قصد بارداری
دوره اول بارداری
دوره دوم بارداری
دوره سوم بارداری
نوزادی
کودکی

نشانه های عشق و محبت

نشانه های عشق و محبت
چکیده این مطلب : انتشار : 1395/09/16 0 نظر 569 بازدید

زن به نشانه¬هایی نیاز دارد که معرف عشق و علاقه باشند. وقتی مردی برای زنش گل می¬آورد در واقع به او و ظرافت¬های زنانه¬اش اهمیت می¬دهد. زن به این گل گرفتن های مداوم احتیاج دارد، چون گل را نشانة عشق می¬داند. همین گل دادن ساده عشق مرد را به زن تضمین می¬کند. اما این هم یک اشتباه محض است که مرد با خیال این که همسرش از گل گرفتن خسته شده ، دیگر به او گل ندهد.

نشانه های عشق و محبت


زن به نشانه¬هایی نیاز دارد که معرف عشق و علاقه باشند. وقتی مردی برای زنش گل می¬آورد در واقع به او و ظرافت¬های زنانه¬اش اهمیت می¬دهد. زن به این گل گرفتن های مداوم احتیاج دارد، چون گل را نشانة عشق می¬داند. همین گل دادن ساده عشق مرد را به زن تضمین می¬کند. اما این هم یک اشتباه محض است که مرد با خیال این که همسرش از گل گرفتن خسته شده ، دیگر به او گل ندهد.


هدیه¬های بزرگ و کوچک نقش مهمی در عشق دارند، زیرا به زن احساس خاصی می¬دهند. یعنی هر رفتار خاص و محبت آمیز مرد، به زن احساس خوبی می¬بخشد. هدیه دادن روشی است که نیاز احساسی او را به دلگرمی و تضمین مجدد محبت برطرف می¬کند. نوشتن کلمات و جملات عاشقانه هم نماد عشق هستند. نیازی هم نیست که این جملات مرتب عوض می¬شوند. ¬گفتن و نوشتن این جملات باید ادامه پیدا کند تا زن به این اطمینان برسد که این حرف¬ها بیانگر احساسات واقعی شوهرش است بدین وسیله او احساس دلگرمی می¬کند و حرف¬ها تأثیر خودش را خواهد گذاشت . برخی از این جملات این¬ها هستند؛ "دوستت دارم، دلم برایت تنگ شده، تو شیرینی زندگی¬ام هستی ، خیلی برای من مهم هستی!"


یکی دیگر از نمادهای ابراز عشق و علاقه خریدن و هدیه دادن کارت¬های زیبا با تصویر¬های قشنگ به زن است که می¬توان آن را با چند شاخه گل همراه کرد. در وقت هدیه دادن کارت را طوری پیش گل¬ها مخفی کنید که در وهلة اول قابل مشاهده نباشد تا او را غافلگیر کند. تأثیر این کار زیاد خواهد بود یا تلفنی غافلگیرانه به منزل بزنید و بگویید:"فقط می¬خواستم بگویم که دوستت دارم."
خیلی از مردها در سال¬های اول ازدواج¬شان همة این کارهای خوب را انجام می¬دهند و همسرشان هم شاد می¬شود، اما کم¬کم فراموش می¬کنند. آن¬ها به اشتباه تصور می¬کنند، این کارها قدیمی و تکراری شده و لزومی به انجام آن¬ها نیست.


چه موقع نشانه¬های عشق کم رنگ می¬شوند

گاه پیش می¬آید که زن ناگهان احساس می¬کند، شوهرش دیگر او را دوست ندارد، زیرا کارهایی را که در اوایل ازدواج می¬کرده، دیگر کنار گذاشته است. وقتی نحوة مهرورزی مرد به زن تغییر می¬کند، زن گیج شده، دلیل آن را نمی¬فهمد و حس می¬کند شوهرش دیگر احساس خوشبختی نمی¬کند و توجهی هم به او ندارد. چگونگی توجه به مرد به زن خودش یکی از نشانه-های مهم عشق به اوست. به عنوان مثال،آنا و فیلیپ برای مشاوره در مورد اختلافات¬شان به من مراجعه کردند. آنا گفت که شوهرش فلیپ دیگر به او علاقه¬ای ندارد. فلیپ با شنیدن این حرف خیلی تعجب کرد چون همسرش را دوست داشت. بعد هم حسابی رنجید.


بعد از کمی بحث و گفتگو فلیپ کم¬کم فهمید که منظور آنا این است که چرا فلیپ مثل گذشته او را دوست ندارد. به همان روش گذشته. حالا فیلیپ نیاز به شناخت و اطلاعات بیشتری داشت. به همین دلیل من از آنا خواستم که چشم¬هایش را بندد و احساس گذشته¬اش را که در اثر دوست داشتن شوهرش به او دست می¬داد، به خاطر آورد و دوباره احساس کند . او هم شروع به بررسی احساسات گذشته¬اش کرد و بعد به آرامی گفت:"احساس می¬کنم گرم شده¬ام و او مرا دوست دارد. حالا احساس خاصی دارم، شادی، آرامش¬،آزادی، شیطنت و امنیت را حس می¬کنم."
دوباره از او خواستم عمیق¬تر به سراغ احساساتش و کاوش آن¬ها برود. او گفت:"حالا احساس ظرافت، محبوبیت¬، مقبولیت، اعتماد به نفس و دلربایی دارم." باز از او پرسیدم "حالا که چنین احساساتی داری، چه چیزی بیشتر به تو لذت و سرخوشی می¬دهد؟"


او گفت:"وقتی فلیپ مرا دوست دارد و نوازشم می¬کند خوشحال می¬شوم. یا وقتی که حس می¬کنم جزء لاینفک زندگی او هستم. یا وقتی با من با احترام رفتار می¬کند. همین طور وقتی که در روش¬های دوست داشتن خود تنوع ایجاد می¬کند. مورد بعدی گوش دادن او به حرف¬هایم است. وقتی کارهای خوشحال کننده می¬کند یا وقتی می¬فهمد که من احتیاج به حرف زدن دارم. از احساساتم سؤال می¬کند. وقت بیشتری صرف گوش کردن به حرف¬هایم می¬کند. بعد که مرا در آغوش می¬گیرد یا از آرایش جدید موهایم تعریف می¬کند و متوجه آن می¬شود بدون این من چیزی به او گفته باشم وقتش را با من سپری می¬کند. هدیه¬های کوچک می¬خرد تا مرا خوشحال کند. و زمانی که به سفر می¬رود به من خبر می¬دهد که خوب و سالم است. شماره تلفنی هم برای تماس با خودش به من می¬دهد یا نیازها و خواسته-هایم را برآورده می¬کند. این جاست که من به او اعتماد می¬کنم و می¬فهمم که هم مرا خیلی دوست دارد و هم تنها به فکر خودش نیست."

فیلیپ با شنیدن این حرف¬ها ، اشکش سرازیر شد و گفت:"وقتی تو حرف می¬زدی به یاد شیرین ترین لحظات زندگی¬مان افتادم. تازه فهمیدم که طی این چند سال چقدر همه چیز عوض شده است ، ولی من تا به حال متوجه نشده بودم." بعد هم همسرش را در آغوش گرفت، فشرد و گفت:"من هم خیلی دلم برای تو تنگ شده بود."

بعد از آن بود که فیلیپ به غیر از کارش به موضوعات دیگر هم توجه می-کرد. تازه فهمیده بود که چقدر زیباست که همسرش به او نیاز دارد. در ضمن علاقة همسرش به او هم خیلی مهم است و دیگر این که همسر او زنی قابل و شایسته است.

آن روز فیلیپ یاد گرفت که وقتی همسرش معتقد است که او نسبت به زنش بی علاقه شده، حرفی غیر منطقی نزده است و مفهومش این است که نیازهای او برآورده نشده¬اند. اکنون او می¬داند با فراموش کردن خواسته¬های همسرش چقدر به عشق شان لطمه می¬زند.

وقتی ارتباط یک مرد با احساسات همسرش قطع می¬شود، نه تنها مسائل مهم را فراموش می¬کند، بلکه باعث می¬شود همسرش هم آن¬ها را از یاد ببرد. مرد به احتمال زیاد دوست دارد که دقیقاً بداند همسرش چه می¬خواهد، ولی در مقابل همسرش با کارهای خود او را ناراحت می¬کند. شاید خود زن هم حتی نداند چه کمبودهایی دارد، ولی در کل می¬داند که چیزی کم است.

وقتی مرد خواسته ها و انتظارات همسرش را بشنود ، در این صورت است که موفقیت به هر دو نفر آن ها رو می کند. بلاخره آنا فهمید که چقدر مهم است فیلیپ بداند چه ارزشی برای او دارد. به این ترتیب فیلیپ هم انگیزة بیشتری برای محبت و حمایت آنا پیدا کرد . بیان لذت¬هایی که آنا از بودن در کنار فیلیپ می¬برد، به فیلیپ احساس قدردانی از همسر، پذیرش و تشویق او را می¬دهد.

 

کارهای جزئی اما پر اهمیت

قبل از این که تفاوت¬های مرد و زن را بدانم ، نمی¬توانستم بفهمم که چرا کارهایی که همسرم به من می¬سپرد، اگر جزئی بود فراموش می¬کردم و همین کار من بیش از حد او را می¬رنجاند. کارهای جزئی مثل خرید روزنامه، گرفتن لباس از خشک شویی، تعمیر دستگیرة پنجره ، رنگ زدن کابینت آشپزخانه یا خبر¬دادن به او راجع به دعوتی که شده¬ایم. در مقایسه با این¬ها، کارهای کلی و همه عبارت بودند از: کسب درآمد، گفتن حقیقت، داشتن یک همسر، سر وقت به خانه آمدن، در زمان نیاز فوراً حضور داشتن ، پرداخت قبوض مختلف و غیره.

گاهی اوقات که من بعضی کارها را فراموش می¬کردم، نسبت به من دلسرد می¬شد و به زبان می¬گفت که دیگر به او علاقه ندارم. من از حرف¬های او تعجب می¬کردم و می¬گفتم:"چطور ممکن است که فراموش کردن چیز کوچکی مثل خرید روزنامه دلیل بی¬علاقگی¬ام به او باشد. اما به تدریج متوجه شدم که فراموش نکردن همین چیزهای کوچکی از نظر او نوعی ابراز عشق و علاقه است، مخصوصاً اگر آن شیء در ارتباط مستقیم با او بود. فراموش کردن کارهای جزئی را به حساب بی¬علاقگی من می¬گذاشت و اگر آن¬ها را کم اهمیت می¬دانستم، فکر می¬کرد خودش هم برای من کم اهمیت است." وقتی مردی خواسة مهم همسرش را فراموش می¬کند، زن به فکر می¬کند شوهرش او را نادیده گرفته است و توجهی به او ندارد. من هم به این نتیجه رسیدم که هر چه بیشتر به کارهای جزئی او اهمیت بدهم، بیشتر دلگرم و خوشحال می¬شود. این کار دادن تضمین دوباره به او بود. از آن¬جا که او مهم¬ترین فرد زندگی¬ام بود، وقتی به اهمیت موارد جزئی پی بردم¬، بیشتر روی خواسته¬های او تمرکز کردم، چون فهمیدم که نیازهای مقبول و مشروع دارد. من از تمرکز مردانه¬ام برای حل مشکلات او استفاده کردم.

تازه متوجه شدم که همسرم تا چه حد از حواس پرتی فیلسوفانة من صدمه دیده است. من فقط زمانی به رنجش او پی می¬بردم که خواسته¬های کوچکش را فراموش می¬کردم. دیگر لازم نیست مدام به او بگویم که ناراحت نباشد. به علاوه او هم عادت¬های مردانة مرا شناخته و می¬داند که در حال تمرکز هستم. اگر چیزی را هم فراموش کنم. به دل نمی¬گیرد.

اگر مردان تنها به اهمیت مسائل جزئی همسرشان پی¬ببرند، به همین سادگی تعداد زنان خوشحال و راضی جهان افزایش خواهد یافت. البته بعضی زنان هم هستند که خجالت می¬کشند، همین مسائل جزئی را هم به همسرشان بگویند. به هر حال اگر شما یادتان نرود و سعی کنید که خواسته¬های کوچک همسرتان را مد نظر داشته باشید، متوجة تغییرات زیادی در زندگی تان خواهید شد.

 

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

به چه موضوعی علاقه مندید؟

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع کاربر ما بپیوندید