مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

عشق و علاقه

 عشق و علاقه
چکیده این مطلب : انتشار : 1395/09/16 0 نظر 419 بازدید

معمولاً مردان همیشه به خاطر مسائل شغلی نگران و عصبی هستند . حتی وقتی که به خانه بر می¬گردند، همچنان فکرشان مشغول است . در نتیجه زن گمان می¬کند برای شوهرش کارش خیلی مهم تر از اوست. اگر مرد بتواند نگرانی ها، عدم موفقیت و ناامیدی¬های روابط زناشویی خود را شناسایی کند، بعد از آن است که برای صحبت کردن به سراغ همسرش می رود و او توجیه می¬کند که هم او را دوست دارد و هم به او نیاز داشته

علاقه ی زنان به رفتاری خاص


یک زن دوست دارد همیشه تک و استثنایی باشد و توجه خاص همه، مخصوصاً شوهرش را به خودش جلب کند. خود من به سختی این موضوع را فهمیدم ، آن هم زمانی که برای اولین بار یک مهمانی بزرگ خانوادگی در خانه¬مان ترتیب داده بودیم. همسرم بونی برای مهمانی کلی کار داشت، در حالی که من خیلی راحت به سرکارم رفتم. تنها کار مفیدی که من کردم این بود که فراموش نکرده بودم دوربین فیلمبرداری را با خودم بیاورم که خیلی برایم مهم بود و البته ممکن بود که به خاطر مشغلة زیاد آن را فراموش کنم که این طور نشد.


وقتی به خانه رسیدم تقریباً همة مهمان¬ها آمده بودند. من هم سریع به اتاق نشیمن رفتم تا برنامة ضبط صوت، نوارها، چراغ ها و دوربین را ردیف کنم. در همان لحظه بچه¬ها برای سلام کردن به سراغم آمدند و بعد از آن تک¬تک مهمان¬ها برای احوال¬پرسی وارد اتاق نشیمن شدند. من هم کارم را با دقت ادامه دادم و بعد از آن برای دیدن همسرم به آشپزخانه رفتم. با این انتظار که خوشحالی بونی را به خاطر آوردن دوربین و تنظیم سایر وسایل ببینم. همین طور تشکر و قدردانی او را، اما بر خلاف تصورم او از من فاصله گرفت و دلیلش شاید این بود که من در ابتدای ورودم باید اول به سراغ او می¬رفتم و احوالش را می¬پرسیدم. حسابی غافلگیر شده بودم، چون از نظر من که یک مرد بودم اگر او دوست داشت مرا ببیند، می¬توانست هر لحظه به اتاق نشیمن بی¬آید.


بلاخره وقتی در آشپزخانه فرصتی پیدا کردیم تا با هم حرف بزنیم، بونی گفت:"خیلی از دست تو ناراحت هستم، انگار مرا از یاد برده¬ای و اصلاً وجود ندارم. باید اول که به خانه آمدی ، به من سر می¬زدی ، احوالم را می-پرسیدی و مرا در آغوش می¬گرفتی¬، بعد سراغ احوال¬پرسی و خوشامدگویی به دیگران می¬رفتی." اما من ابتدا سراغ دستگاه پخش و دوربین رفته بودم. من این کارها را به خوبی انجام دادم، ولی احساس خوبی به همسرم دست نداد. از نظراو توجه من به این¬کارها به معنای بی¬توجهی به او بود. همین طور به میهمان ها.

منطق عشق و علاقه
اگر من مردی بودم که حق را به خودم می دادم، مسلماً با مشاهدة چنین رفتاری از همسرم او را فردی بی¬منطق و پر توقع می¬دانستم. اما با دیدی عاشقانه می¬شد فهمید که رفتار او معنای خاصی در خود داشته است. خود من وقتی به خانه بر می¬گردم و می¬بینیم که همسر و فرزندم از دیدنم به هیجان می¬آیند، خیلی خوشحال می¬شوم و همیشه از برگشتن به خانه احساس خوبی دارم. نمی¬دانم چرا همسرم نباید چنین احساسی داشته باشد؟

من به این نتیجه رسیدم که برای زن¬ها خیلی مهم است که در جمع شاخص باشند و مورد توجه قرار بگیرند. زنان در واقع نمی¬دانند که چقدر در نظر ما مردها استثنایی هستند، مگر اینکه این موضوع را به آن¬ها بگوییم یا در عمل ثابت کنیم. از آن جا که یک زن از دیدی باز برخوردار است، در همان نگاه اول همه چیز را خوب درک می کند. برای همین به این نتیجه می¬رسد که مثلاً از نظر یک مرد، دوربین فیلمبرداری و هر چیزی دیگری ممکن است از او مهم تر باشد. هر جند یک مرد هیچ وقت این موضوع را نمی¬داند که همسرش چنین احساسی دارد،چون خودش می¬داند که زنش دوست دارد و فکر ¬ند همسرش هم این موضوع را می¬داند. اما مرد نمی¬داند که زن نه تنها باید این را از زبان او بشنود، بلکه مدام هم باید آن را تکرار کند.
خود من وقتی این تفاوت همسرم را با خود فهمیدم، متوجه شدم که باید به او آرامش بدهم. آن هم از نوع خاص. حالا دیگر هر وقت که به خانه بر می¬گردم اول به سراغ او می¬روم، او را می¬بوسم و در بغل می¬گیرم و از کارها و اتفاقات روزمره¬اش سؤال می¬کنم. وقتی به سمینارهایم می¬آید، به استقبالش می¬روم، حتی اگر دیگران منتظر من باشند، از او احوال¬پرسی می¬کنم. هر چند این وقت من مربوط به شرکت کنندگان است، ولی¬ من همیشه وقت صحبت با او دارم. البته این رفتارم همیشه اقدامی عاشقانه نیست و گاهی اوقات تظاهری است و ممکن است احساس بدی به همسرم بدهد. بهترین شیوه برای این که به زن احساس خاصی دست بدهد این است که با برخوردی متفاوت با او رفتار کرد و اول به سراغ او رفت. هیچ وقت بهترین کار را برای آخرین مرحله نگذارید، چون زن هرگز از این روش¬های متفاوت دوست داشتن خسته نمی¬شود.

 

آگاهی زن از عشق همسرش

از میان روش¬های مختلف، مهم¬ترین روش برای مطمئن کردن زن از علاقة شوهرش مطمئناً متضاد آن چیزی است که اکثر مردان در ذهن دارند. بیشتر مردان فکر می¬کنند اگر در روابط زناشویی خود هیچ شکایتی نداشته باشند، احساس خوبی به همسران¬شان دست می¬دهد و احساس ارزشمندی می-کنند. بعد هم این که اگر زن شکایتی نداشته باشد، مرد احساس قدردانی می¬کند.
مردان نمی¬دانند وقتی به خوب بودن روابط زناشویی خود تظاهر می¬کنند، زن حس می¬کند زندگی زناشویی برای شوهرش بی¬اهمیت است و خودش را هم برای همسرش بی ارزش و اهمیت می¬داند.

معمولاً مردان همیشه به خاطر مسائل شغلی نگران و عصبی هستند . حتی وقتی که به خانه بر می¬گردند، همچنان فکرشان مشغول است . در نتیجه زن گمان می¬کند برای شوهرش کارش خیلی مهم تر از اوست. اگر مرد بتواند نگرانی ها، عدم موفقیت و ناامیدی¬های روابط زناشویی خود را شناسایی کند، بعد از آن است که برای صحبت کردن به سراغ همسرش می رود و او توجیه می¬کند که هم او را دوست دارد و هم به او نیاز داشته و او را تحسین می¬کند.در این رفتار رازی نهفته است که به زن احساس مورد علاقه بودن می¬دهد. زمانی اتکاء به نفس یک زن تقویت می¬شود و خود را ارزشمند می-داند که بداند دوستش دارند و از لحاظ احساسی مورد تأیید و تمجید قرار دارد.

جین، 36 ساله مدام شکایت می¬کند که همسرش در سمت یک پزشک موفق به او اهمیت نمی¬دهد. پل هم ناراحت است که چرا وقتی خود او به خوبی از پس مخارج زندگی¬شان بر می¬آید، جین به شغل خانه سازی رو آورده و کارهای خانه را رها کرده است. من به عنوان یک مشاور وقتی دلیل کار جین را از او پرسیدم. او در پاسخ گفت:"دوست ندارم مثل یک کلفت کار کنم . وقتی هم که پل به خانه می¬آید مدام از این که به او و خانه نمی-رسم، شکایت می¬کند."

من به شدت کار می¬کنم ، ولی او باز هم انتظار دارد که من بیشتر کار کنم. من از این که بیشتر از خودم مایه بگذارم ناراحت نیستم ، اما هر چقدر که بیشتر مایه بگذارم ، برای او کافی نیست. او فقط از من ایراد می‌گیرد و می‌گوید که کدام کار را انجام نداده‌ام. از این که او فکر می¬کند من کلفتش هستم متنفرم.

پل در توضیح گفت که توقع زیادی از همسرش ندارد، و فقط می¬خواهد که خانه را همیشه تمیز نگه دارد و وقتی به خانه بر می¬گردد، شام حاضر باشد¬. بعد هم با ناامیدی گفت:"فقط دو ساعت وقت کافی است تا همة کارهایش را به خوبی انجام بدهد و مرا هم خوشحال کند. تمام کاری که او باید انجام بدهد این است که خانه را تمیز و یک شام خوب درست کند. بعد هم که بقیة وقتش آزاد است، هر کاری که دوست دارد انجام دهد. این خواستة من است."

جین به حرف¬های پل چنین پاسخ داد:"از این که مرا مثل یک کلفت می-بیند متنفرم و عصبانی می¬شوم." البته پل هیچ وقت فکر نمی¬کرد که همسرش چنین تصوری از حرف¬های او داشته باشد و قصد تحقیر او را هم نداشته است. جین از حرف¬های شوهرش چنین برداشت می¬کرد که او باید کارهای خانه را انجام بدهد، اما پل منظورش این است که آن قدر برای همسرش ارزش قائل است که می¬خواهد او فقط روزی دو تا سه ساعت کار کند.

از پل پرسیدم که چرا این همه تمیزی خانه و تهیة شام برایش مهم است؟ او در حالی است که کمی احساساتی شده بود گفت:"منظور من این است که او قبول کند تلاش سخت من برای بهتر شدن زندگی¬مان است ، اما او می¬گوید که پول برایش اهمیتی ندارد و کارهای من هم پوچ و بیهوده است. من به فکر آینده مان هستم، برای زندگی مان پس¬انداز می¬کنم، ولی او فکر می کند من فقط به فکر خودم هستم."

"وقتی می¬بینم با تمام تلاشی که می‌کنم، او اصلاً قدر کارهای مرا نمی¬داند، خیلی ناراحت می¬شوم. اگر وقتی که از کار به خانه بر می¬گردم‌، احساس کنم او مرا دوست دارد و از کارم قدردانی می¬کند ، آن وقت همه چیز برایم زیبا و دوست داشتنی می¬شود و گرنه مجبورم از او انتقاد کنم. دلم می¬خواهد به خاطر این همه کار و تلاش از من تشکر کند ، آن هم به جای ایراد گیری-های بی¬خودی ."

جین با شنیدن حرف¬های پل سرخ شده و اشکش جاری شد. او تازه فهمید که با علاقه به شوهرش چقدر می¬تواند از او حمایت کند. بعد هم این که تهیة شام فقط به مفهوم آشپزی کردن و آشپز بودن نیست، بلکه نوعی قدردانی از پل به خاطر زحماتش برای خانواده است. جین با شنیدن حرف-های عاجزانه و احساسی شوهرش پی برد که بخش مهمی از زندگی اوست.

جین با درک احساس واقعی شوهرش همة ناراحتی خود را با تمام وجود بیرون ریخت و فراموش کرد. او توانست در کنار کار بیرونش به خواسته¬های شوهرش هم اهمیت بدهد.

پل هم یاد گرفت که به زنش بفهماند که نمی¬خواهد او فقط در خانه کار کند، بلکه به او نیاز عاطفی دارد. او بعد از آن به جین بیشتر ارزش داد و احساس خوبی هم پیدا کرد.

این کار برای خیلی از مردها مشکل است، چون معمولاً در زندگی از نیازهای خودشان بی خبر هستند. وقتی هم یک مرد از لحاظ عاطفی تأمین و حمایت نمی¬شود، باید یأس و ناامیدی را که دچارش شده با همسرش در میان بگذارد، تا زن احساس کند که او را دوست دارد و برایش ارزش قائل است. این شیوة رفتار باعث می¬شود که زن بداند با حمایت از شوهرش چه لطف بزرگی به او می¬کند. وقتی مرد یاد گرفت که چگونه نیازهای عاطفی خود را با همسرش در میان بگذارد، این حالت بر ارزش و لیاقت زن افزوده، او را وادار به فداکاری بیشتر می¬کند. همان طور که دیدید یکی از مواردی که زن حس می¬کند او را دوست ندارد، نحوة برخورد مرد است که هیچ معیاری در اختیار همسرش برای ارائة نیازهایش قرار نمی¬دهد و نمی¬تواند به طور واضح نیازش را بیان کند.

 

 

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

به چه موضوعی علاقه مندید؟

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع کاربر ما بپیوندید