قصد بارداری
دوره اول بارداری
دوره دوم بارداری
دوره سوم بارداری
نوزادی
کودکی

شیوه¬های موثر در برقراری رابطه با زنان

شیوه¬های موثر در برقراری رابطه با زنان
چکیده این مطلب : انتشار : 1395/09/10 0 نظر 640 بازدید

کانون خانواده برای کامیابی نیازمند پاره¬ای از بنیادهای ضروری است. زیرا باید دانست که این بنیاد¬ها با مفاهیم طبق اهمیتی که دارند ترتیب نیافته-اند تا زن و شوهر با نخستین آن¬ها کار را آغاز کنند و با واپسین آن¬ها کامیابی را به فرجام رسانند. هر کدام از زن و شوهر ویژگی¬های متمایز و وضعیت ارتباطی متفاوتی با دیگران دارند، گاه ارتباط¬شان با عشق یا احساس وابستگی و گاه نیز با دوستی و همکاری آغاز می¬شود. مهم آن نیست که از کجا آغاز کنیم بلکه مهم این مطلب است که پیوند زناشویی همه¬ی این مفاهیم را دربرداشته باشد.

چگونه به شیوه¬های موثر در برقراری رابطه با زنان دست یابیم؟

این سؤال از جمله هزاران سؤالاتی بود که بسیاری از مردان در خصوص شناخت و درک بهتر دنیای درونی زنان از من پرسیده¬اند بنابراین ¬برای پاسخ به این سؤال، به تفکر و تعمق جدی در بیان راه¬کارها و شیوه¬های درست پرداختم . ایجاد تمایز میان دنیای درونی مردان و زنان کار چندان آسانی نیست زیرا هر¬کسی بواسطه¬ی شناخت دنیای درونی خود با دیگران رفتار و برخورد می¬کند این موضوع میان زن و شوهرها نیز کاملا صادق است یعنی مردان بواسطه¬ی جنس سخت و مذکرشان و علاقه¬مندی به دنیای درونی خود با ¬همسرشان بخورد می¬کنند و گاهی به دلیل کم بودن احساسات¬شان با زنان دچار مشکل می¬شوند زیرا نمی¬دانند دنیای درونی زنان با دنیای درونی مردان کاملاً متفاوت و متمایز است.

 

بررسی پایه¬های اصلی کامیابی در پیوند زناشویی:

کانون خانواده برای کامیابی نیازمند پاره¬ای از بنیادهای ضروری است. زیرا باید دانست که این بنیاد¬ها با مفاهیم طبق اهمیتی که دارند ترتیب نیافته-اند تا زن و شوهر با نخستین آن¬ها کار را آغاز کنند و با واپسین آن¬ها کامیابی را به فرجام رسانند. هر کدام از زن و شوهر ویژگی¬های متمایز و وضعیت ارتباطی متفاوتی با دیگران دارند، گاه ارتباط¬شان با عشق یا احساس وابستگی و گاه نیز با دوستی و همکاری آغاز می¬شود. مهم آن نیست که از کجا آغاز کنیم بلکه مهم این مطلب است که پیوند زناشویی همه¬ی این مفاهیم را دربرداشته باشد.


عشق:

به یاد دارم یکی از اساتید مشهور روان¬شناسی درباره¬ی رابطه¬ی عشق در روابط خانوادگی می¬گفت: عشق آمیزه¬ای از قدرت و مهرورزی است چون هر کدام از زن و مرد قصد دارند با توجه ویژه¬ی خود دیگری را فرابگیرد و عطوفت و مهرورزی خویش را بر او بپاشاند. هر کدام قصد دارند به دیگری پناه برند تا از همدیگر توجه و مهربانی دریافت کنند مثل کودکی که محبت و توجه پدر و مادر خود نیاز دارد . عموماً شوهر نباید منتظر بماند تا از همان آغاز زندگی زناشویی عشقی پخته و کامل به سراغش بیاید چون جنبه¬ی حسی در زندگی زناشویی بویژه زن نیازمند زمینه¬سازی دراز مدت و تربیت دقیق است.


احترام:

در طی عوامل و جریانات مختلف زندگی، توجه به این نکته مهم است که زن و شوهر باید به شخصیت طرف مقابل خود احترام بگذارند و قبل از محاسن و خوبی¬های هم، عیوب و کاستی¬های یکدیگر را بپذیرند. زیرا پذیرش نیز به معنای درک این مفهوم است که بخشی از ویژگی¬های شریک وی شاید زاییده¬ی اوضاع و محیط باشد. از این رو زن و مرد نباید بکوشند تا از عیب و کاستی¬های هم دیگر خرده بگیرند تا احساس دلتنگی کنند بلکه باید در صدد باشند تا با قدرت آن¬ها را تغییر دهند. برخی از این عیب¬ها در طول رابطه و زندگی مشترک به خودی خود کم رنگ می¬شوند و از بین می-روند به¬ ویژه زمانی که طرف مقابل آن حس کند همسرش صرفاً به خاطر او آن عیب¬ها را تحمل می¬کند، با آنکه ممکن است آن ویژگی¬ها همچنان باقی بماند. بنابراین انتقاد مداوم و کشمکش پیوسته درباره¬ی آن¬ها چه سودی دارد؟! بر اساس آمار جدایی و طلاق زوجین، این امر جز افزایش دشواری¬ها و خستگی¬ها فرجام دیگری ندارد. هدف دیگر از احترام گذاشتن، ارج نهادن به دیدگاه¬های طرف مقابل است حتی اگر آن ویژگی¬ها با خواسته¬هایتان همگام نباشد. در اینجاست که اصل تقارب فکری خود را نشان می¬دهید. این حالت بدان معناست که باید هر کدام به دیدگاه¬های دیگری احترام بگذارند . حرمت گذاشتن نیز به معنای محترم دانستن وی در بود و نبود اوست. چون این درست نیست که هنگام غیبت شریک زندگی در برابر دیگران مخصوصاً در برابر خانواده و همکاران¬تان از وی شکوه سر دهیم. زیرا این امر قبل از آنکه کانون وجود شریک زندگی را در برابر چشم دیگران ویران کند در درون خود فرد ویرانی بوجود می آورد.


وابستگی:

احساس وابستگی به یک اصل خانوادگی ، از مفاهیم بنیادی در روابط زناشویی به شمار می¬آید . ازدواج صرفاً یک پیوند رسمی نیست که به موجب آن احساس عاطفی بین زن و شوهر ایجاد شود. ازدواج بسیار فراتر و متعالی تر از این حرف¬هاست. چرا که از نظر روان¬شناسی ازدواج به معنای آن است که دو نفر پذیرفته¬اند مسیر زندگی خویش را با یکدیگر تکمیل کنند ، هر کدام دردسرها و دردهای دیگری را دردسرها و دردهای خود بدانند و با خوشی¬های شریک زندگی قلب او نیز از شادی به وجد آید و پایکوبی کند. هر نوع کامیابی و دستیابی به هدفی از زندگی مشترک به نفع خانواده ثبت خواهد شد نه به نفع فردی خاص !! بنابراین زن و شوهر باید در ابتدای تفکر به هر چیزی نیازمند وجود یکدیگر باشند تا بتوانند به واسطه¬ی تکامل یکدیگر مسیرهای ناهموار زندگی را هموار سازند.

همکاری:

همکاری از مشخصه¬های بارزی است که بایستی زن و شوهر بدان آراسته باشند. هر کدام بایستی تکیه¬گاه دیگری باشند. البته برخی اشکال منفی که گاه در پاره¬ای از خانواده¬ها دیده می¬شود شاید اشاره به آن¬ها مفید واقع شود. چرا که یکی از طرفین ممکن است راه کامیابی را بر دیگری مسدود کند و در گذراندن موانع در پیش روی او دست به هر کاری بزند. گویی که کامیابی او از ارج و عظمت آن فرد خواهد کاست. و گاه اشکال زیبایی از همکاری زن و شوهر دیده می¬شود که هر کدام به دیگری کمک می کند تا گامی به پیش بگذارند. البته بر اساس مفاهیم روان¬شناسی هیچ مانعی نیست که یکی از طرفین از پاره¬ای اهداف خویش دست بکشد. بویژه اگر راه را برای تحقق اهداف همسرش می¬بست. چون هر پیشرفتی که هر کدام از طرفین نایل می¬شوند در فرجام به سود خانواده خواهد بود . پس در این میان مردان باید به این نکته واقف باشند که گاهی همکاری با  همسر نه تنها به نفع او بلکه به نفع خودشان است چرا که با این رفتار می¬توانند محبت و دوستی خودشان را به همسر خود ثابت کنند. چرا که بر اساس تحقیقات ، مردان عادت دارند با همکاری، محبت خود را ثابت کنند تا از روی گفتار و این حالت کاملاً برعکس رفتار زنان است!!


دوستی:

دوستی شاید تنها واژه¬ای باشد که تمام مشخصه¬های پیشین در باب مفاهیم اساسی روابط زناشویی را در برداشته باشد. دوستی یعنی عشق حقیقی ، احترام متقابل و متکی به تفاهم و وابستگی به معنای تعهد ادبی و معنوی در قبال یکدیگر است.  بنابراین زیباترین مسئله¬ای که میان زن و شوهر اتفاق می¬افتد دوستی با هم است. گاهی شوهر نمی¬تواند تمام خواسته¬ها و حرف¬های دلش را برای همسر خود متجلی کند ولی زمانی که احساس کند همسرش دوست اوست و می¬تواند انگیزه¬های رفتاری او را درک کند و ارج بگذارد و حرف¬های وی را بد برداشت و تعبیر نکند. آن¬ها را برای او بازگو می¬کند و این رفتار گاهی در میان زنان حاکم است که زنان با داشتن زندگی مشترک ، حرف¬ها و درددل¬های خود را با دوستان خود درمیان می-گذارند چرا که مرد روی دوستی به آن¬ها نشان نمی¬دهد. دوستی میان زن و شوهر موجب بروز اعتماد و اطمینان بیشتر میان آن¬ها می¬شود. زمانی که باورها و خواسته¬های ویژه¬ی پیوند¬های خانوادگی برای یک مقطع زمانی در مواضع گوناگون از آرامش و استقرار نسبی برخوردارند، خانواده می¬تواند به وظایف خود بپردازد و اعضای خانواده که در رأس آن زن و شوهر (پدر و مادر) قرار دارند می¬توانند بواسطه¬ی دوستی با یکدیگر از فرایندهای هم کنشی مشارکت استفاده کنند و هر کدام مسئول تکامل یک بخشی از زندگی باشند. پس شما مردان عزیز باید بدانید که مهمترین رکن دوستی با ¬همسرتان، نشان دادن روی گشاده¬ی خود است . هر چه مرد با خلق و خوی بهتر با همسر خود برخورد کند بهتر و بیشتر می¬تواند غرق محبت و علاقه¬ی همسر خود شود، چرا که میان زن و شوهر ، تفاهم به بار می¬آورد و موجب انسجام و پایداری رابطه و زندگی مشترک خواهد شد. مردان باید این نکته را در نظر داشته باشند که بروز سازگاری زن و شوهر احترام گذاردن به دیدگاه-های گوناگون و تحقق مشارکت دو سویه رابطه میان زن و مرد را تا حدودی تقویت خواهد کرد و سازگاری و انطباق را مستمر خواهد کرد.

زندگی جام پری نیست که آن را سر بکشیم بلکه جامی است بس تهی که باید آن را پر کنیم و این حالت میسّر نخواهد بود مگر با سازش و انطباق میان زن و شوهر.

مردان باید به این نکته¬ی مهم آگاه باشند که زن امروزی با زن دیروزی فرق دارد. تمدّن جدید ، فناوری مدرن، ماهواره و کامپیوتر و رسانه¬های همگانی همه چیز را به کلی تغییر داده است . زیرا زن امروزی در اجتماع کنونی برای خودش صاحب جایگاه ویژه¬ای شده است. چرا که زنان امروزی در نقش وکیل ظاهر می¬شوند، مثل مردان پر قدرت ، از موکلین خود دفاع می¬کنند و یا مردان مجرم را به زندان می¬اندازند. گاه زن امروزی در نقش یک پزشک ایفای نقش می¬کند و در این میان بیمار خود را که ممکن است مرد باشد جراحی و درمان می¬کند. پرستاری است که با صحبت با بیمار مرد خود ، به او آرامش می¬دهد. خانم مهندسی که در محوطه¬ی بنایی یک آپارتمان چند صد واحد به سرکارگرها، معمارها و بناها فرمان می¬دهد. خلاصه که زن امروزی با زن دیروزی که شامل مادر و مادربزرگ¬های¬مان است کاملاً فرق اساسی دارد. امروزه حتی زنان خانه¬دار سطح دانش خود را بالا برده و به حق و حقوق خود کاملاً آشنا هستند. شناخت شخصیت جدید زنان باید مردان را از تفکر سنتی گذشته شان دور سازد. بنابراین به شما مردان عزیز توصیه می¬کنم قبل از آنکه تعصب و غیرت بی¬جا به خرج دهید تا همسرتان را سر جای خود بنشانید بهتر است به تمامی حق و حقوق انسانی او آشنا باشید. چرا که زن رکن اصلی تشکیل زندگی مشترک به حساب می¬آید. اگر همسرتان از چیزی ناراضی باشد مطمئن باشید آثار این عدم رضایت بر رفتار و عملکرد شما نیز تأثیر خواهد گذاشت. به شما توصیه می¬کنم برای ورود به دنیای درونی زن مورد علاقه¬ی خود سطح توقعات ، توانایی¬ها، وظایف ، خواب ، علایق، احساسات ، برخوردها ، رفتارها، رقت ... او را بشناسید تا با آن چیزی که انتظارش را دارید رو به رو  شوید. چرا که یک زندگی و ارتباط شناخته نشده ، ارزش زیستن و ماندن را ندارد. زیرا هیچ کسی مجبور به ازدواج برقراری نزدیک و صمیمی نیست ولی هر کس که اقدام به تشکیل زندگی زناشویی می¬کند باید از قوانین آن پیروی کند و این زندگی مشترک را زن و شوهر باید به گونه¬ای بسازند که گویی شخصیت اخلاقی واحدی دارند. پس درصدد تغییر رفتار و اخلاق و احساسات همسرتان نباشید ، چرا که این حالت تنها خودخواهی¬تان را نشان می¬دهد نه عاشق بودن¬تان ! پس به هویت فردی همسرتان احترام بگذارید تا بتوانید به دنیای پر رمز و راز اما هموار آن قدم بگذارید.

 

 

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

به چه موضوعی علاقه مندید؟

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع کاربر ما بپیوندید