مطالب متفاوت‌‌‌‌‌‌‌تر "کودکان طلایی" را در  کانال تلگرام  و  کانال آپارات  دنبال کنید

پرورش هوش هیجانی کودکان از شش تا هشت ماهگی

پرورش هوش هیجانی کودکان از شش تا هشت ماهگی

در ادامه مقاله قبل( چند روش برای پرورش هیجان، پابه‌پای رشد و نمو کودک )  به پرورش هوش هیجانی کودکان از شش تا هشت ماهگی میپردازیم.

 

در طول این دو ماه برزگ‌ترین و مهم‌ترین اکتشافات دوران زندگی کودک اتفاق می‌افتد. او تمام اشیاء، مردم و مکان‌های پیرامون خود را کشف می‌کند؛ علاوه بر این به روش‌های بیشتری برای بیان احساساتش (ترس، ناکامی، کنجکاوی و...) دست می‌یابد. این آگاهی‌ها برابر است با فرصت‌های جدید و بیشتر برای پرورش هوش هیجانی.

از مهم‌ترین نکاتی که می‌توان درباره‌ی کودکان شش ماهه به آن اشاره کرد، توانایی به خاطر سپردن چیزهایی است که پیش‌تر دیده‌اند، اما اکنون در دید آن‌ها قرار ندارند؛ مهم‌تر آن‌که در حال یاد آوری مسائل ثبت شده، می‌توانند به موارد دیگری توجه کنند.

زمانی که ادراک کودک وسعت می‌یابد، تمام چیزهای پیرامون او برایش حکم یک اسباب بازی را پیدا می‌کنند؛ شما می‌توانید ابراز احساسات او را با رفتارهایی که از خود نشان می‌دهد، مشاهده کنید.

نکته: اگر می‌خواهید رشد هیجانی کودک را سرعت دهید، باید به دعوت‌های او برای بازی، جواب مثبت دهید. نیاز نیست منتظر دعوت کلامی باشید، اگر کمی به حرکات فرزندتان توجه کنید، متوجه می‌شوید که نیاز به یک همبازی دارد (مثلاً زمانی که دست و پا می‌زند و همراه این حرکات می‌خندد.) شما فقط باید واکنش‌های هیجانی او را تقلید کنید. این عمل باعث می‌شود تا کودک واکنش‌های احساسی و هیجانی بیش‌تری از خود نشان دهد.

 

در هشت ماهگی دو تغییر ویژه در کودک دیده خواهد شد.

1)       چهار دست و پا راه رفتن.

2)       تشخیص دادن تفاوت‌های افراد گوناگونی که می‌بیند.

 

 توجه:​تشخیص تفاوت‌های مردم، زمینه را برای بروز ترس در کودک به وجود می‌آورد.

در این دوره از زندگی کودک، اتفاق مهم و ویژه‌ی دیگری رخ خواهد داد که روانشناسان و متخصصین علوم تربیتی آن را "رجوع اجتماعی" نامیده‌اند. تحولات جدیدی که در زندگی کودک ایجاد می‌شود، مهارتی را بنیان می‌گذارند که در اصل باعث کشش کودک برای نزدیکی به اشیاء یا اتفاقات ویژه‌ است و در پی آن رجوع به والدین به خصوص مادر، برای به دست آوردن دانستنی‌های عاطفی؟ فرض کنید کوچولوی هفت ماهه‌ای سوزنی را روی زمین در کنار خود دیده و قصد دارد آن را بردارد؛ مادر متوجه این اتفاق می‌شود و با صدای بلند میگوید: «نه مامان، دست نزن!!» این کودک می‌تواند ترکیب کلمات، لحن صدای مادر و تغییر چهره‌ی مادر را تشخیص دهد و متوجه شود که خطری در کمین اوست.

توجه: اگر کودک به والدینش، رجوع اجتماعی داشت، معلوم می‌شود که دو طرف ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر برقرار کرده‌اند و کودک کاملاً احساس امنیت می‌کند.

