مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

سلامت روان جنین - قسمت اول

سلامت روان جنین - قسمت اول

تا 30 سال پیش هیچ‌کس از مردم، پزشکان و دانشمندان تصور نمی‌کردند که جنین دارای شعوری بخصوص، عواطف و علائمی روانی باشد.

نه دانش تجربی  و نه طب رسمی و نه حتی در خیالِ خیال‌پردازان هم تصور نمی‌شد که جنین روح و روانی انسانی داشته باشد.

همه معتقد بودندکه جنین عضوی در شکم مادر که به مادر متصل شده است ، بزرگ می‌شود و رشد می‌کند ( همان‌گونه که دانه لوبیا در گلدان رشد می‌کند) سپس هنگام تولد از آن جدا می‌شود.

خواننده‌ی عزیز، آیا می‌توانی تصور کنی که دانه لوبیا می‌فهمد، احساس می‌کند،می‌خندد و یا به خاطر می‌آورد؟! و صدای موسیقی او را به تحرک وا‌می‌دارد و به وجد می‌آید؟

طبعاً نه، آن‌ها به جنین همچون موجود زنده‌ای که زندگی‌ای در ساده‌ترین سطح همچون گیاهان را دارد نگاه می‌کنند. البته این درست است که او از مادرش تغذیه می‌کند و پسمانده‌هایش را در خون مادر می‌ریزد، جنین به شیوه‌ای معنوی نه چیزی درک می‌کند و نه می‌فهمد و نه تأثیر می‌پذیرد و نه در چیزی تأثیر می‌گذارد.

مشکل اینجاست که انسان در طول دوران آسودگی جنین به آن توجه نمی‌کند و با آن رابطه برقرار نمی‌کند مگر زمانی که مریض شود یا در حالت‌های خطرناک منجر به سقط‌جنین شود و یا پیش از موعد به دنیا بیاید . زمانی که جنین سالم و سرحال است هیچ‌کس آنچه را که در زندگی‌اش جریان دارد نمی‌فهمد خلاصه اینکه زندگی جنینِ سالم،  ناشناخته است .

و این‌گونه برعلیه آن حکمی غیابی همچون احکام ظالمان صادر می‌کنند.

این را هم اضافه کن که دانش پزشکی بشری تا اواسط قرن بیستم در مواجه با تأثیرات روانی بود و به‌صورت عمومی از نقش اضطرابات ( آشفتگی‌های فکری ) در بیماری‌های فرد و جسم او کاملاً بی‌خبر بود. پزشکان موضوعاتی را که نه قابل‌اندازه‌گیری هستند، نه  به وزن درمی‌آیند( همانند اندازه‌گیری دمای بدن) و نه می‌توان جای آن را مشخص کرد (همان‌طور که جای قلب و مغز را مشخص می‌کنند) آن‌ها را برای فلاسفه و خیال‌پردازان رها می‌کنند .

همچنین علم پزشکی به آشفتگی روانی توجه نشان نمی‌دهد و گرفتاری‌های دکتر وقت کم او اجازه نمی‌دهد که به تصورات و افکار مریض اهمیت بدهد .

  •  پزشکی که در دهه 40م – فارغ‌التحصیل شده بود به من گفت : (این‌ها به ما چه !!؟ ما در مقابل مریضی هستیم که جسمش کاملاً می‌لرزد و اعضای بدنش به‌وضوح رعشه دارد، از ما می‌خواهند که ناله‌هایش که کاملاً معلوم است از درد جسم است رها کنیم و به افکار مبهم و نگرانی‌های بیجا و احساسات روانی او توجه کنیم ؟؟

عضوی از اعضای مریض ازکارافتاده و با توجه به وظیفه، پزشک موظف است که این تعلل در عضو را تشخیص داده و آن را درمان کند و این‌گونه هرچه که بر ما لازم است انجام می‌دهیم )).

  •  این عبارات را پزشکی گفت  که به دست اساتیدی فارغ‌التحصیل شده بود که پیرو شیوه‌های مادی‌ای بودند که در طول قرن 18(م) رایج بود، زمانی قبل از اینکه رسوخ تمایلات روانی و نتایج آن در بیماری‌ها کشف شود، قبل از اینکه علم روانشناسی جسمی به وجود بیاید، قبل از اینکه تأثیر نگرانی‌ها و آشفتگی‌های روحی و عاطفی در بیماری‌های دستگاه گوارش (زخم معده و چاقی مفرط) و بیماری خونی و قلبی و فشارخون (ارثی) شناخته شوند، قبل از اینکه دانشمندان بدانند که این بیماری‌ها جسمی و روانی هستند ( بیماری‌ها در اشکال جسمی بروز پیدا می‌کنند ولی منبع اصلی آن‌ها روحی است ) و در پایان قبل از اینکه پزشکی عمومی آشکار کند که انسان را معالجه کند به اعتبار اینکه جسم و روح دو صورت از یک حقیقت واحد هستند که همان انسان می‌باشند.

« به‌این‌ترتیب در یک آن واحد دو امر مهم به هم برخورد کردند و به دگرگونی مفاهیم رشد انسان و بیماری‌هایی که انسان در معرض خطر آن‌هاست ، منجر شدند، این دو موضوع عبارت‌اند از :

  1. پیشرفت وسایل پژوهش علمی و استفاده از فنّاوری‌ها بخصوص در مشاهده ویدئویی.
  2. اعتراف به نقش روح و تأثیر عوامل روانی و برابری آن با عوامل جسمی چه در سلامتی و چه در بیماری .

« این دو موضوع  مهم منجر به اکتشافاتی شد که قبل از آن نه کسی آن را دیده بود، نه کسی آن را پیش‌بینی می‌کرد و نه به ذهن کسی خطور می‌کرد. ما به قسمتی از این کشفیات که به دوره اول زندگی انسان  که همان دوره پیدایش و رشد جنین است می‌پردازیم.


 

 

مشاهداتی پیرامون جنین :

پژوهشگران مشاهده کرده‌اند که جنین موجودی پیچیده است و موجودی که تنها به مادر متصل باشد نیست و در هیچ  خصوصیتی شبیه یک‌دانه ساده لوبیا نیست .

با مشاهده‌ی ویدئویی معلوم  شد که جنین به شکلی آشکار واضح دارای عواطف و احساساتی قوی است. اول با عباراتی ساده این مشاهدات را بیان می‌کنم سپس برمی‌گردم آن‌ها را شرح داده و بحث را گسترده می‌کنم :

·  جنین را دیده‌اند که هم شاد می‌شود ، هم غمگین می‌شود . و در صورتش و حرکات  بدنش هم نشانه‌های شادی و شکفتگی و هم علائم درد  و در خود فرورفتگی دیده می‌شود .

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh