مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

چگونه به کودکانمان

چگونه به کودکانمان

لغت "نه" خیلی راحت و سریع به زبان می‌آید و بسیار تأثیرگذار است. در طی روز شما و فرزندان این کلمه را بارها به یکدیگر می‌گویید. ولی آن‌چه که اهمیت دارد این است که والدین باید طوری به فرزندشان "نه" بگویند که واقعاً خود او نیز "نه" را بپذیرد و آن کار را انجام ندهد. "همین الآن آن را می‌خواهم" جمله‌ای است که شما بارها آن را از زبان فرزندتان شنیده‌اید. آن‌چه که کودکان اغلب بزرگسالان با آن مواجه هستند، این است که وقتی خواسته‌ای دارند فقط از شما پاسخ "بله" می‌خواهند، بدون توجه به این‌که شاید آن زمان، موقع مناسبی برای انجام کار موردنظرشان نباشد. در این‌جا به شما روش‌هایی را ارائه می‌دهیم تا با به‌کارگیری آن‌ها بتوانید از این لغت منفی طوری استفاده کنید تا به مخاطب خود پیام مثبتی را انتقال دهید.
1- تعادل را برقرار کنید.
به فرزندتان زیاد "نه" و یا "بله" نگویید. زیرا با این کار تربیت او را دچار اشکال خواهیدکرد. درمواقع مناسب و ضروری از این کلمات استفاده کنید. درنظر داشته‌باشید اگر خیلی به ندرت به او "نه" بگویید، فرزندتان به محض شنیدن این کلمه، مأیوس و دل‌خور می‌شود. اگر مرتب به او این کلمه را بگویید، دچار شخصیتی منفی شده که نسبت به همه‌چیز بدبین است. او باید یاد بگیرد که در دنیای واقعی با "نه"ها و "بله"های بسیاری مواجه است. اغلب بچه‌ها خیلی زود متوجه می‌شوند که پدر و مادرشان از کدام نوع هستند. آیا همواره به آنان "بله" می‌گویند یا "نه". به این‌صورت است که رفتار و شخصیت آنان شکل می‌گیرد. بنابراین در به‌کارگیری این لغات بسیار دقت کرده و تعادل را برقرار کنید.
2- با افزایش سن، تعداد "نه"ها را افزایش دهید.
همان‌طور که سن کودک افزایش می‌یابد، شما باید به او بیشتر "نه" بگویید. در سال اول، خواسته‌ها و احتیاجات کودک طوری است که مجبورید به تمام احتیاجات او پاسخ مثبت بدهید. در سال دوم، کودک کارهایی انجام می‌دهد که پرخطر است، بنابراین بیشتر به او "نه" می‌گویید. از آن‌جایی‌که کودکان چهارده تا هجده ماهگی تمایل دارند تمام کارها را خود به‌تنهایی انجام دهند و دوست ندارند به حرف کسی گوش کنند، پس شما در این مرحله نیز مجبورید با شدت و انرژی بیشتری به او "نه" بگویید. خلاصه از سن هجده ماهگی تا دو سالگی کودکان متوجه می‌شوند که در زندگی همه کارها را نمی‌توانند انجام دهند و هم‌چنین یاد می‌گیرند که مخالفت خود را به دیگران ابراز کنند و "نه" بگویند.


3- موقعیت او را تغییر دهید.
یک روز "یاسمین" دختر هجده ماهه خواهرم از در و دیوار بالا می‌رفت و شلوغ می‌کرد. کارهایی انجام می‌داد که هم برای خودش خطرناک بود و هم خانه را کاملاً زیرورو کرده‌بود. بعد از بیست بار "نه"گفتن توسط من و خواهرم، هردوی ما دیگر از شنیدن این کلمه خسته شدیم. روی یکی از دیوارهای اتاق بچه‌ها عکسی را که قبلاً به دیوار زده‌بودیم، بادقت نگاه کردم. تصویر بچه گربه‌ای بود که لابه‌لای شاخه درختان گیر کرده‌بود و سعی داشت از بین آن‌ها فرار کند. ناگهان متوجه شدم یاسمین نیاز به این دارد که تغییرموقعیت دهد. بنابراین تصمیم گرفتم او را به بیرون از خانه ببرم. وقتی او را به پارک بردیم، دیگر نیاز نبود به او بگوییم ندو، دست نزن و این کار را نکن. بنابراین فضای مثبتی بین ما پدید آمد. اگر شما نیز با کودک نوپای خود دچار چنین مشکلی هستید، فکر تازه‌ای کنید و او را به یک مکان مناسبی ببرید تا او با خیال راحت بدود و یا هر کاری دوست دارد، انجام دهد. هرچه‌قدر کم‌تر به او "نه" بگویید روز بهتر و شادتری در انتظارتان خواهدبود.
4- با زبان اشاره با او ارتباط برقرار کنید.
حتی در ماه‌های اول نیز شما می‌توانید، با زبان اشاره به او بگویید که کاری را انجام ندهد. کودک شما نیاز دارد قبل از آن‌که "نه" بشنود، با زبان اشاره آشنا شود. با حالات چهره خود می‌توانید به او نشان دهید که از کارش ناراحت هستید و نمی‌خواهید آن را انجام دهد. اگر او به این کار عادت کند، خیلی کارها را با زبان بی‌زبانی می‌توانید به او تفهیم کنید. اگر کودکتان به‌طور مرتب شاهد رفتارهای مثبتی مانند: نگاه افتخارآمیز به او، ارتباط چشمی با او برقرارکردن، او را در آغوش کشیدن، ابراز خوشحالی کردن و... از جانب شما باشد، خیلی زود معنای "نه" را متوجه می‌شود.
تحقیقات نشان داده‌است والدینی که ارتباط نزدیکی با فرزند خود دارند و ساعاتی را در طی روز با او می‌گذرانند، بسیار راحت‌تر می‌توانند منظورشان را به او برسانند. زبان اشاره برای برخی از کودکان بسیار کارساز و مؤثر است. آن‌ها منظور شما را بدون ردوبدل‌کردن حتی یک کلمه متوجه می‌شوند. مادری در این‌باره می‌گفت: "معمولاً هروقت نمی‌خواهم کودکم کاری را انجام دهد، کافی است کمی اخم کنم، تا او کاملاً منظور مرا متوجه شود".
5- با لحن صدای خود او را آگاه کنید.
گاهی اوقات، تنها با زبان اشاره نمی‌توان با کودک ارتباط برقرار کرد. به‌جای "نه"گفتن به‌طور مستقیم، با لحن صدای خود، او را آگاه کنید. بچه‌ها بسیار زود از لحن شما متوجه منظورتان می‌شوند. بنابراین به‌جای "نه"گفتن‌های مکرر، از روش‌های متفاوت دیگری استفاده کنید. سعی کنید موقعی صدایتان را بلند کنید که واقعاً کودک درمعرض خطر است. بنابراین شدت صدایتان، نوع رفتار او را تعیین خواهدکرد.

6- با نگاه‌کردن با او صحبت کنید.
شما می‌توانید بدون ردوبدل‌کردن حتی یک کلمه با او ارتباط برقرار کنید. خیلی‌ها فقط با طرز نگاه خود، کودک را متوجه کار نادرستش می‌کنند. ناهید این کار را خیلی خوب با کودکش انجام می‌دهد. او وقتی سرش را کمی برمی‌گرداند، به چشم‌های کودک دوساله‌اش خیره می‌شود و یا حالت چهره‌اش را تغییر می‌دهد، به کودک خود این پیام‌ها را می‌دهد: "در عین‌حال که تو را دوست دارم و می‌دانم که تو بسیار بچه خوبی هستی ولی بدان که من از این کارت راضی نیستم. "همواره به‌خاطر داشته‌باشید حالت چشم‌های شما کاملاً بیانگر احساسات و افکار شماست. اگر شما از دست فرزندتان عصبانی و خشمگین باشید، او می‌تواند این موضوع را از چشم‌های شما بخواند. اگر دچار چنین حالتی شدید و با نگاه خود احساسات طرف مقابلتان را جریحه‌دار کردید فوراً از او عذرخواهی کنید، تا او نیز این کار را از شما فرا بگیرد. لحن صدا و نگاهتان نباید طوری باشد که به شخصیت فرزندتان لطمه‌ای وارد شود. او با نگاه و صدای شما باید متوجه کار نادرستش بشود، نه این‌که فکر کند شما او را دوست ندارید، بنابراین وقتی با نگاه با او ارتباط برقرار می‌کنید، بعد از آن او را در آغوش بکشید،‌ لبخند بزنید و او را ببوسید. در چنین حالتی او قطعاً متوجه کار اشتباهش خواهدشد.
7- به‌جای "نه"گفتن از جملات جانشین استفاده کنید.
"نه"گفتن زیاد باعث می‌شود که اثر آن به‌زودی ازبین‌برود. به‌جای این‌که مرتب به فرزندتان "نه" بگویید، می‌توانید از جملات جانشین استفاده کنید. به این مثال توجه کنید: هنگامی‌که کودک نوپای شما علاقه دارد به بچه گربه‌ها نزدیک شود و به آن‌ها دست بزند، به او بگویید: "نه"، جلو نرو". بعد ادامه دهید: "کثیفه! مریض می‌شوی." "این کار را می‌توانید با تغییردادن حالت چهره خود به او نشان دهید. او بالاخره متوجه می‌شود و به بچه‌گربه‌ها نزدیک نمی‌شود.
یک روز متین دوساله به طرف جعبه بادام‌زمینی رفت و چند تا از آن‌ها را برداشت. بادام‌زمینی جزو لیست غذاهایی بود که دکتر به‌دلیل احتمال خفگی برای کودکان زیر سه‌سال منع کرده‌بود. در این لحظه، ناهید به طرف او رفت و به چشم‌هایش به‌طور مستقیم نگاه کرد و باآرامی گفت: "این‌ها برای متین نیستند." لحن صدا و طرز نگاه او باعث شد که متین همه بادام زمینی‌ها را به مادرش بدهد. در این‌جا ناهید به جای گفتن "نه" از جمله دیگری مانند "این‌ها برای متین نیستند" استفاده کرد. مطمئن باشید اگر شما از همان دوران نوپایی این روش را آغاز کنید، او خیلی زود با شما هماهنگ می‌شود و طبق دستورات شما عمل می‌کند.
"نه" کلمه‌ای است که خیلی راحت و سریع به زبان می‌آید، ولی نباید زیاد از این کلمه استفاده کرد، چون نتیجه عکس دارد. کوکان باهوش با زیاد شنیدن "نه" دیگر به حرف‌های شما توجهی نشان نمی‌دهند و کار خود را دنبال می‌کنند. بنابراین از جملات جایگزین برای "نه" استفاده کنید، تا او نسبت به این کلمه بی‌اعتنا و بی‌توجه نشود.
8- در شرایط مختلف نوع گفت‌وگوی خود را تغییر دهید.
در موقعیت‌های گوناگون سعی کنید به طرق مختلف صحبت کنید. مادری در این‌باره می‌گفت: بچه‌ها از طرز صحبت من در شرایط مختلف کاملاً متوجه منظورم می‌شوند. به‌عنوان مثال وقتی یک روز کودک دوساله‌ام اذیت می‌کرد و من به او تذکر دادم، کودک چهارساله‌ام به او گفت: "وقتی مامان این‌طوری صحبت می‌کند، یعنی نکن دیگه."
9- بعد از هر "نه" گفتن از یک جمله مثبت دیگری استفاده کنید.
هم‌زمان با یک جمله منفی از یک جمله مثبت نیز می‌توانید استفاده کنید. به‌عنوان مثال: "چاقو را برندار، ولی می‌توانی توپ را برداری." و یا "تو نمی‌توانی تنها به آن طرف خیابان بروی، ولی می‌توانی به مامان کمک کنی و دم در خانه را جارو کنی." همواره سعی کنید از جملات مثبتی استفاده کنید تا او قانع شود.
10- برای جلوگیری از افزایش "نه" گفتن‌ها او را از قبل آماده کنید.
اگر می‌خواهید با فرزندتان به مغازه اسباب‌بازی فروشی بروید و برای دوستش کادوی تولد بخرید، باید متوجه این موضوع نیز باشید که با درخواست‌های مکرر او در مغازه مواجه خواهیدشد. او از شما انتظار دارد تمام اسباب‌بازی‌ها را برای او بخرید. پس از قبل او را آماده کنید. به‌جای این‌که مرتب در مغازه بگویید: "نه، برای تو نمی‌خرم." بهتر است قبل از آن‌که وارد مغازه شوید به او بگویید: "امروز می‌خواهیم برای دوستت اسباب‌بازی بخریم،‌ نه برای تو."
11- اجازه دهید کودکتان "نه" بگوید.
خودتا را طوری آماده کنید که با آرامش کامل مخالفت‌های کودکتان را بپذیرید. تصور کنید کودک دوساله‌تان در خانه را باز کرده و به طرف بیرون می‌رود. از او می‌خواهید که در را ببندد و به خانه برگردد، ولی او فریاد می‌زند و می‌گوید: "نه!" ممکن است عکس‌العمل شما در وهله اول بدین‌صورت باشد: "حالا دیگر این بچه کارش به این‌جا رسیده که جواب من را هم می‌دهد. حالا به او نشان می‌دهم که رییس کیست و ... " مطمئن باشید این‌گونه رفتار برای کودکان نوپا بسیار طبیعی است. هیچ اشکالی ندارد، اگر آن‌ها مخالفتشان را به شما ابراز کنند. به هیچ‌عنوان فکر نکنید آن‌ها می‌خواهند با شما لجبازی کنند. آن‌ها باید در این سن "نه" بگویند تا شخصیتشان شکل بگیرد و هویت خود را پیدا کنند. این بدان معنا نیست که کودکتان می‌خواهد قدرت شما را زیرسؤال ببرد! برخی از والدین اصلاً نمی‌توانند "نه" را از زبان فرزندشان بشنوند، زیر تصور می‌کنند آن‌ها به دستوررات‌شان اهمیتی نمی‌دهند و به آن‌ها احترام نمی‌گذارند. والدین باید به افکار فرزندان خود احترام بگذارند و وارد حریم شخصی آن‌ها نشوند. اگر می‌خواهید فرزندتان درآینده سست عنصر نباشد و بتوانند به پیشنهادهای نامناسب دوستان خود (دزدی،‌ موادمخدرو...) پاسخ منفی بدهند، پس از همین دوران کودکی بگذارید آن‌ها با شما مخالفت کنند و "نه" بگویند.


12- با شوخی به او "نه" بگویید.
یک روز وقتی ناهید به اتاق رفت، مبینا و دوستش را دید که مشغول دیدن فیلم خشنی هستند که اصلاً مناسب سن آن‌ها نیست. با آن‌ها چند دقیقه‌ای از فیلم را نگاه کرد و صلاح‌دید که آن‌ها ادامه فیلم را نبینند و تلویزیون خاموش شود. همیشه آن‌ها در آن ساعت بیرون از خانه مشغول بازی بودند. در آن لحظه تصمیم گرفت به جای این‌که با نظر آن‌ها مخالفت کند، کار بامزه‌ای انجام دهد و با شوخی به آن‌ها "نه" بگوید. تلویزیون را خاموش کرد و جای یکی از شخصیت‌های فیلم با همان صدا و لهجه چند لحظه‌ای بازی کرد و رفتار بامزه‌ای از خود نشان داد. به‌قدری خوب کارش را انجام داد که هردوی آَن‌ها مات و مبهوت به اون نگاه می‌کردند و نمی‌توانستند باور کنند مادرشان به این خوبی بازی کند. ناهید در قالب یکی از شخصیت‌ها و با همان صدا و لهجه به آن‌ها گفت که بهتر است به‌جای تلویزیون دیدن، کار بهتر و مفیدتری پیدا کنند.


13- همزمان با گفتن "نه" نام او را نیز بگویید.