نکته: توصیه‌ی بسیار از صاحب‌نظران به والدین این است که رفتار آیینه‌واری را با کودک‌تان به اجرا گذارند. یعنی هر احساسی را که کودک از خود بروز داد، همان احساس را به او منتقل کنند، چه با کلمات چه رفتار.

 

پرورش هوش هیجانی کودکان  از نه تا دوازده ماهگی

در این دوره از زندگی، کودک به اشتراک گذاشتن احساساتش را یاد می‌گیرد و درک می‌کند. او می‌فهمد که مثلاً اگر لباسش کثیف شده و این اتفاق را با مادرش در میان می‌گذارد، مادر می‌گوید: «اوه پسر کوچولوی مامان غذاشو ریخته رو لباساش! بیا ببینم! بیا مامان لباساتو تمیز کنه!» کودک این مسأله را درک خواهد کرد که مادر یا پدر کاملاً احساسات او را متوجه می‌شوند و از آن آگاهند.

کودک این تجربه را زمانی که کوچکتر بوده و پدر و مادر آیینه‌وار با او رفتار می‌کردند، داشته (سه تا شش ماهگی)، اما این را نمی‌دانسته که دو طرف این اتفاق می‌توانند احساسات و تفکرات یکسانی داشته باشند.

آن‌ها در طی این دوره‌ی سه ماهه درمی‌یابد که انسان‌ها و اجسام پیرامون‌شان از پایداری خاصی برخوردارند. و اگر پدر یا مادر از محیط دید او خارج می‌شوند، بدان معنی نیست که دیگر وجود ندارند؛ آن‌ها هستند و کنار من برمی‌گردند. البته باید در نظر داشت که این کودکان، هنوز به درک درستی از زمان و مکان نرسیده‌اند.

نکته: این آگاهی باعث افزایش وابستگی بین کودک و والدین شده و جدایی‌های روزمره را برای والدین مشکل‌تر خواهد نمود. (مثل سرکار رفتن پدر یا ...)

 

کودکان برای ارضاء کامل حس پایداری افراد و اجسام در این مقطع از زندگی‌شان، به بازی قایم‌باشک علاقه‌‌ی شدید نشان می‌دهند. شما می‌توانید یک شی را زیر یک تکه دستمال مخفی کنید و دوباره آن را به او نشان دهید و کم‌کم باز کردن این گره را به خود او بسپارید تا خودش در پی گمشده برود و آن را بیابد.

توجه: درست است ‌‌که کودک شما درسن 10ماهگی نمی‌تواند صحبت کند، اما قطعاً صحبت‌های شما را می‌فهمد، پس برای این‌که بتوانید در زمان ترک منزل از نگرانی او کم کنید، باید به او اطمینان دهید که حتماً کنارش بر خواهید گشت.

 

برای این‌که کودک بتواند بهتر با مسأله‌ی غیبت شما کنار بیاید، یاد آوری چند نکته‌ی مهم خالی از لطف نخواهد بود.

        مراقبی پیدا کنید تا کودک در کنار او احساس آرامش کند.

        لحظه‌ی خروج خود را از خانه به گونه‌ای تنظیم کنید که دقیقاً مصادف با آمدن مراقب نباشد. حداقل زمانی را با او(مراقب) در کنار کودک‌تان بمانید تا کودک احساس امنیت کند.

        اگر در طول روز کودک‌تان چهار دست و پا به اتاق دیگری رفت، اجازه دهید مدتی را به حال خود باشد و تنهایی را تجربه کند.

        اگر همه با هم در یک اتاق هستید و شما قصد رفتن به اتاق دیگری را دارید، حتماً او را ر جریان بگذارید؛ به او بگویید که به اتاق دیگر می‌روید اما خیلی زود بر می‌گردید.

        با او قایم باشک بازی کنید.

        بازی‌هایی را ابداع کنید که احساسات کودک را بر انگیزد ( بفهمد که او را درک می‌کنید). اگر کودک درک کند که احساساتش درک می‌شود، احساس امنیت بیشتری خواهد کرد.

 

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh