اعتماد او را به خود جلب می‌کنید، بعد می‌توانید دلایل منطقی خود را مطرح کنید. این روش هم برای کودکان و هم برای نوجوانان مؤثر است. پیش از شروع هر کاری، آن‌ها باید مطمئن شوند که شما صحبت‌های آنان را کاملاً متوجه شده‌اید. برای یک کودک و یا یک نوجوان چیزی بدتر از آن نیست که ببیند پدر و مادرش حرف‌های او را درک نمی‌کنند. برای درک فرزندانتان به این نکات مهم توجه کنید: احساسات او را همان طور که هست، بپذیرید. به جای اینکه به او بگویید: "تو نباید از آن سگ بزرگ بترسی."بهتر است به او بگویید: "عجب سگ بزرگی، واقعاً ترسناک است. تو هم ترسیدی؟" هم‌فکری خود را با چهره خود به او نشان دهید. هنگامی که در مورد موضوعی با شما صحبت می‌کند، به طور دقیق به او گوش کنید. (البته نه موقعی که جیغ می‌زند، گاز می‌گیرد و یا بهانه‌گیری می‌کند.) سعی کنید از صحبت‌های او متوجه شوید که منظور او چیست. یکی از روش‌های ارزشمند تربیتی این است که بتوانید از دریچه دید کودک به جهان نگاه کنید و همچنین از لحاظ فکری هم سطح او شوید. این موضوع از زمان کودکی آغاز می‌شود، درست هنگامی که کودک و پدر و مادر با زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. وقتی شما کودک خود را درک کنید و با او یکی شوید او نیز یاد می‌گیرد که نسبت به دیگران همین‌گونه باشد. بنابراین در آینده زندگی اجتماعی موفق ترس در انتظار او نخواهد بود.

دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند، از محصولات زیر نیز استقبال کرده اند

 محصول تستی یک

محصول تستی یک

کُوچینگ بارداری طلایی به مادران عزیز کمک می کند تا ضمن داشتن احساس عالی در دوران بارداری، با آگاهی و هوشمندی لازم به تقویت هوش جنین خود پرداخته و همچنین سلامت جسم و روان را به او هدیه دهند.

بسته آموزشی بارداری طلایی

بسته آموزشی بارداری طلایی

پدر و مادر باید بدانند که تربیت از تولد شروع می‌شود و والدین بیشترین نقش را در 8 سال اول تولد دارند. بعد تا 12 سال این نقش کم رنگ، تا 18 سال کم رنگ تر و بعد از 18 سالگی تحت تأثیر عوامل محیطی، هم سالان و جامعه قرار می‌گیرند، والدین باید آگاه باشند با محکم کردن پایه‌های شخصیتی در همه‌ی زمینه‌های رشد، تنها در این سال‌ها فرصت دارند به تربیت فرزند خود بپردازند.

بسته آموزشی نابغه‌های کوچک (تولد تا 7 سالگی)

بسته آموزشی نابغه‌های کوچک (تولد تا 7 سالگی)

کودکان، همگی نابغه متولد می شوند و در بسیاری مواقع تنها کافی است تنها زمینه های شناسایی، رشد و شکوفایی آنها فراهم شود تا آنها بتوانند در زندگی خود بدرخشند.

هوشهای  هشت نابغه- تولد تا هفت سالگی

هوشهای هشت نابغه- تولد تا هفت سالگی

در جهان امروز تحقیقات گسترده‌ای در زمینه‌ی هوش و استعداد کودکان صورت گرفته و می‌ گیرد.

بسته آموزشی طراحی فرزند - 4  تا 7 سالگی

بسته آموزشی طراحی فرزند - 4 تا 7 سالگی

شما والدین گرامی می توانید تنها با چندین ساعت آموزش در خصوص پرورش نبوغ مالی و اقتصادی نه تنها آینده فرزنداتان را بلکه نسلهای پس از آن را نیز دچار تغییر کنید. پرورش هوش اقتصادی و نبوغ مالی کودکان

دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند، از مطالب زیر نیز استقبال کرده اند

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته چهل وهفتم نوزادی

هفته پنجاه و دوم نوزادی

هفته پنجاه و دوم نوزادی

هفته پنجاه و دوم نوزادی

با خواسته های غیرمنطقی کودکم چگونه برخورد کنم

با خواسته های غیرمنطقی کودکم چگونه برخورد کنم

خواسته‌های کودکان برای ما والدین گاه منطقی و گاه غیر منطقی هستند! که پس از تشخیص باید عکس‌العمل‌های متفاوتی در برابر خواسته‌های آن‌ها نشان دهیم. سؤال مهم اینکه چگونه در برابر خواسته‌های غیر منطقی کودکمان برخورد کنیم؟!

چگونه با فرزندانمان رفتار کنیم.

چگونه با فرزندانمان رفتار کنیم.

بهترین روش برای رفتار با فرزندانمان چیست؟

برنامه تلویزیونی خانواده

برنامه تلویزیونی خانواده

برنامه تلوزیونی خانواده که مدت زمان زیادی است در حال پخش از سیمای کشورمان است با ارائه بخش های مختلف و متنوع خود به آموزش جنبه های مختلف زندگی از جمله موارد تربیتی کودکان می پردازد. همزمان با آن مطالب دیگر از جمله تفاوت های گفتاری، رفتاری، تغذیه ای، برنامه زندگی و ... به ارائه مطالب تربیتی کودک نیز پرداخته می شود.

نظرات

فرزاد داوودی
۱۳۹۴/۰۴/۰۴۰۰
پاسخچقدر عالی و موثر مرسی
مدیریت سایت
۱۳۹۴/۰۴/۰۴۰۰

درود و سپاس از نظر خواهی شما

لادن شایان فر
۱۳۹۳/۰۵/۱۹۰۱
پاسخبا عرض سلام و خدا قوت به شما!
من از شما خیییلییی ممنونم که این سایت رو هم برای کمک به والدین برای تربیت فرزندان خوب و نازنین تهیه کردید
من پسری دارم که 4سالشه....از وقتی که 2/5 سالش بود با توجه به اینکه من سرکار میرفتم رفت مهد کودک...و مهد کودک برای اداره خودمونه و بچه های اونجا هم چند ساله که هم بازیش هستن...گاهی که شکایت میکنه که فلانی منو زده...مخصوصا همسرم همیشه میگه اگه کسی تو رو زد بزنش ...اجازه نده که کسی تو رو بزنه و اگه زد حتما بزنش...بنظر خودم هم باید از خودش دفاع کنه ...اما زیاد از خودش دفاع نمیکنه...من از مربی هاش پرسیدم...میگن بچه ایه که خیلی با بچه ها خوبه...قشنگ بازی میکنه...کم اتفاق میفته کسی رو اذیت کنه...اگه بچه ها اذیتش کنن گاهی میاد به ما میگه و گاهی(کمتر اوقات) هم از خودش دفاع میکنه...با این حال من متوجه شدم که بعضی اوقات حرف های ضد و نقیضی به من و پدرش میگه مثلا به من میگه اون منو زد منم زدمش و لی به باباش برعکس میگه
من خیلی دوست دارم نحوه رفتار درست رو درین مواقع بدونم...
از شما خواهش میکنم درین مورد هم مطلب بذارید و منو راهنمایی کنید...اگه درین مورد کتابی هم سراغ دارید که براش بخونم خوب باشه لطفا معرفی کنید
متشکرم
مدیر سایت
۱۳۹۳/۰۶/۳۰۰۱
ممنون از لطف شما. احتمالا دلیل رفتار ضد و نقیض کودک شما از رفتار و آموزش ضد و نقیض خود شماست. گاهی میگید بچه خوبی باش، کسی رو اذیت نکن و گاهی میگید ...
کتابهای آموزشی فرانکلین هم برای شما و هم کودک دلبندتان خوب است

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 10

به چه موضوعی علاقه مندید؟

محصولات پیشنهادی مرتبط

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع کاربر ما بپیوندید