مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

بحث و مشاجره

بحث و مشاجره
چکیده این مطلب : انتشار : 1395/09/16 0 نظر 288 بازدید

زن و مرد با مشاجره هم عواطف خود را جریحه¬دار می¬کنند و هم رابطه زناشوئی¬شان مختل می¬شود، دعوا و مشاجره، این ارتباط را خراب می¬کند. انسان هر قدر به کسی نزدیک¬تر باشد، بیشتر اسباب ناراحتی او می¬شود. من جداً توصیه می¬کنم که زن و شوهر¬ها از نزاع با یکدیگر پرهیز کنند¬. هنگامی که دو نفر با هم رابطه عاطفی و جنسی ندارند، در هنگام پیش آمدن اختلاف می¬توانند منطقی¬تر رفتار کنند و کار به دعوا نکشد، اما زن و شوهرها، هنگامی که دعوا می¬کنند، خیلی ساده مسائل را به مسائل خصوصی¬تر و شخصی¬تر ربط می¬دهند.

از بحث و مشاجره دوری کنیم!

زن و مرد با مشاجره هم عواطف خود را جریحه¬دار می¬کنند و هم رابطه زناشوئی¬شان مختل می¬شود، دعوا و مشاجره، این ارتباط را خراب می¬کند. انسان هر قدر به کسی نزدیک¬تر باشد، بیشتر اسباب ناراحتی او می¬شود. من جداً توصیه می¬کنم که زن و شوهر¬ها از نزاع با یکدیگر پرهیز کنند¬. هنگامی که دو نفر با هم رابطه عاطفی و جنسی ندارند، در هنگام پیش آمدن اختلاف می¬توانند منطقی¬تر رفتار کنند و کار به دعوا نکشد، اما زن و شوهرها، هنگامی که دعوا می¬کنند، خیلی ساده مسائل را به مسائل خصوصی¬تر و شخصی¬تر ربط می¬دهند.

به عنوان راهنمایی¬، توصیه می¬کنم به جای مشاجره و بزرگ کردن نکات منفی¬، با یکدیگر گفتگو کنید. بهتر است خواسته¬های خود را رک و پوست کنده مطرح کنید.

بعضی از زن و شوهرها بقدری با هم مشاجره می¬کنند که بتدریج  محبت¬شان از بین می¬رود. بعضی هم احساسات صادقانه خود را انکار  می¬کنند تا جلوی مشاجره را بگیرند و در نتیجه ، عشق را در خود نابود می¬کنند. این دو نوع برخورد¬، فرق چندانی با هم ندارند، فرض کنیم یکی جنگ سرد است و دیگری جنگ گرم!

بهتر است بین گفتگو و سکوت تعادلی ایجاد کنیم و از یاد نبریم که با هم تفاوت¬های زیادی داریم و درنتیجه برای ایجاد ارتباط، باید به مهارت¬های ویژه¬ای مجهز باشیم و بی¬آنکه احساسات منفی خود را انکار کنیم، از جر و بحث و دعوا اجتناب کنیم.

هنگام جر و بحث چه اتفاقی روی می¬دهد؟

اگر تفاوت¬های روحی و روانی زن و مرد نادیده گرفته شوند، ناخواسته بحث و دعوا پیش می¬آید و نه تنها همسر که خود ما را هم رنج می¬دهد. بهترین راه جلوگیری از دعوا این است که در ایجاد و حفظ رابطه¬ای صمیمی و محترمانه تلاش کنیم.

اختلاف نظر اگر در حد منطقی باشد، مشکلی ایجاد نمی¬کند و کسی را نمی¬رنجاند ولی اگر به تفاوت¬ها توجه نکنیم، با برداشت¬های غلط و بیان نادرست مطالب خود¬، چاره¬ای جز دعوا پیدا نمی¬کنیم. در شرایط مناسب و منطقی ، بعید است که گفتگو به دعوا ختم شود. زن و شوهرها بی آنکه خود بخواهند باعث رنجش یکدیگر می¬شوند و با دعوا و جار و جنجال، زندگی خود را تلخ می¬کنند. در چنین وضعیتی بدیهی است که حرف همدیگر را نمی¬فهمند و به موضوعاتی خارج از بحث خود کشیده      می¬شوند.

برا¬ی حل مسائل مورد اختلاف، بهتر است که مسائل به شکلی دوستانه مطرح شوند . برا¬ی رسیدن به چنین حسی باید باور کنیم که با ما رفتار محترمانه¬ای می¬شود و به حرف¬های¬مان گوش می¬دهند. اگر طرز رفتار همسر خصمانه باشد، عزت نفس ما جریحه دار می شود.


اغلب زن و شوهر ها بعد از پنج دقیقه بحث کردن ، شروع به دعوا می¬کنند

هر چه انسان با کسی صمیمی¬تر باشد، گوش دادن به حرف¬های او آن هم بدون عکس¬العمل به احساسات منفی مشکل¬تر می¬شود. در چنین مواقعی حتی اگر با نظر فردی که به ما بی¬احترامی می¬کند مخالف هم باشیم، مقاومت می¬کنیم و به مشاجره ادامه می¬دهیم.


چرا در اثر مشاجره رنجش پیش می¬آید؟

در دعوای بین زن و شوهرها معمولاً موضوع مورد اختلاف باعث دعوا نمی¬شود بلکه نحوة بیان مطلب است که طرف مقابل را می¬رنجاند و به موضع¬گیری وادار می¬کند. هنگامی که مردی از لحن همسرش این طور برداشت می¬کند که زن قصد مبارزه با او را دارد، همه سعی خود را    می¬کند که ثابت کند که او درست می¬گوید. در چنین وضعیتی دیگر از عشق و محبت اثری باقی نمی¬ماند ، ارتباط عاشقانه رنگ می¬بازد و هر کلمه ای که توسط زن یا مرد بیان می¬شود، طرف مقابل را زجر می¬دهد. در این-گونه مواقع، یک اختلاف ساده ، توهین و حمله و یک درخواست ساده، امر و نهی تلقی می¬شود. زن در چنین شرایطی در مقابل مرد مقاومت می¬کند و حتی اگر با حرف¬های شوهرش مخالف هم نباشد ، روی خوشی نشان نمی¬دهد.
هنگامی که مرد به احساسات زنش توجه نمی¬کند و با بی مهری او را می¬رنجاند و سپس توضیح می¬دهد که زن نباید ناراحت شود، بدیهی است که به رابطة خود با او لطمه می¬زند. مشکل بر سر موضوع مورد اختلاف نیست، بلکه حالت و لحن عاری از محبت و عشق است که زن را آزار  می¬دهد، در این گونه موارد زن هم از خود واکنش نشان می¬دهد و مرد را ناراحت می¬کند . مرد که علت واکنش زن را نمی فهمد ، به جای این که لحن خود را تغییر بدهد، به تفسیر منظور خود می¬پردازد و متوجه   نمی¬شود که دارد مقدمات شروع یک مشاجره و دعوا را فراهم می¬کند. او تصور می¬کند این زن اوست که قصد دعوا دارد ، در حالی که زن در واقع دارد در مقابل لحن تهاجمی شوهرش از خود دفاع می¬کند و با شنیدن دلایل و توضیحات شوهر، عصبانیتش بیشتر می¬شود.
هنگامی که مرد احساسات جریحه¬دار شده زن را نادیده می¬گیرد و برای این رفتار خود را توجیه کند، از او انتقاد می¬کند، زن آزرده¬تر می¬شود ، اما مرد که آزردگی او را درک نمی¬کند، با لحنی نامهربان¬، آسیب بیشتری به روح و جان شریک زندگی¬اش وارد می¬کند و او را بیشتر آزار می¬دهد.


بر خلاف مردها که یا سکوت می¬کنند و یا راه¬حل ارائه می¬دهند، زن¬ها با گله¬گزاری و نپذیرفتن مرد، کار را به دعوا می¬کشند . زن با لحنی درددل می¬کند که انگار به مرد اعتماد ندارد و مرد با واکنش منفی خود، او را گیج¬تر می¬کند . زن متوجه نیست که با نشان دادن بی اعتمادی به مرد ، او را آزرده خوانده و از خود رنجانده است.
زن و شوهرها برای اجتناب از دعوا باید به خاطر داشته باشند که اصل موضوع اختلاف آن¬ها آن قدرها طرف مقابل را آزار نمی-دهد که لحن او. در یک دعوای دو نفری، یکی از طرفین باید کوتاه بیاید، وگرنه دعوا همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.


بهترین روش برای جلوگیری از دعوا این است که پیشاپیش نکات پیشگیرانه را در نظر بگیریم. بهتر است زن و شوهر به این درک و تشخیص برسند که چه وقت یک گفتگو به بحث تبدیل می¬شود و در آن موقع سکوت کنند. آن¬ها باید به لحن طرف مقابل توجه داشته باشند و ببینند که آیا نیاز عاطفی او را  برآورده می¬سازد یا نه. پس از هر سکوتی می¬توان با ملایمت و صمیمانه گفتگو را ادامه داد. سکوت کردن به فرد فرصت می¬دهد که خونسردی خود را به دست آورد و آرام بگیرد و قبل از شروع دوباره گفتگو، روحیه بهتری پیدا کند.


چهار شیوة جلوگیری از رنجش

با اتخاذ چهار شیوه می¬توان از وارد شدن به مشاجره و رنجش ناشی از آن جلوگیری کرد . این شیوه¬ها عبارتند از :مبارزه، فرار، وانمود¬کردن، کنار آمدن. هر یک از این شیوه¬ها ممکن است برای مدت کوتاهی موجبات آرامش طرفین را فراهم آورد، اما در نهایت به ضرر رابطه زناشویی تمام می شود.
1.    مبارزه: این حالت مخصوص مردهاست. هنگامی که گفتگویی خالی از مهر و صمیمیت باشد، بعضی از افراد خود به خود دعوا و مبارزه را پیش می¬گیرند و با این تصور غلط که "بهترین دفاع، حمله است" سعی     می¬کنند با سرزنش و انتقاد و مقصر جلوه دادن طرف مقابل ، او را از پای درآورند.آن¬ها سر و صدا راه می¬اندازند، عصبانی می¬شوند و گمان می¬کنند با تهدید و ارعاب می¬توانند طرف مقابل را وادار کنند که به آن¬ها محبت کند. هنگامی که همسرشان سکوت یا میدان مبارزه را ترک می-کند،   آن¬ها گمان می برند که برنده شده¬اند ، در حالی که در واقع بازنده   شده¬اند!


تهدید و خشونت، اعتماد طرفمقابل را از بین می¬برد

تهدید و خشونت ، اعتماد طر¬ف مقابل را از بین می¬برد. هنگامی که انسان برای اثبات حقانیت خود سعی می¬کند دیگران را مقصر قلمداد کند، به روابط خود با آن¬ها لطمه می¬زند.
زن و شوهر با دعواهای مکرر، صمیمیت و عشق را از بین می¬برند و روحیه انتقاد پذیری¬شان را از دست می¬دهند. زن¬ها برای این که بتوانند از خود مراقبت کنند ، دیگر با شوهرشان ارتباطی برقرار نمی¬کنند و مردها هم سکوت اختیار می¬کنند و به زن توجه نمی¬کنند . به این ترتیب صمیمیت از بین می رود و زن و شوهر نسبت به هم بی تفاوت می¬شوند.
2. فرار: این هم یکی از شیوه¬های مردهاست. آن¬ها برای اینکه با زن¬ها مقابله نکنند، به غار تنهایی خود پناه می¬برند و از آن بیرون نمی¬آیند. این حالت بی¬شباهت به جنگ سرد نیست .درچنین وضعیتی زن و شوهر با هم حرف نمی¬زنند و مشکلات لاینحل باقی می¬مانند¬. این حالت شباهتی به هنگامی که مرد برای مدتی کوتاه به غار تنهایی خود می¬رود و سپس مشتاق¬تر از قبل بر می¬گردد، ندارد.


مردها از مقابله با زن¬ها هراس دارند و ترجیح می¬دهند آرام باشند و از صحبت¬هایی که به دعوا ختم می¬شود، پرهیز کنند. آن-ها سعی می¬کنند در روابط خود محتاط باشند و زن¬ها هم گاهی از این احتیاط مردها گلایه می¬کنند. بعضی از زن و شوهرها به جای جر و بحث¬، از صحبت درباره موضوع مورد اختلاف خودداری می¬کنند . این رفتار نوعی مجازات طرف مقابل است و در آن اثری از عشق و محبت دیده نمی¬شود.


افرادی که دست به چنین شیوه¬ای می¬زنند، برخلاف افراد گروه اول، مستقیما، به آزار شریک زندگی خود نمی¬پردازند، بلکه او را از محبت خود محروم می¬کنند و آزار می¬دهند. هنگامی که زن یا شوهر محبتش را از دیگری دریغ می¬کند، طرف مقابل نیز محبتش را از دست می¬دهد و در نتیجه، هر دو ضرر می¬کنند.
3. وانمود کردن: این نوع موضع¬گیری مخصوص زن¬هاست. زن¬ها تظاهر می¬کنند که مشکلی پیش نیامده، لبخند می¬زنند و خود را شاد نشان می¬دهند، اما به مرور زمان آزرده می¬شوند. آنان همیشه در قبال شریک زندگی¬شان از خود می¬گذرند، اما در عوض محبت¬شان چیزی دریافت نمی¬کنند، در نتیجه در ابراز محبت دچار مشکل می¬شوند.
زن¬ها از ابراز احساسات صمیمانه و صادقانه می¬ترسند و سعی می¬کنند وانمود کنند که اوضاع روبه¬راه است. مردها وقتی می-گویند "اوضاع خوبه" یا "اشکالی ندارد" منظورشان این است که "اوضاع روبه¬راهه، چون من خودم می¬تونم به تنهایی از پس کارهام بربیام." یا "اشکالی نداره چون خودم خوب می¬دونم باید چه کار کنم." یا "خوبه چون خودم بهش رسیدگی می¬کنم و به کمک کسی هم احتیاج ندارم." ولی وقتی زن¬ها این عبارات را به کار می¬برند، می¬خواهند جلوی بروز اختلاف را بگیرند.


زن¬ها برای این که دریای زندگی¬شان طوفانی نشود، ممکن است خود را گول بزنند و بگویند که هیچ کم و کسری ندارند، در حالی که این طور نیست و زن از خواسته¬¬های خود می¬گذرد که دچار تضاد با شریک زندگی¬اش نشود.
4. کنار آمدن: این هم یکی از کارهای زن¬هاست. آن¬ها به جای جر و بحث ، تسلیم می¬شوند و می¬پذیرند که مقصرند و شوهرشان را ناراحت کرده¬اند. در کوتاه مدت این طور به نظر می¬رسد که زن و شوهر به هم علاقه دارند، ولی در اصل هویت خود را از دست می¬دهند. یک بار مردی نزد من از همسرش گلایه کرد و گفت، "زنمو خیلی دوست دارم . این واسه من همه کاری می¬کنه، فقط نمی¬دونم چرا شاد و خوشحال نیست."این زن بیست سال تمام از خود گذشته و دار و ندارش را به شوهرش داده بود. آن¬ها هیچ وقت با هم دعوا نکرده بودند و هر وقت از زن دربارة رابطه¬شان سؤال می¬کردند، می¬گفت،"رابطه ما هیچ نقصی نداره. شوهرم آدم بسیار دوست داشتنی و خوبیه. اگر هم مشکلی پیش میاد من مقصرم. من همیشه غمگینم و علتش رو هم نمی¬دونم"اندوه این زن به خاطر این بود که بیست سال تمام احساسات و عواطف خود را از یاد برده بود تا رضایت شوهرش را فراهم کند. این¬گونه زن¬ها برای این که شوهرشان راضی باشد از روی غریزه ، خواسته¬های او را حدس می-زنند و خودشان را به شکلی که او می¬خواهد در می¬آورند. نهایتاً هم از این که خود را فدا کرده¬اند، برانگیخته و آزرده می¬شوند.


هر فردی ممکن است در یکی از این مراحل چهارگانه یا هر چهار مرحله گرفتار شود. انسان¬ها معمولاً از یک مرحله به مرحله دیگر می¬روند. در تمام این مراحل، هدف این است که از آزار دیدن اجتناب کنیم، در حالی که واقعاً چنین چیزی اتفاق نمی-افتد. بهترین کار این است که به شکلی منطقی شروع به دعوا را تشخیص بدهیم و از آن دوری کنیم. هنگامی که آرامش برقرار می¬شود، می¬توان گفتگو را دوباره شروع کرد و آرام به بحث ادامه داد. در این بحث¬ها باید احترام طرفین محفوظ بماند تا به تدریج زن و شوهر بیاموزند که بدون جار و جنجال و صدمه زدن به شخصیت طرف مقابل هم می¬توان درباره اختلاف نظرها صحبت کرد.


علل جر و بحث زن و شوهرها

دعوای زن و شوهرها اغلب بر سر مسائل مادی، تصمیم¬گیری¬ها، برنامه ریزی¬ها، ارزش¬ها، تربیت بچه¬ها و مسؤلیت¬های زندگی است. وقتی بحث بر سر این مسائل به دعوا منجر می¬شود که زن و شوهر احساس کنند طرف مقابل آن¬ها را دوست ندارد. همه احساسات دردناک از احساس دوست داشته نشدن سرچشمه ¬می‌گیرند و انسان هنگامی که از نظر عاطفی آزار می¬بیند ، مشکل می¬تواند دیگران را دوست بدارد.

معمولا زن¬ها، متوجه نمی¬شوند که با اختلافات مردها چگونه کنار ¬آیند. مردها دشوار می¬توانند با اختلاف نظرها و احساسات متناقض روبرو شوند و هر چه نسبت به زن خود احساسات صمیمانه¬تری داشته باشند، مواجهه با این اختلافات مشکل¬تر هم می¬شوند. هنگامی که زن از رفتار مرد راضی نیست، مرد این مسأله را شخصی تلقی می¬کند و آن را بی¬علاقگی زن ارتباط می-دهد.

مرد زمانی می¬تواند با این اختلافات کنار بی¬آید که از نظر عاطفی ارضا شده باشد، اما هنگامی که از عشق محروم می¬شود، حالت دفاعی به خود می¬گیرد و شمشیرش را از رو می¬بندد. در این¬گونه موارد ممکن است دعوا به پول و سایر مسائل ارتباط داده شود، اما دلیل اصلی بی¬مهری زن است. 

بررسی¬ها نشان می¬دهد برآوردن نیازهای عاطفی مرد، جلوی بحث و دعوا را می¬گیرد و به او قدرت می¬دهد که با احترام به حرف¬های همسرش گوش بدهد و به او محبت کند. دعواها، اختلاف عقیده¬ها و احساسات منفی را می¬شود با گفتگو و بدون احساس رنجش بر طرف کرد.
ضروری است که زن و شوهرها نیازها و افکار و احساسات یکدیگر را بشناسند تا از هم کدورتی به دل نگیرند. شما موقعی می¬توانید نیازهای شریک زندگی¬تان را برآورده کنید که ارزش گفتگوی دوستانه را بدانید و با خلق خوش و شکیبایی با طرف مقابل برخورد کنید.


ساختار یک دعوا

دعواها معمولاً یک ساختار اساسی دارند. مثال زیر شاید موضوع را بهتر روشن کند:
یک روز من و همسرم برای گردش بیرون رفتیم. بعد از صرف غذا، همه چیز به خیر و خوشی پیش می¬رفت تا این که من درباره امکان یک سرمایه¬گذاری شروع به صحبت کردم. ناگهان همسرم ناراحت شد که چطور فکر می¬کنم که صلاح است بخشی از پس¬اندازمان را صرف خرید اوراق بهادار کنیم. از نظر من این فقط یک فکر بود، در حالی که همسرم تصور می¬کرد من قبلاً برنامه¬ریزی کرده و تصمیم گرفته¬ام. او از این که بدون مشورت با او تصمیم را گرفته بودم، ناراحت شد و من از این که تازه موضوع را مطرح کرده و اصلاً در این زمینه اقدامی نکرده بودم ، کفرم بالا آمد و با هم دعوا کردیم.

تصور من این بود که او از فکر من در مورد سرمایه گذاری جدید خوشش نیامده و دراین مورد تردید دارد و از تصور این که به من اعتماد نمی¬کند، دلخور شدم. او می¬گفت که سرمایه¬گذاری در بازار سهام و بورس همراه با ریسک است¬، در حالی که ناراحتی اصلی او از این بود که با او مشورت نکرده بودم. از آن بدتر این که من به او حق نمی¬دادم که ناراحت شود. بلاخره من به قدری ناراحت شدم که او به خاطر تردید و ناراحتی¬اش عذرخواهی کرد و ما ظاهراً آرام گرفتیم.
کمی بعد که هر دو از جوش و خروش افتادیم‌، همسرم گفت:"خیلی وقت¬ها موقعی که با همدیگه بحث مون می¬شه و من ناراحت می¬شم، تو از ناراحت شدن من دلخور می¬شی و بلاخره کار به جایی می¬رسه که من باید از این بابت عذرخواهی کنم. انگار این وسط یک نکته مهم رو از قلم انداختیم. من دلم می¬خواد تو از این که منو ناراحت می¬کنی¬، متأسف باشی."
حرفش منطقی بود‌. توقع معذرت خواهی از طرف او کاملاً ظالمانه بود، مخصوصاً اینکه من او را ناراحت کرده بودم. با درک این نکته رابطه ما شکل جدیدی به خود گرفت. موقعی که این مسأله را در سمینار مطرح کردم‌، دیدم صدها زن این حرف را تأیید می¬کنند. این هم یکی دیگر از الگوهای ذهنی متفاوت زن و مرد است¬. با هم نگاهی به این الگو       می¬اندازیم.


1.    زن در مورد موضوعی¬، ناراحتی خود را بیان می¬کند.
2.    مرد اصرار می¬کند که ابداً جای ناراحتی نیست.
3.    زن حس می¬کند شوهرش او را قبول ندارد و بیشتر ناراحت می¬شود¬.
4.    مرد حس می¬کند زن او را قبول ندارد و ناراحت می¬شود و از زن ¬توقع دارد به خاطر ناراحت کردن او عذرخواهی کند.
5.    زن عذرخواهی می¬کند ولی نمی¬داند موضوع چیست و به همین دلیل جری¬تر می¬شود و کار به جر و بحث و دعوا می¬کشد.
هنگامی که از ساختار اصلی دعوا مطلع شدم، توانستم به شکل   منصفانه¬تری با موضوع کنار بیایم. توجه کردم که زن¬ها را نباید به خاطر ناراحت شدن¬شان سرزنش کرد، به جای این کار سعی کردم بفهمم چه شد که او را ناراحت کردم و تصمیم گرفتم به او نشان بدهم که به او علاقه دارم. حتی اگر درست متوجه منظور من نشده و از من رنجیده بود، باید به او می¬گفتم که هنوز دوستش دارم و از این که کار به جر و بحث کشیده ناراحت هستم.

یاد گرفتم موقعی که همسرم ناراحت است، به حرف¬هایش گوش بدهم و بعد تلاش کنم بفهمم که علت ناراحتی او چیست و بعد هم بگویم،"از این که همچنین حرفی زدم ، متأسفم." این شیوه برخورد من به سرعت نتیجه داد و ما دیگر جر و بحث نکردیم.
در هر حال گاهی اوقات معذرت خواستن کار بسیار سختی است . در این جور مواقع نفس عمیقی می¬کشم و سکوت می¬کنم. سعی می¬کنم افکار و احساسات او را بفهمم و به او می¬گویم،"متأسفم که ناراحتت کردم" با این که این جمله با یک معذرت خواهی تمام عیار فرق دارد ، ولی به او    می¬فهماند که به او  علاقه دارم و همین نکته تأثیر مهمی بر زندگی ما می¬گذارد.
مردها زورشان می‌آیند که بگویند،"معذرت می¬خواهم"
چون یاد گرفته اند که گفتن این جمله به معنیقبول اشتباه است

مردها زورشان می¬آیند که بگویند،"معذرت می¬خواهم"چون یاد گرفته¬اند که گفتن این جمله به معنی قبول اشتباه است. اما زن¬ها وقتی این جمله را می¬گویند، منظورشان این است که "من حال تو رو می¬فهمم . برام مهمه." زن¬ها از معذرت¬خواهی ترسی ندارند و حتی موقعی هم که اشتباه نمی¬کنند ، برای خاتمه دادن به بحث، عذرخواهی می¬کنند.
اغلب دعواها موقعی شروع می¬شوند که مرد به احساسات همسرش توجه   نمی¬کند و زن با ناراحتی و نارضایتی به او جواب می¬دهد. من ناچار بودم یاد بگیرم که به حرف¬های زنم گوش بدهم و آن¬ها را معتبر بدانم¬. زنم هم تمرین کرد که در هنگام ناراحتی¬، نق بزند و حرف¬هایش را واضح¬تر بیان کند¬، در نتیجه دعواهای ما کمتر شدند و علاقه بیشتری بین ما ایجاد شد.

 

نظرات

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

به چه موضوعی علاقه مندید؟

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و محصولات سایت در ایمیل خود با خبر شوید...

به جمع کاربر ما بپیوندید