روزی می‌خواستم مبین را جایی ببرم که اصلاً دوست نداشت و مرتب می‌گفت: "نه، بابا نمی‌آیم." وقتی بابا را در کنار "نه" به‌کار می‌برد، می‌خواست با سیاست خاصی به هدفش برسد و ما به حرفش گوش دهیم. او با این روش پیام خود را با نرمش بیشتری انتقال می‌داد. شما نیز به جای این‌که "نه" را به‌طور مستقیم و تنها به‌کار ببرید، بهتر است همزمان با آن، نام او را نیز بگویید. با این عمل به مخاطب خود احترام می‌گذارید و با انعطاف بیشتری پیامتان را منتقل می‌کنید. برخی از والدین به فرزند خود دستور می‌دهند و با این عمل می‌خواهند قدرتشان را به او نشان دهند. درصورتی‌که کاملاً در اشتباه هستند و نتیجه کاملاً عکس می‌گیرند. در اصل، فردی قدرت‌مند است که به طرف مقابل خود احترام بگذارد. پس شما والدین عزیز همواره قدرت‌مند باشید و به فرزندان خود بااحترام فراوان برخورد کنید.
14- جوی را به‌وجودآورید که او به صحبت‌های شما گوش کند.
روزی یکی از دوستانم با شکایت و ناراحتی زیاد به من گفت: "تازگی‌ها بسیار زود عصبانی و ناراحت می‌شوم و اصلاً از این وضع راضی نیستم. مدام در حال دعوا با بچه‌ام هستم. رضا حتی به ساده‌ترین درخواست‌های من نیز توجهی نمی‌کند. دوست ندارم این وضع ادامه پیدا کند. می‌خواهم از زندگی لذت ببرم و شاد باشم." به او پیشنهاد دادم: "دقیقاً همین گفته‌ها را به او هم بگو. به او بگو من دوست دارم بابای شاد و خوشحالی باشم، نه یک بابای بد و عصبی. (یا حتی می‌توانید از خود کودکتان این‌طور بپرسید، آیا دوست داری بابای خوش‌اخلاق و خوب داشته‌باشی یا یک بابای بد و عصبی؟) اگر به من کمک کنی یک بابای خوب و خوشحال باشم و تعداد حرف گوش‌کردن‌هایت بیشتر از مخالفت‌هایت باشد، مطمئن باش روز خیلی خوبی خواهیم‌داشت و هر روز یک کار که تو دوست داری، با هم انجام می‌دهیم." برای این کار می‌توانید به کودکتان بگویید در یک جدول به تعداد کارهای خوب بیشتر تشویق می‌شود. بعد از مدتی او متوجه می‌شود که چه‌قدر بابای خوب و خوش‌اخلاق بهتر از یک بابای تند و عصبی است.
15- با او به‌طور منطقی برخورد کنید.
هنگامی‌که شما می‌خواهید جلوی کار بد و اشتباه کودکتان را بگیرید، لازم نیست این عمل را با خشم و عصبانیت انجام دهید. به‌عنوان مثال فرض کنید کودک شما یک دستگاه ضبط‌صوت کوچکی در جایی پیدا کرده است. به‌نظر او این یک اسباب‌بازی بسیار خوب و جالبی است. به‌جای این‌که آن را به زور از دستش بگیرید و او را دنبال خودتان بکشانید، چند دقیقه وقت بگذارید و موضوع را برای او روشن کنید و بگویید که این ضبط مال ما نیست و بعد با زبان خودش به ضبط‌صوت بگویید: "بای، بای ضبط‌صوت." او با این روش منطقی و دوستانه خیلی راحت‌تر گفته شما را می‌پذیرد و احتمال لجبازی او نیز کاهش می‌یابد.
16- روی حرف خود بایستید.
هنگامی‌که با او صحبتی می‌کنید، روی حرف خود بایستید و به آن عمل کنید. چند ماه طول کشید که ما به مبین آموزش دادیم که اگر دوست دارد پیش از خواب برایش داستان تعریف کنیم، اول باید مسواکش را بزند. برای این‌که منظورمان را بهتر متوجه شود، بعضی شب‌ها بدون هیچ‌گونه اجبار تنها می‌گفتیم، امشب از داستان خبری نیست، بعد هم چراغ‌ها را خاموش می‌کردیم و می‌خوابیدیم. او واقعاً متوجه جدیت ما شد و شب‌های بعد خودش برای مسواک‌زدن پیش‌قدم می‌شد.

17- محدودیت‌هایی برای او تعیین کنید.
برخی والدین همه‌چیز را به نحو احسن برای فرزندان خود مهیا می‌کنند تا مبادا آن‌ها ناراحت و عصبانی شوند. این‌گونه پدر و مادرها به‌ندرت به فرزندانشان "نه" می‌گویند. مادران باید فرابگیرند که از همان ابتدا به کودک خود "نه" بگویند، یعنی درست موقعی‌که نوزاد شروع به شیرخوردن از سینه مادر می‌کند. مادر به هیچ‌عنوان نباید اجازه بدهد که نوزاد سینه‌اش را گاز بگیرد. باید او را از همان ابتدا متوجه کار نادرستش بکند. درحقیقت، این عمل اولین گام در جهت تربیت صحیح است. بعضی مادران این کار را نمی‌کنند، زیرا می‌ترسند که نوزادشان گریه و زاری کند و تغذیه کامل نشود، درنتیجه به او اجازه می‌دهند کار اشتباه خود را تکرار کند. درصورتی‌که مادران باید بدانند که از همان ابتدا باید حد و مرزها را برای فرزندشان تعیین کنند. از دوران نوپایی می‌توانید به او به‌طور مستقیم "نه" بگویید و یا از جملات جانشین مانند: "بس است، آن را زمین بگذار، خطرناک است" استفاده کنید. با این دستورات، شما حدومرزها را برای او مشخص می‌کنید.
اگر مادران درمواقع مناسب به‌طور جدی، محکم و باعشق و محبت به فرزندشان "نه" بگویند و با آن‌ها مخالفت کنند، هیچ‌گونه آسیبی به شخصیت آن‌ها وارد نمی‌شود و آن‌ها به مرور زمان به این محدودیت‌ها عادت خواهندکرد.
18- به او مسؤولیت بدهید.
بعضی بچه‌ها به‌هیچ‌عنوان زیر بار صحبت‌های والدین خود نمی‌روند. آن‌قدر خواسته خود را تکرار می‌کنند و می‌گویند تا شما خسته شوید و "بله" بگویید. این روش اصلاً صحیح نیست. اگر هم می‌خواهید نظر او را بپذیرید، ابتدا سعی کنید با او در آن مورد کاملاً صحبت کنید. اگر فکر کردید واقعاً حق با اوست، بهتر است منطقی عمل کنید، انعطاف‌پذیر باشید و گفته او را قبول کنید. در این حالت، او تصور نمی‌کند که با زور می‌تواند نظر خود را عملی کند. درعوض می‌آموزد که حتی برای تغییر نظر شما نیز باید دلایل محکم و قانع‌کننده‌ای داشته‌باشد.
روزی (مبین) پسرم از من خواست تا برای او یک کبوتر بخرم. علی‌رغم این‌که با او مخالف بودم و نظر او را در آن‌موقع بچه‌گانه و مسخره می‌دانستم، ولی باز هم دلایل او را به‌طور کامل شنیدم و برای نظرش احترام قائل شدم. بعد به او گفتم: "کاملاً تو را درک می‌کنم و می‌دانم بعضی از دوستانت کبوتر دارند و تو هم خیلی کبوتر دوست داری ولی باید بدانی تو الآن اصلاً نمی‌دانی چه‌طور از آن نگهداری کنی و برای این کار آمادگی کافی نداری. اگر چند ماه صبر کنی تا بزرگ تر شوی و کاملاً به ما نشان دهی که از عهده تمام کارهای مربوط به کبوتر برمی‌آیی، بعداً با هم درمورد آن صحبت می‌کنیم. "بالاخره نه ماه بعد برای مبین چند کبوتر خریدیم و او از این ماجرا درس بزرگی گرفت که برای رسیدن به آرزوهایش عجله نکند و خود بتواند مسؤولیت اعمالش را برعهده بگیرد.

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh